دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عوامل تحکیم خانواده

No image
عوامل تحکیم خانواده

خانواده خميرمايه و سنگ بناي جامعه بزرگ انساني است. حكمت الهي بنابر فطرت و آفرينش انسانها طوري نظام‌مند آفريده شده است كه رشد و شكوفايي و رسيدن به آرامش و امنيت رواني منوط به تشكيل خانواده است. در رابطه با زندگي اميرالمؤمنين و برترين بانوي عالم حضرت فاطمه كه برترين اسوه و الگوی مردمان در همه اعصار هستند خانواده اهميت و جايگاه ممتازي را به خود اختصاص داده است. از اين رو ما در اين فراز به شمارش و تبيين عوامل تحكيم خانواده مي‌پردازيم.

تعاون و همكاری و تقسيم كار

در يك خانواده منسجم، پويا و اعتدال گرا هر يك از اعضاء در كارها و رفع سختي‌ها و مشكلات با همديگر مشاركت و همكاري دارند. ضروري‌ترين عامل در استواري هر كانون انساني تقسيم كار است و در تعيين چگونگي تقسيم كار، بيش از هر چيز مي‌بايد به استعدادهاي تكويني مرد و زن نظر داشت و چنين دقت نظري بدون بهره‌گيري از افق برتر وحي امكان پذير نخواهد بود. از سويي امام در خانه با همسرش همكاري مي‌كرد. كار خانه را حضرت زهرا به اختيار خودش انتخاب كرده بود. در عين حال امام مي‌خواهد فشاري بر همسر عزيزش وارد نيايد (و در كارها به او كمك مي‌كند).

پراكندن محبّت

از خانه‌اي كه جوّ حاكم بر آن سرشار از محبت، عاطفه، تفاهم، آرامش و احترام باشد، افراد متعادل و با شخصيت رشد يافته‌اي، سر بر مي‌آورند. اما خانه‌اي كه روح فرزندان خود را از كينه‌توزي، تغذيه مي‌كند كه اساس آنها ترس و خشم است. كاروانهايي از افراد منحرف و جنايتكار به سوي جامعه سرازير مي‌كند. اگر نيك بنگريم خواهيم ديد كه آن خانه‌ای كه علي و فاطمه (صلوات ا... عليهم) در آن زيسته‌اند و فرزنداني چون جوانان اهل بهشت، امام حسن و امام حسين (ع) را تربيت نموده‌اند، در سايه محبت الهي و عطر الفت و پاكدامني بوده كه بوي آن هنوز هم انسانها را شيفته خود مي‌سازد. پس محبت مانند آبي است كه به گياه مي‌رسد، اگر نباشد گياه مي‌خشكد و اگر بيش از حدّ شود ريشه گياه مي‌گندد و خراب مي‌شود و گياه مي‌خشكد. قرآن كريم محبّت نسبت به يكديگر را اينگونه سفارش مي‌نمايد: آنان كه ايمان آورده‌اند و شايسته‌ها انجام داده‌اند خداوند بخشايشگر برايشان دوستي قرار مي‌دهد. يا در آيه‌اي ديگر به محبت و علاقه بين همسران تأكيد شده است. [1]؛ «در ميان شما با همسرانتان دوستي قرار داد و مهر افكند» [2].

ابراز و اظهار علاقه در خانواده

صفاي زندگي به حاكميت عشق و علاقه بر محيط زندگي و معاشرت است و اگر دوستي وعلاقه نباشد، زندگي جهنمي سوزان و فضايي سرد و بي‌روح خواهد شد. ابراز عشق ومحبّت در محيط خانواده ميان زن و مرد و نيز نسبت به فرزندانشان خانه را به بهشت تبديل مي‌كند. چه دوزخ‌هاي سوزاني كه كمبود محبت و عاطفه فرزندان از جانب والدين است و حسرت شنيدن عزيزم، دلبندم، تو را دوست دارم و... سال‌ها بر دل كودكان مي‌ماند و آنها گرفتار عقده كمبود محبّت مي‌شوند. اگر اظهار علاقه در خانواده بنا به هر دليل و توجيهي ترك شود، بايستي خود را آماده رویيدن علف‌هاي هرز در كنار گل زندگي نمود. پس سخنان زشت و نيشدار، عيب جويي‌ها و ظن و گمان‌هاي ناروا درباره يكديگر بازارش گرم خواهد شد. ما در سيره و رفتار خانواده امام علي(ع) طبق آنچه از تاريخ و روايات در دست داريم حتي يك مورد هم سراغ نداريم كه رفتارها و برخوردها از مدار محبت و علاقه و آن چيزي كه مورد رضایت خداوند است، خارج شده باشد. وجود حضرت زهرا به قدري براي حضرت علي مايه آرامش و خشنودي بود كه امام علي در اين باره مي‌فرمايند: «هر وقت به چهره زهرا نگاه مي‌كردم، همين نگاه هر گونه غم و اندوه رااز من بر طرف مي‌کرد.» [3].

پايبندی به تعهدات اخلاقی و اعتقادی

براي يك زندگي سالم و با آرامش رعايت تناسب از نظر ارزش‌هاي اخلاقي و اعتقادي امري مسلّم است. چنانكه تقريبا اكثر افراد با انتخاب لباس خاص با توجه به آيه هُنّ لِباسٌ لكُمْ و أنْتُمْ لِباسٌ لهُن[4] در واقع نوع بينش و طرز تفكر خود را بروز و آشكار مي‌سازند و در صورت عدم تناسب باعث احساس نامطلوب و مشكلات فراواني می‌شوند. مولا علي در همين زمينه مي‌فرمايند: «برشما باد پوشيدن لباس‌هاي ضخيم، زيرا كسي كه جامه اش نازك باشد، دينش نازك شود.» [5] از اين رو عدم تناسب بين فرد و همسر او كه همچون لباس دائمي است مشكلات رواني و نيز زمينه انحراف فكري و اعتقادي را به دنبال خواهد داشت. بنابراين پيشوايان ديني بحث كفويت زن و مرد را مطرح كرده‌اند.

عدالت در خانواده

دين اسلام بر رعايت مساوات و عدالت در خانواده، تاكيد فراواني کرده و والدین را از هرگونه تبعيض و امتياز بيجا به برخي يا يكي از فرزندان به‌شدت منع کرده است. همچنين از تبعيض بين دو جنس دختر و پسر و محبت بيش از اندازه به پسران كه ريشه در عصر جاهليت داشت، پدر و مادر را تنبه مي‌دهد. امام علي مي‌فرمايند: « ان النبي«ص» ابصر رجلا له ولدان فقبّل احدهما و ترك الاخر. فقال رسول‌الله (ص): فهلّا و اسيت بينهما[6]، پيامبر كسي را ديد كه دو فرزند داشت. يكي را بوسيد و ديگري را رها كرد [در اين هنگام] پيامبر خدا [به وي] فرمود: « چرا ميان آنان يكسان عمل نكردي؟» با توجه به اين حديث نوراني، عدالت ورزي حتي در محبت و بوسيدن فرزندان بايستي رعايت شود تا مانع از حسادت و كينه ورزي آنان نسبت به هم شود.

گفت‌وگوی صميمی

درخانواده‌ها ي صميمي و موفق، همواره بستر لازم براي گفت‌وگوهاي شاد و جذاب فراهم است. نگرش مثبت به مسائل، دادن فرصت اظهار بيان براي تك تك اعضاي خانواده و رعايت اصل مهارت گوش دادن بدون قضاوت و پيشداوري و ارزيابي سريع، سبب رشد آنها می‌شود. متاسفانه با همه گير شدن تكنولوژي و فناوري، از جمله اينترنت و ماهواره و... ارتباط كلامي خانواده‌ها به كمترين حدّ خود نزديك مي‌شود و به عبارتي بهتر خانواده از يك فضاي صميمي، ارتباط نزديك، تبادل افكار و حل مشكلات به سپري كردن اوقات در زير يك سقف مبدل گشته است. بنابراين صحبت كردن با چهره بشاش موجب مي‌شود تا رايحه دل‌انگيز دوستي، فضا و محيط خانه و خانواده را معطر گرداند. و امام متقيان علي مي‌فرمايند: «زيبا خطاب كنيد، تا جواب زيبا بشنويد». [7]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS