دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

کلمات کلیدی :

نویسنده : طیبه عطايي

فاطمه زهرا(سلام الله علیها)


حضرت فاطمة زهرا(س) روز بیستم جمادی الآخر سال پنجم بعثت در مکه دیده به جهان گشود.[1] کُنیه‌های آن حضرت؛ اُمّ الحسن، اُمّ المحسن، اُمّ الأئمة، اُمّ ابیها و اُمُّ المؤمنین می‌باشد و در آسمان‌ها آن حضرت را نوریّه، سماویّه، حانیه و منصوره می‌گویند. او در پیشگاه خداوند عزّوجل 9 نام داشت؛ فاطمة، صدیقة، مبارکة، طاهرة، زکیة، مرضیة، رضیة، محدثه، زهرا(س).[2]

آن زمان که فاطمة الزهرا(س) ولادت یافت خداوند به فرشته وحی فرمان داد تا نام فاطمة را بر زبان پیامبر(ص) جاری سازد و فاطمه را فاطمه نامیده شد، به‌خاطر آنکه خداوند عزّوجل او و دوستدارانش را بر آتش جهنم حرام کرد.

فضائل فاطمة الزهرا (سلام الله علیها)

او سبب بقای نبوت و امامت بود و با تمام وجود تلاش در حفظ و احیاء‌ این دو اصل در جهان هستی و در میان جامعه اسلامی و انسانی داشت تا تمامی انسانها از آنها فیض فراوان برند. حدیث قدسی، در این زمینه می‌فرماید:

«لَولاکَ لمَا خلقتُ الافلاکَ، و لولا علیٌ لما خلقتُکَ، و لولا فاطمةُ لماخَلَقتُکُما»

«(ای رسول من) اگر قرار نبود تو آفریده شوی، جهان را خلق نمی‌کردم، و اگر علی آفریده نمی‌شد، تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه افریده نمی‌شد، تو و علی را خلق نمی‌کردم.»

حضرت علی(ع) هم در مورد شخصیت والای حضرت زهرا(س) می‌فرماید:

«اِنّ فاطمة بقیةُ النبوة و برزخٌ بین ب‍َحرِِ النبوةِ و الامامَة»

«فاطمه یادگار نبوت و برزخی بین دریای نبوت و امامت می‌باشد.»

و رسول خدا (ص) می‌فرماید:

«فاطمةُ بَضعَةٌ مِنّی و اَنَا مِنها»[3]

«فاطمه پاره تن من است و من از فاطمه هستم.»

حضرت زهرا(س)، مادر فرزندانی چون امام حسن(ع)، امام حسین(ع) سیدالشهداء و حضرت زینب(س) عقیله بنی هاشم(س) است که توانستند اسلام و قرآن را جهانگیر نمایند و مردم دنیا را متوجه ارزش‌های اسلامی نمایند. تکریم حضرت زهرا توسط پیامبر اکرم(ص) دقیقاٌ به خاطر این بود که آن حضرت مادر امامان و رهبران الهی خواهد بود و نسل ایشان است که محافظان شریعت الهی خواهند بود.


منزلت فاطمة الزهرا(س) در قرآن

در قرآن کریم نام هیچ یک از معصومین(ع) غیر از پیامبر اسلام(ص) به طور صریح و روشن نیامده. اما آیات زیادی در شأن اهل بیت پیامبر اکرم (ص) است که حضرت فاطمة الزهرا(س) یکی از مصادیق بارز آن می‌باشد.

1- قرآن کریم، ایشان را به نام کوثر نامیده است و در شأن ایشان می‌فرماید:

«انا اعطیناک الکوثر»

«مابه تو، کوثر و خیر کثیر عطا فرمودیم»

2- خداوند متعال در آیه 33احزاب، اهل بیت و از جمله فاطمه زهرا را معصوم از هر گناه معرفی می‌کند و می‌فرماید:

«اِنما یُرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»

«همانا خداوند می‌خواهد هر گونه پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را از هر عیبی پاک و منزه سازد»

این آیه شریفه در شأن اهل بیت پیامبر و از جمله زهرا(س) که یکی از نورهای پنج گانه پاک است، می‌باشد. پیامبر اکرم(ص) پس از نزول این آیه به مدت شش ماه هرگاه برای اقامه نماز صبح از کنار خانه حضرت زهرا(س) عبور می‌کرد، این آیه را تلاوت می‌فرمود تا همگان را از عظمت و شأن این خاندان آگاه سازد.

3- فاطمه زهرا، مصداق شب قدر؛

«انا انزلناه فی لیلة القدر»

« قرآن را در شب قدر نازل کردیم.»

امام صادق(ع) درتفسیر این زمینه می‌فرماید:

«اللیلة فاطمةُ والقَدرُ الله؛ فمن عَرَفَ فاطمة حقَّ مَعرفَتِها فَقَد اَدَرک لیلة القَدر.»[4]

«مراد از لیل(شب)،فاطمه و مراد از قدر، خداوند است، هرکس فاطمه(س) را آن چنان که شایسته اوست شناخت پس شب قدر را درک نموده است.»

درک شب قدر بسیار سخت و مشقت بار است و همچنین شناخت حضرت زهرا همراه با دشواری و سختی می‌باشد. لیلة القدر ظرف نزول آیات و نعمت‌های الهی است و حضرت زهراء(س) هم ظرف وجودی امامت می‌باشد.

فاطمة زهرا(س) محور اهل کساء، اول و آخر آنها بود. چنانچه وقتی ملائکه پرسیدند: اینهایی که این همه برای آنها ارزش قائلی و آسمان و زمین و افلاک و سیارات را برای آنها آفریدی، چه کسانی هستند؟خطاب شد؛

«فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها»[5]

نام مقدس زهرا سه بار برده شد؛فاطمه، پدر فاطمه ،شوهر فاطمه، فرزندان فاطمه و این بزرگترین منزلت فاطمه است که دخت رسول اسلام، همسر اول امام، و مادر دو امام بزرگوار دیگر، و نسل پیامبر از طریق ایشان ادامه پیدا کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS