دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول"

این نوشتار ابتدا به تعریف "مصدر صریح" و "مصدر مؤول" اشاره داشته و در ادامه به بررسی عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول" می‌پردازد و در پایان برخی فرقهای میان مصدر صریح و مؤول بیان می‌شود.
No image
عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول"

نویسنده : اقدس رحيمي

كلمات كليدي : "مصدر صريح"، "مصدر مؤول"، معناي مصدري، تفاوت ميان "مصدر صريح" و "مصدر مؤول"

عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول" از مجموعه مباحث "موصول حرفی" بوده که به جهت اهمیت و تفصیل آن به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ از این رو به خواننده‌ی محترم توصیه می‌شود جهت فهم مطالب این نوشتار و شناخت جایگاه و اهمیت عنوان آن به مدخل "موصول حرفی" و مطالب مذکور در آن مراجعه کند. این نوشتار ابتدا به تعریف "مصدر صریح" و "مصدر مؤول" اشاره داشته و در ادامه به بررسی عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول" می‌پردازد و در پایان برخی فرقهای میان مصدر صریح و موول بیان می‌شود.

"مصدر صریح" و "مصدر مؤول"

"مصدر" در یک تقسیم بر دو گونه است:

1. "مصدر صریح"

مصدر صریح،[1] اسمی است که بدون تأویل، بر معنای مصدری دلالت کند؛[2] به عنوان مثال "استغفار" در آیه‌ی شریفه‌ی «وَ مَا کَانَ استغفارُ ابراهیم لأبیه...»[3] مصدر صریح بوده که بر معنای مصدری (طلب مغفرت کردن) دلالت دارد.

2. "مصدر مؤول"

"مصدر مؤول" مصدری است مرکب از حرف مصدری و جمله‌ی اسمیه یا فعلیه‌ی بعد از آن؛[4] به عنوان مثال "أن تَتَکَلَّمَ بِلُغَةِ العَرَبِیَّة " در عبارت «عَجِبتُ مِن أَن تَتَکَلَّمَ بِلُغَةِ العَرَبِیَّة» مصدر مؤول بوده که ترکیبی از حرف مصدری (أن) و جمله فعلیه (تَتَکَلّمَ ...) است.

عوامل مؤثر در کاربرد "موصول حرفی" و "صله"

هنگامی که در کلام معنایی بیشتر از معنای مصدری اراده شود، به جای "مصدر صریح" از "مصدر مؤول" استفاده می‌شود؛ برخی از انگیزه‌های معنایی استفاده "مصدر مؤول" به جای "مصدر صریح" عبارتند از:

1. بیان زمان وقوع حدث[5] با "مصدر مؤول"، در حالی که "مصدر صریح" بیان‌گر زمان نیست؛[6] به عنوان مثال "أنْ حضرتَ" در جمله‌ی «الشائع أنْ حضرتَ» مصدر "مؤول" بوده و گذشته بودن زمان حدث (حضور) را نشان می‌دهد.

2. بیان اینکه حکم مورد نظر در کلام تنها درباره‌ی معنای مصدر بوده و صفات دیگر همچون زیادی، کمی، کندی، سرعت و ... مورد نظر نیستند؛[7] به عنوان مثال تعجب متکلم در عبارت «اعجبنی أن أکلتَ» تنها از عمل خوردن مخاطب بوده نه از زیادی یا کمی و یا صفات دیگر، این در حالیست که اگر به جای "أن أکلتَ"، مصدر صریح (أکلُک) به کار می‌رفت، احتمال بعضی از صفات مذکور وجود داشت.

3. بیان این که حاصل شدن مصدر، جایز است نه واجب، بر خلاف "مصدر صریح" که بر وجوب حاصل شدن دلالت دارد؛ به عنوان مثال "أن یسافر" در عبارت «ظهر أن یسافر ابراهیم» بر جواز سفر دلالت دارد در حالی که اگر به جای "أن یسافر" مصدر صریح (مسافرة ابراهیم) به کار می‌رفت، تصور واجب بودن سفر از جانب مخاطب ممکن بود.[8]

4. پافشاری متکلم بر بیان فعل به صیغه‌ی مجهول تا نشان دهد در حذف فاعل انگیزه و هدفی وجود داشته است؛[9] به عنوان مثال هنگام اراده‌ی تعجب با صیغه‌ی "ما افعل"، مفعول آن به صورت "موصول حرفی" و فعل مجهول ذکر می‌شود تا برای مخاطب، حذف فاعل آشکار شود؛ از این رو مصدر مؤول "ما عُرِف الحقُّ" در عبارت«ما احسن ما عُرِف الحقُّ» به جای مصدر صریح (عرفان الحق) ذکر شده است.

5. اراده معنای خاصّ از "مصدر مؤول" که از حرف مصدری حاصل می‌شود؛ همچون اراده‌ی معنای استقبال از "أن" مصدری.[10]

نکته

در مواردی تفاوت میان "مصدر مؤول" با "مصدر صریح" در قوانین نحوی سبب ذکر "مصدر مؤول" به جای "مصدر صریح" می‌شود؛ یک تفاوت میان دو مصدر مذکور به این نحو است که وقوع "مصدر مؤول" تشکیل یافته از حرف مصدری ("أن"، "أنَّ" و "أن" مخففه) و "صله" به جای دو مفعول، صحیح است بر خلاف مصدر صریح که این سبب می‌شود "مصدر مؤول" به جای "مصدر صریح" به کار رود؛[11] به عنوان مثال "أن یُترَکوا» در آیه‌ی شریفه‌ی «أحَسِبَ الناسُ أن یُـترکوا»[12] مصدر مؤول بوده و جانشین دو مفعول "حَسِبَ" شده است.[13]

تفاوت میان "مصدر صریح" و "مصدر مؤول"

در بخش گذشته یکی از تفاوت‌های میان "مصدر صریح" و "مصدر مؤول" بیان شد در این بخش به تفاوت‌های دیگر آن دو اشاره می‌شود:

1. در "مصدر مؤول" بر خلاف "مصدر صریح" به فاعل و غیر آن تصریح می‌شود.[14]

2. موصوف واقع شدن "مصدر صریح" بر خلاف "مصدر مؤول" جایز است؛[15] به عنوان مثال "نفخةٌ" در آیه‌ی شریفه‌ی «فَإِذَا نُفِخَ فىِ الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدةٌ»[16] مصدر صریح موصوف و "واحدةٌ" صفت آن است.[17]

3. مفعول مطلق واقع شدن "مصدر مؤول" از "أن" مصدری و فعل، صحیح نیست بر خلاف "مصدر صریح"[18] و به عبارت دیگر تأکید فعل، بیان نوع و عدد فعل با "مصدر صریح" جایز است بر خلاف "مصدر مؤول".[19]

4. "مصدر مؤول" بر خلاف مصدر صریح از فعل جامد ساخته می‌شود.[20]

5. "مصدر صریح" بر خلاف "مصدر مؤول" از فعل نیابت می‌کند؛ به عنوان مثال "سبحان" در آیه‌ی شریفه‌ی «قل سبحانَ ربّی هل کنتُ إلّا بَشَراً رَسُولاً»[21] "مصدر صریح" و مفعول مطلق بوده و از فعل (أسبّح) نیابت کرده است.[22]

6. "مصدر صریح" بر خلاف "مصدر مؤول"، مصغر، مثنی و جمع واقع می‌شود.[23]

مقاله

جایگاه در درختواره نحو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS