دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عیب پوشی

No image
عیب پوشی

كلمات كليدي : عيب، عيب پوشي، عيبجويي

نویسنده : زينب طاهري

از صفات زشت و ناهنجاری که راحتی وآسایش انسان را سلب می کند و او را در نظر دیگران بی‌اعتبار جلوه می‌دهد، عیبجویی است. این خوی شرم آور به کلنگی می‌ماند که کسی آنرا به دست گرفته و برای ویران کردن بنای برادری، محبت، یگانگی، صفا وصمیمیت مدام کوشش می‌کند.

در مقابل این صفت خبیثه، عیب پوشی کردن قرار دارد که از بزرگترین شاخصه‌های خیرخواهی است و از آن تعبیر به ستر عیوب می‌شود. ستر به معنای پوشاندن چیزى[1]است و عیب، نقصان در ذات چیزی یا در صفتی[2] است و در اصطلاح، عیب پوشی، پرده بر بدیهای مردم افکندن[3] است.

فضیلت عیب پوشی

در فضیلت وشرافت عیب پوشی و پرهیز از عیبجویی، روایات بسیاری ذکر شده است که به بیان پاره‌ای از آنها می‌پردازیم:

-امام رضا(ع) درپاسخ مردى که از برادرش شکوه می‌کرد فرمود:

«... پرده‌پوشى کن و بر عیوبش روکش افکن..»[4]

-امیر المؤمنین(ع) فرمود: خوشا بحال آن کس که از عیب دیگران چشم بپوشد و به عیب‌هاى خود نگاه کند.[5]

-امام علی(ع) می‌فرمایند: اى بنده خدا! در گفتن عیب کسى شتاب مکن. شاید خدایش بخشیده باشد و بر گناهان کوچک خود ایمن مباش؛ شاید براى آنها کیفر داده شوى! پس هر کدام از شما که به عیب کسى آگاه است به خاطر آنچه که از عیب خود مى‌داند باید از عیب جویى دیگران خود دارى کند.[6]

-حضرت عیسى(ع) ‌به اصحابش فرمود: بگوئید ببینم اگر کسى ببیند گوشه‌اى از جامه برادرش (در خواب) کنار رفته و عورتش نمایان شده، بقیه را هم عقب مى‌زند یا آن را مى‌پوشاند؟ گفتند: البته آن را مى‌پوشاند. فرمود: ابدا، شما جامه را یکباره عقب مى‌زنید. آنها فهمیدند که سؤال جنبه مثال دارد. گفتند: یا روح اللَّه، مقصد چیست؟ فرمود: این مثال مردى است که از برادرش عیبى بیند و نپوشاند. [7]

ستار العیوب بودن خداوند

در فضیلت وشرافت عیب پوشی همین بس که یکی از اوصاف خدای سبحان است. پس باید نگریست که چگونه خداوند بر امر گناهکاران در دنیا وآخرت پرده می‌افکند.

امام رضا(ع) می‌فرمایند:

«بر مؤمن سزاوار است که از پروردگار و پیامبر و امام خود سه خصلت را بیاموزد: خصلتى که از پروردگار باید بیاموزد، عیب پوشى و کتمان است...»[8]

پس به فرموده امام صادق(ع) گوش فرا داده و هیچ کس را رسوا مکن؛ چرا که «ستّار العیوب» قبایح تو را از غیر پوشانیده و کسى را به او مطّلع نکرده، تو نیز به حکم «متخلّق به اخلاق الهی شدن» عیب کسى را فاش مکن و عیب‌پوش باش.[9]

شرط عیب پوشی

پرده‌پوشى در کارهاى حرام با نهی از منکر منافات ندارد ولى اگر نهى از منکر متوقف بر آن باشد که آن امر فاش شود بقول مشهور فاش کردن آن جائز است و بلکه واجب است؛ زیرا همه جا عیب‌پوشى ارزش نیست، گاهى باید افشاگرى کرد[10]و عیب پوشی در موردى است که عیوب پنهانى سرچشمه مشکلات اجتماعى نگردد که در آنجا وظیفه افشاگرى به میان مى‌آید.

عیب پوشی وجه تمایز نفاق وایمان

از جمله وجه تمایز نفاق و ایمان، عیب پوشی است. در روایات عیب پوشی را از صفات مؤمن دانسته[11] و پرده‌دری و عیبجویی را صفت اهل نفاق[12] برشمرده‌اند.

موارد عیب پوشی

1-عیب پوشی مؤمن

امام باقر(ع) فرمود: مؤمن به مؤمن حق واجب دارد که تا هفتاد گناه کبیره بر او پرده پوشى کند.[13]

2-عیب پوشی همسایه

امام سجاد(ع) می فرمایند: امّا حق همسایه تو آنست که در پشت سرش آبرویش را نبرى... و اگر از او چیز ناشایسته‌اى سراغ دارى آن را پرده‌پوشى کنى... .[14]

3-عیب پوشی خردسالان

امام زین العابدین(ع) فرمودند : حق خردسال این است که بر او رحمت آرى... از خطایش بگذرى و پرده‌پوشى کنى... که این خود سبب بازگشت (و اصلاح حال) اوست.[15]

4-عیب پوشی از کسی که مقام فرد را حفظ کرده است.

از جمله وصیت امیر المؤمنین(ع) به محمد حنیفة این است:

...پاداش کسى که مقام تو را حفظ کرده این نیست که حق او را ضایع گردانى و یا در برابر پرده‌پوشیهاى او با او بد رفتارى کنى.[16]

5-عیب پوشی سائل

امام سجاد(ع) می‌فرمایند: حق سائلى که صدق نیازمندیش را بفهمى اینست که به او چیزى بدهى و اگر در صدق او شک دارى و سابقه تهمت دارد به او توجه مکن که مبادا کید شیطان باشد و تو را از خط خود باز دارد و تو را از قرب پروردگارت منحرف کند ولى بر او پرده‌پوشى کن... .[17]

عیب پوشی از جمله صفات رهبر

امام علی(ع) به مالک اشتر در رابطه صفات رهبر می‌فرمایند :

... هر کس از رعایا نسبت به مردم عیب‌جوتر است او را از خود دور کن و دشمن بدار. زیرا طبعا در مردم عیب‌هائى است که بایستی والى بیشتر از دیگران آنها را بپوشد. در مقام مباش که عیب آنها را بدانى؛ زیرا هر چه را دانى باید آن را اصلاح کنى ولى آنچه از تو پنهان است خداوند می‌فرماید تا می‌توانى بدیها را بپوش تا خدا عیب پوشى را بر تو آسان کند.[18]

پس از صفات یک رهبر آگاه، عیب‌پوشى و بازگذاشتن راه عذر و توبه‌ مردم است[19].

آنچه عیب را می پوشاند

1- شکیبایى، پوشاننده عیب‌هاست. [20]

2- پرسش کردن، وسیله پوشاندن عیب‌هاست.[21]

3-آن کس که لباس حیاء بپوشد، کسى عیب او را نبیند.[22]

4- عیب تو تا آنگاه که روزگار با تو هماهنگ باشد، پنهان است[23].

5-هر که جامه علم و دانش بر تن کند، عیوبش از چشم مردم نهان شود[24].

6-پرده بدیها، خاموشى است[25].

7- پرده عیبها، عقل است. [26]

8- مسالمت با مردم،‌ عیب‌ها را مى‌پوشاند.[27]

علل وانگیزه عیب پوشی

1-رضای خداوند:

حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرمایند: خداوند باحیا و پرده‌پوش است و حیا و پرده‌پوشى را دوست دارد.[28]

2- جنبه عمومى و همگانى پیدا نکردن گناه [29]

حضرت على(ع) فرمود: اگر مؤمنى را بیابم (و ببینم) بر کار بد و گناهى مشغول است همانا او را به لباس خود و یا به لباس او می‌پوشانم. (مقصود آنست که شخص داراى ایمان اگر گناهى در خلوت و پنهانى انجام می‌دهد و کسى او را در آن حال ببیند نباید عمل او را آشکار سازد و بر کسى دیگر خبر کند بلکه باید پرده‌پوشى نماید؛ زیرا این خود گناه بزرگى است[30] و در قرآن کریم از آن نهى شده و وعده عذاب به کسانى که مرتکب این معصیت کبیره شوند داده شده است:

«کسانى که دوست دارند زشتیها در میان مردم باایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است»[31]

3- پوشاندن عیب خود:[32]

به حکم عقل چون آدمی نمی‌پسندد که عیب او بر همه آشکار شود لذا باید عیب پوش مردم باشد تا خداوند متعال نیز عیب پوش او باشد. در روایتی مردی به پیامبر خدا(ص) عرض کرد: دوست دارم خداوند عیبهای مرا بپوشاند. حضرت فرمودند: عیبهای برادرانت را بپوشان.[33]پس انسان به خاطر آنچه از خود سراغ دارد باید عیب برادرش را بپوشاند.

4- انجام وظیفه خود در برابر مؤمن [34]

و...

آثار عیب پوشی

1-آمرزش الهی

حضرت رضا(ع) می فرمایند: «...و آن کس که گناه را پنهان مى‌دارد مشمول آمرزش الهى است»[35]

2-وارد شدن بر بهشت

رسول خدا(ص) فرمودند: هیچ فردی، عیبی از برادر مسلمانش نبیند که آن را بپوشاند، مگر اینکه به بهشت درآید.[36]

3-پوشانده شدن عیوب او در قیامت

از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که فرمود: «هیچ بنده‌اى عیب ‌بنده‌اى را پوشیده نمى‌دارد مگر آنکه خداوند به روز قیامت عیب او را پوشیده مى‌دارد.» [37]

4- پوشانده شدن عیوب او در دنیا وآخرت

پیامبراسلام(ص) می‌فرمایند: هر که عیب برادرش را بپوشد خدا در دنیا و آخرت عیوبش را به پوشاند.[38]

5-عیب پوشی همانند نجات دادن دختر زنده به گور شده

رسول خدا(ص) فرمودند: هر کس زشتکاری مؤمنی را بپوشاند، چنان است که دختر زنده به گور شده‌ای را نجات دهد.[39]

6- عیب پوشی همانند زنده کردن مرده

پیامبراسلام(ص) می‌فرمایند: اگر کسى عیب مسلمانى را بپوشاند، چنان است که گویى مرده‌اى را زنده کرده است.[40]

7-اصلاح و بازگشت از گناه[41]

آثار عدم عیب پوشی

1-مشمول غفران الهی نشدن

رسول خدا(ص) فرمود: «همه امّت من بخشش مى‌یابند، جز پرده‌دران...[42]

2-فاش شدن عیوب او توسط خداوند

امام علی(ع) می‌فرمایند: هر که دنبال عیبهای مردم بگردد، خداوند عیبهای او را بر ملا سازد.[43]

3-ذلیل شدن

حضرت رضا(ع) می‌فرمود: " آن کس که گناه را نشر دهد مخذول و مطرود است.[44]

4-در حکم آغاز کننده آن زشتی بودن

از امام صادق(ع) روایت شده است: رسول خدا(ص) فرمود: «اگر کسى زشتى را آشکار سازد، همچون آغازگر آن است»[45]

5-محروم شدن از دوستی دلها

امام علی(ع) می‌فرمایند: هر که در عیبهاى نهانى مردم تفحّص کند، خدا او را از دوستى دلها محروم گرداند.[46]

مقاله

نویسنده زينب طاهري
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS