دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عوامل مخرب زندگی

No image
عوامل مخرب زندگی

هر انساني مي‌تواند عوامل مخرب زندگي خود را بشناسد و با درايت راهكارهايي براي آن بيابد و از زندگي خود نهايت لذت را ببرد و ديگران را نيز در آن سهيم كند.در مطلبی منتشرشده در خبرگزاري مهر آمده است: زندگي زناشویي حساسيت‌هاي خاص خود را دارد و ممكن است عواملي موجب شود انسان زندگي خود را همراه با غم و اندوه تصور كند. برخي عوامل كه موجب خراب شدن زندگي مي‌شوند عبارتند از:

عصبانيت: عصبانيت يك حس طبيعي است مانند شادي، غم و اندوه. احساسات زماني بروز مي‌كند كه اتفاقي براي فرد رخ مي‌دهد. عصبانيت وقتي بروز مي‌كند كه فرد احساس كند مثلاً با او به درستي رفتار نشده است. عصبانيت رابطه نزديكي با ساير احساسات از جمله ترس، ناراحتي، يأس و نااميدي دارد، اما گاهي عصبانيت تنها احساسي است كه فرد براي نشان دادن هيجانات خود انتخاب مي‌كند. گاهي اوقات حتي نمي‌توان آن را از ساير احساسات تميز داد. همه اعم از پير و جوان و زن و مرد در هر زماني عصباني مي‌شوند. صرف نظر از بعضي از جنبه‌هاي مثبت عصبانيت كه ما آن را عصبانيت مفيد مي‌ناميم بيشتر اوقات عصبانيت‌ها غير مفيد يعني منفي هستند، چون عصبانيت بيشتر منجر به طغيان مي‌شود و در نتيجه انواع مختلف خشونت حتي آزار و اذيت اطرافيان را در پي دارد. بدين جهت عصبانيت در كل از ابزارهاي مخرب بشري است.

ترس از ديگران: در لابه لاي تار و پود زندگي روزمره بارها اتفاق افتاده است با اشخاصي برخورد كنيد كه از هر گونه صميميت عميقاً وحشت دارند. اين روابط محبت آميز و عاطفي به زندگي معنا مي‌دهند و اين افراد از اينكه زندگي را بي‌معنا مي‌بينند بسيار وحشت مي‌كنند. ترس از صميميت با ديگران را مي‌توان در عوامل زيربنايي و دروني شخصيت هر فرد جست‌وجو كرد. ممكن است فرد از تمام شدن رابطه بترسد. چنين ترسي ممكن است ريشه در فقداني داشته باشد كه فرد در دوران كودكي خود تجربه كرده است. شايد دليل ديگر اجتناب از محبت در اينگونه اشخاص، وحشت از تحت سلطه ديگري قرار گرفتن به گونه‌اي باشد كه فرد هويت خود را به عنوان شخصي مجزا از دست بدهد. دليل ديگر مي‌تواند ترس فرد از آسيب رسانيدن يا از بين بردن فردي باشد كه به او وابستگي پيدا مي‌كند.

غيبت و نمامي‌ ريشه زندگي را خشك مي‌كند؛ امام صادق (ع) به نقل از رسول خدا (ص) فرمودند؛ غيبت در دين شخص مسلمان سريع‌تر از مرض اكله در درونش اثر مي‌گذارد. رسول خدا (ص) فرمودند: نشستن در مسجد در انتظار خواندن نماز عبادت به حساب مي‌آيد، تا زماني كه از او چيزي سر نزند. از آن حضرت سؤال شد؛ چه چيزي از او سر نزند؟حضرت فرمودند: غيبت و نمامي. حضرت امام جواد (ع) فرمود: غيبت گوشت گنديده‌اي است كه غيبت‌كننده مي‌خورد، به ويژه اگر در زندگي زناشويي اتفاق افتد موجب مي‌شود كه زندگي دچار هرج و مرج و از هم پاشيده شود. معمولاً عيب‌گيريهاي خانوادگي و زناشويي رنجشهاي كوچك و بي‌اهميت بذر ناراحتي و ويرانگري زناشويي را مي‌پراكنند. چون اتفاقات بزرگ به ندرت مانعي بر سر راه عشق زناشويي مي‌شوند، اما مسائل كوچك و بي‌اهميت و عيب جوييهاي ساده بيشترين ضربه را مي‌زنند.

تقليد: در دنياي مصرف‌گراي امروز، خانواده‌ها براي زياده خواهي شبانه روز تلاش مي‌كنند بدون اينكه بدانند در كجاي ميدان زندگي قرار دارند. روزانه ميليون‌ها انسان بر اثر تقليدي‌هاي كوركورانه زندگي خود را از دست مي‌دهند و از هستي ساقط مي‌شوند در حالي كه اگر لذت ساده زيستن را داوطلبانه درك كنند عصاره شيرين ساده زيستن آنان را شاد و خرسند خواهد كرد. ساده زيستن از امور اختياري است و در آن به نوعي، انسان بر تمايلات خود سرپوش مي‌گذارد. بر اثر ساده زيستن بر تمايلات نفساني سرپوش نهاده مي‌شود و آرامش به ارمغان مي‌آيد و به اين ترتيب، وقت، پول و انرژي شما آزاد مي‌شود. زنان و مرداني كه طالب زندگي زناشويي شاد و آرامي‌هستند بايد دست از تقليد بردارند و به ساده كردن زندگي روي آورند تا لذت آن را حقيقتاً درك كنند.

از خشونت جدا پرهيز كنيد: از آنجا كه مهم‌ترين نهاد هر جامعه‌اي، نهاد خانواده است و ادامه موجوديت خانواده به نقش آفريني اعضاي خانواده اتكا دارد و نقش زنان نيز در خانواده به دليل تربيت و سازندگي بر كسي پوشيده نيست، اين نقش آفريني در حالي ميسر مي‌شود كه زنان در محيطي آرام و مردان در ساحتي شاد و فرح بخش و به دور از خشونت به سر برند. خشونت عملي خلاف احساسات و طبع آدمي‌است و آن رفتار فردي است كه تحت تأثير موقعيت‌هاي خاص بروز مي‌كند. خشونت طيفي از رفتارهاي بسيار تند و آسيب‌زا و واكنش‌هايي منفي چون كم توجهي و بي‌اعتنايي را در زن و مرد در بر مي‌گيرد. سوءاستفاده‌هاي گوناگون زن و مرد از هم، نوع ديگر خشونت است و بردگي مرد و خشونت‌هاي عاطفي زن، هر يك در جاي خود زخم‌هايي مهلك بر احساسات و قلوب شريك زندگي بر جاي مي‌گذارد كه ساليان دراز التيام نمي‌يابد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS