دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

غفلت ما از نظریه پردازی

نشست نقد کتاب «بررسی نظریه‌های عدالت» اثر دکتر احمد واعظی با حضور دکتر عبدالله نصری برگزار شد.
No image
غفلت ما از نظریه پردازی

گزارشی از جلسه نقد کتاب «بررسی نظریه‌های عدالت» اثر دکتر احمد واعظی

نشست نقد کتاب «بررسی نظریه‌های عدالت» اثر دکتر احمد واعظی با حضور دکتر عبدالله نصری برگزار شد. در این کتاب که توسط انتشارات موسسه پژوهشی امام خمینی(ره) منتشر شده است به ابعاد و مسائل عدالت پژوهی، عدالت در اندیشه فیلسوفان کلاسیک چون افلاطون، ارسطو و نیز فارابی، تجربه گرایی هیوم در برابر عقل گرایی کانت، نظریه عدالت راولز، اختیار گرایی و مقوله عدالت اجتماعی، جامعه گرایان و اندیشه عدالت پرداخته می‌شود.

دکتر احمد واعظی با بیان اینکه نزدیک به سی و پنج سال است که بحث عدالت محور اندیشه سیاسی معاصر است، بحث عدالت را بسیار پردامنه دانست در حالی که تفکر جدی درباره عدالت پر دامنه نیست.

وی تصریح کرد که این کتاب، توصیف منصفانه و نسبتاً دقیق و مستندی از عدالت است که سعی کرده کاستی‌های نظریه‌های مطرح را نیز در حد توان آشکار کند. به تعبیر دیگر کتاب نظریه محور بوده و بر محور نظریه‌های ارائه شده مرور و تحلیل می‌کند. مولف «انسان از دیدگاه اسلام» افزود: بحث عدالت علی رغم «همه آشنایی» با نزدیک شدن به عمق آن بحث بسیار دشواری می‌نماید که ریشه‌های بسیار اساسی دارد. در بیان مثال اگر از چیستی عدالت پرسیده شود طبعاً تعریف مشهور «دادن حق هر ذی حقی» به ذهن می‌رسد. اما هنگامی که در همین جواب دقت شود پرسش‌های زیادی مطرح می‌شود. اینکه این حقوق از کجا می‌آیند و منشا استحقاق‌های متفاوت چیست؟ چه کسی این حقوق را تقسیم می‌کند و وقتی افراد از توانایی‌های طبیعی متفاوتی برخوردارند آیا مستحق‌تر خواهند بود؟ در همین جا بسیاری از متفکرین درنگ کرده و گفته اند نابرابری‌های استعداد‌های طبیعی نمی‌تواند منشا استحقاق باشد. نمی‌توان صرفاً به دلیل برخورداری بیشتر از استعدادها و توانایی‌ها سهم کسی را در برخورداری از زندگی و برخورداری‌های اجتماعی و منابع، بیشتر دانست. زیرا توزیع امکانات و استعدادهای طبیعی را بی ضابطه می‌دانند و خود شخص در کسب و تحصیل این امکانات نقشی نداشته است. عده‌ای دیگر اما همین تفاوت استعدادهای طبیعی را منشا توزیع ناعادلانه امکانات و برخورداری از ظرف اجتماعی می‌دانند. وقتی از بعد فلسفه اخلاق به عدالت نزدیک شویم پرسش این است که چرا باید دنبال عدالت بود و چرا باید عادلانه زیست و حیات اجتماعی عادلانه ای داشت؟ زیرا در این فلسفه منشا گزاره‌های اخلاقی کاوش می‌شود و عینی یا ذهنی بودنشان مورد سوال است. بنابراین به گفته دکتر احمد واعظی علی رغم ظاهر ساده بحث عدالت با تعمیق در بحث به محور‌های بسیار گسترده‌ای بر می‌خوریم. از یک سو با مباحث مفهومی چون چیستی مفهوم عدالت و نسبت آن با برابری و درستی و نادرستی اخلاقی و تساوی، چرایی ارزشمندی عدالت و ساماندهی اجتماع بر اساس آن مواجهیم و از سوی دیگر باید نسبت عدالت را با دیگر فضائل اجتماعی چون آزادی، فضائل اخلاقی، کارآمدی و رضامندی مردم سنجید و پرسید آیا عدالت فوق همه فضائل است یا فضائل مهمتری هم وجود دارد؟

مولف کتاب «از نظریه عدالت تا لیبرالیسم سیاسی» در بیان مثال عنوان داشت: نزاع معروف سوسیالیسم و لیبرالیسم این است که عدالت اجتماعی از نظر سوسیالیست ها با تعریف خودشان ارزش بنیادین و نهایی است اما در نگاه لیبرالیستی آزادی، فوق عدالت و ارزش نهایی است در حالی که سوسیالیسم با آزادی مخالف نیست اما عدالت اجتماعی را ارزش برتر می‌داند. در نتیجه اندیشه لیبرال به خود اجازه می‌دهد برای تامین آزادی از بعضی اقتضائات عدالت جلوگیری کند و سوسیالیسم برای تامین عدالت اجتماعی از برخی آزادی‌ها جلوگیری می‌کند. وی با بیان اینکه در این کتاب سعی شده شمایل کلی از بحث عدالت عرضه شود و جایگاه آن در میان شاخه‌های مختلف علوم اجتماعی تعیین گردد، عنوان کرد: نکته مهم در این اثر آن است که به عدالت به عنوان یک پروژه کلان نگاه شده است که چهار محور اساسی برای آن تعریف شده و سعی شده در هر محور مسائل اساسی مشخص شود.

در ادامه دکتر عبدالله نصری بحث عدالت را مبحثی بسیار مهم و ریشه دار در اندیشه فلسفی دانسته و توضیح داد: برخی بحث‌های فلسفی مختص فیلسوفان و صاحبنظران نیست و توده مردم را هم شامل می‌شود چون بحث جبر و اختیار و شر و عدالت که بسیار فراتر از بحث‌های فلسفی می‌رود و این کار را بسیار مشکل می‌کند. به گفته وی بحث عدالت برای مردم فقط جنبه نظری محض ندارد و باید جنبه ملموس آن را در زندگی اجتماعی ببینند. بنابراین جنبه عملی بحث بسیار اهمیت دارد. این بحث در جامعه ما هم با توجه به تحقق انقلاب اسلامی اهمیت قابل توجهی یافته است زیرا یکی از داعیه ها و اهداف انقلاب که هدف انبیا است تحقق عدالت در همه ابعاد است: لیقوم الناس بالقسط.
از نظر دکتر نصری نکته مهم این است که در 30 سال اخیر بیش از غرب دم از عدالت زده‌ایم اما با کمال تاسف باید گفت نظریه پردازی لازم صورت نگرفته است. در حالی که کتاب حاضر نشان می‌دهد که در غرب تا چه حد نظریه‌پردازی صورت گرفته و ما غفلت بزرگی داشته و داریم که اساساً به نظریه‌پردازی اهتمامی نداریم و توجه نداریم که برای طرح این مسئله توسط دولت ها لازم است تئوری آنها در مورد عدالت بیان شود. از این نظر است که کتاب دکتر واعظی اهمیت دو چندان می‌یابد نظریه محور بودن کتاب از این لحاظ اهمیت اساسی دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS