دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غدیر از منظر صحابه

No image
غدیر از منظر صحابه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : ولايت، امامت، وصايت، غدير، ولي

با توجه به اهمیت مسأله غدیر در جهان اسلام و تأکید اهل­سنت بر این عبارت که صحابه پیامبر(ص) همانند ستارگان هستند، به هر کدام که اقتداء کنید هدایت می­شوید، به سخنان عده­ای از صحابه درمورد غدیر اشاره می­کنیم که تماما از منابع معتبر اهل­سنت می­باشد و نتیجه گیری منصفانه در مورد تناقضات اهل­سنت را بر عهده خواننده محترم می گذاریم.

1. ابوهریرة

یزید الاودی از ابوهریرة نقل می­کند که ازپیامبر(ص) شنیدم که فرمود: هر کس که من مولای او هستم، علی مولای اوست. خدایا پیروانش را یاری کن و دشمنانش را دشمن باش.[1]

ابوهریرة می­گوید: کسی که هجدم ذیحجه روزه بگیرد، برای او ثواب 60 ماه روزه را دارد و آن روز غدیرخم است که پیامبر(ص) دست علی(ع) را گرفت و فرمود: آیا من ولی مومنین نیستم . همه گفتند: بله. فرمود: هر کس که من مولای او هستم، علی مولای اوست. پس عمربن خطاب گفت: مبارک باد بر تو ای پسر ابوطالب، روزی گذشت بر تو که مولای من و مولای هر مسلمانی هستی.[2]

2. زید بن ارقم

ابی­طفیل از زید بن ­ارقم چنین می­گوید: وقتی پیامبر(ص) از حجة الوداع باز می­گشتند، در غدیرخم منزل نمودند پس فرمود: گویا به سوی خدا دعوت شده­ام پس اجابت می­کنم. من دو شیئ گرانبهاء نزد شما می­گذارم، یکی از دیگری بزرگتر است. کتاب خداوند و خاندانم پس ببینید چگونه بعد از من با این دو رفتار خواهید کرد که این دو از هم جدا نشوند تا در کنار حوض کوثر به من برسند. سپس فرمود: خداوند عزوجل مولای من است و من مولای هر مومنی هستم سپس دست علی(ع) را گرفت و فرمود: هر کس که من مولای او هستم، این شخصیت نیز مولای اوست. خدایا پیروانش را یاری کن و دشمنانش را دشمن باش.[3]

ابو واثلة از زید بن ارقم می­گوید: پیامبر(ص) در غدیرخم کنار پنج درخت بزرگ منزل نمود و بعد از نماز و حمد و ثنای خداوند فرمود: من نزد شما دو امر بجا خواهم گذاشت که اگر از آن دو پیروی کنید گمراه نخواهید شد و آن دو کتاب الله و اهل­بیتم می­باشند. ( سه مرتبه فرمود) آیا اقرار می­کنید که من به مومنین از خوشان سزوارتر هستم؟ مردم گفتند: بله. پس از جواب مردم فرمود: هرکس که من مولای او هستم پس علی(ع( مولای اوست.[4]

3. سعد بن مالک

سعد به شخصی گفت: به علی بن ابی­طالب(ع) سه چیز عطا شد که یکی از آنها نزد من از تمام دنیا خوبتر است، یکی اینکه در روز غدیر رسول­الله(ص) بعد از حمد و ثنای خداوند فرمود: آیا می­دانید که من به مومنین از خودشان سزوارتر هستم؟ مردم گفتند: بله. پس از جواب مردم فرمود: هرکس که من مولای او هستم پس علی(ع( مولای اوست. خدایا پیروانش را یاور باش و دشمنانش را دشمن.[5]

4. بریدة الاسلمی

ابن طاوس از پدرش از برید نقل می­کند که پیامبر(ص) فرمود: هرکسی که من مولای او هستم، علی(ع) مولای اوست.[6]

5. ابن عباس

ابن عباس در برابر عده­ای که نسبت به علی(ع)مخالفت داشتند، روایات پیامبر(ص)را در فضیلت آن حضرت بیان نمود که یک مورد این است: هرکسی که من مولای او هستم، علی(ع) مولای اوست.[7]

6. حذیفة بن أسید

حذیفة بن اسید نقل می­کند که پیامبر(ص) فرمود: هرکسی که من مولای او هستم، علی(ع) مولای اوست.[8]

7. حبشی بن جنادة

او از پیامبر(ص) شنید که فرمود: خدایا، هرکس که من مولای او هستم پس علی(ع( مولای اوست. خدایا پیروانش را یاور باش و دشمنانش را دشمن. یاری کن پیروانش را و کمک کن به یاران او.[9]

8. ابوایوب انصاری

وی از پیامبر(ص) شنیده­است که­ آن حضرت فرمود: هرکسی که من مولای او هستم، علی(ع) مولای اوست.[10]

9. مالک بن الحویرث

فرزندانش از وی نقل کرده­اندکه رسول الله(ص) فرمود: هر کسی که من مولای او هستم، علی(ع) مولای اوست.[11]

10. جابر بن عبدالله الانصاری

پیامبر(ص) در غدیرخم نزول کرد و علی(ع) نزد او بود ولی مردم از دور ایشان پراکنده شدند و از این جهت پیامبر(ص) ناراحت شد. به علی(ع) دستور داد تا مردم را جمع کند وایشان جمع شدند و حضرت ایستاد و فرمود: من از جدائی و پراکندگی شما ناراحت شدم و... خدایا، هرکس که من مولای او هستم پس علی(ع( مولای اوست. خدایا پیروانش را یاور باش و دشمنانش را دشمن.[12]

11. اقرار طلحة بن عبیدالله

ایاس ضبی از پدرش نقل می­کند که با امیرالمومنین(ع) در جنگ جمل حضور داشته­است. امیرالمومنین(ع) به طلحة یادآور می­شود که آیا از پیامبر(ص) نشنیدی که فرمود: هرکسی که من مولای او هستم، علی(ع) مولای اوست. طلحه گفت :آری. امیرالمومنین فرمود پس چرا با من جنگ می­کنی؟ طلحة گفت : یاد آن حدیث نبودم.[13]

12. اقرار عمرو بن عاص

شخصی به نام برد در حضور معاویة از عمرو بن عاص که نسبت به امیرالمومنین علی(ع) جسارت می­کرد، پرسید: ای عمرو، بزرگان ما از پیامبر(ص) شنیده­اند: هر کسی که من مولای او هستم، علی(ع) مولای اوست. آیا این حدیث حق است یا نه؟ عمرو در جواب گفت: حق است و من به فضائل علی(ع) می­افزایم که هیچ کس از اصحاب رسول الله(ص) مناقبی مانند او نداشت (و گفت چون در قتل عثمان اتهام دارد از بیعت او خارج شده). آن شخص نیز به قبیله خود بازگشت و گفت ما نزد افرادی رفتیم که خودشان برعلیه خودشان استدلال می­آورند. حق با علی(ع) است ،از او تبعیت کنید. [14]

13. غدیر و بنی­امیه

بنی­امیه با تمام خباثت و دشمنی که با علی(ع)و آل او داشتند اما نتوانستند مدرک غدیر را انکار کنند بلکه عمر بن عبدالعزیز خود را مومن به حدیث غدیر و ولایت علی(ع)اعلام می­کند.یزید بن عمر می­گوید من در شام بودم و عمر بن عبدالعزیز خلیفه اموی به مردم از بیت المال بخشش می­کرد. من نزد او رفتم و او از قبیله من پرسید تا اینکه گفتم : از بنی­هاشم و پیروی علی(ع) هستم. گفت کدام علی؟ و من جواب ندادم. او دستش را بر سینه من گذاشت و گفت من هم پیروی علی بن ابی­طالب کرم الله وجهه هستم وگفت عده­ای از پیامبر(ص) شنیده­اند که فرموده: هر کسی که من مولای او هستم، علی(ع) مولای اوست.[15]

14. غدیر و بنی­عباس

فضل بن ربیع از وزرای دربار عباسی از پدرش از منصور دوانقی از پدرش و او از جدش و او از ابن عباس نقل­می­کند که رسول­الله(ص) فرمودند: من کنت مولاه فعلی مولاه.[16]

15. تواتر حدیث

ذهبی در تاریخ الاسلام به متواتر بودن این روایت اشاره نموده و گفته شیعیان، علی(ع) را مولی خود می­دانند؛ بخاطر اینکه به روایات متواتر ما از رسول­الله(ص) که فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه، عمل کرده باشند.[17] این روایات تنها مقداری از احادیث وارد شده از نظر اهل­سنت است. مرحوم علامه امینی به 110تن از صحابه که این حدیث را نقل کرده­اند اشاره نموده.[18] به این ترتیب انکار این حدیث به هیچ عنوان برای اهل­سنت میسر نیست و به همین دلیل اهل­سنت برای دست برداشتن از این حدیث در معنی آن تصرف کرده و ولایت را که از لفظ مولی بدست می­آید به معنی دوستی گرفته­اند درحالی که تصرف در معنی باید دلیل داشته باشد و تنها معنائی که برای این حدیث متصور است چیزی جز ولایت و اولیت به تصرف نیست و صرف معنی دوستی دلیل ندارد.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS