دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فایده‌های مشورت

No image
فایده‌های مشورت

رایزنی با افراد صاحب نظر، سودهای فراوانی به همراه دارد که برخی از آنها عبارتند از:

رشد و پیشرفت: امام حسن مجتبی (ع) در این باره می‌فرماید: «هر گروهی که مشورت کند، به راه رشد و هدایت رهنمون شده است.» هدایت شدن، یعنی حرکت کردن در راه راست و بی گمان، خرد جمعی در مقایسه با خرد فردی، درست ترین و بهترین‌ها را انتخاب می‌کند و به رشد نزدیک‌تر است. حضرت علی (ع) می‌فرماید: «مشورت، عین راه یابی است.» نیز فرموده است: «هر که با خردمندان مشورت کند، با انوار خردهای آنان روشنی یابد و به راه راست و رستگاری هدایت شود».

بالا رفتن قدرت تصمیم‌گیری: روبه‌رو شدن با فکرهای گوناگون، فرصت‌های بهتری از تصمیم‌گیری و شیوه‌های برخورد را به انسان می‌بخشد و قدرت انتخاب و تصمیم گیری او را بالا می‌برد. در نتیجه، به توانایی او در حل مشکلات و رسیدن به موفقیت می‌افزاید.

رهایی از پشیمانی: اگر انسان در انجام دادن کارهای مهم با دیگران مشورت کند، حتی اگر در کاری شکست هم بخورد، کسی او را سرزنش نمی‌کند، چنان که در سخن امام کاظم (ع) آمده است: «هر کس مشورت کند، اگر درست عمل کرد، تحسین می‌شود و اگر اشتباه کرد، سرزنش نخواهد شد».

از بین رفتن غرور کاذب: هنگامی که فردی با دیگری مشورت می‌کند، ناخواسته به این حقیقت اعتراف می‌کند که اندیشه‌هایی بالاتر از اندیشه‌های او نیز وجود دارد. در نتیجه، از دام غرور و خودرأیی رها می‌شود و فروتنی اختیار می‌کند. در نامه امام علی(ع) به محمد بن حنفیه آمده است: «کسی که خود را بی نیاز از نظر دیگران بداند، در معرض خطر واقع می‌شود و هرکس آرای دیگران را بپذیرد، خطرگاه‌ها را می‌شناسد».

ایجاد همزمان حس دیگرخواهی و اعتماد دوسویه: در فرایند مشاوره، مراجعه کننده از مشکلات شخصی خود برای مشاور سخن می‌گوید و درد دل می‌کند. در این میان، شایسته است مشاور، مشکل او را از آنِ خود بداند و در آن خوب بیندیشد تا بتواند نهایت توان و تلاش خود را در رفع آن به کار بندد. بدین ترتیب، مشاور اعتماد لازم را میان دو طرف ایجاد می‌کند و از موانع موجود در برقراری ارتباط خود و مراجعه‌کننده می‌کاهد و برای به سلامت گذشتن از بحران پیش آمده، ایده‌های راه‌گشا و ارزنده ای را به وی پیشنهاد می‌کند.

تقویت بنیان اعتماد به نفس: بی گمان، از هدف‌ها و انگیزه‌های مشورت اهل بیت علیهم السلام با یاران خویش، رشد و بالندگی شخصیت آنها و ایجاد یا تقویت حس اعتماد به نفس در آنان بوده است. تا بدین وسیله آنها را از توانایی درونی شان آگاه سازند و به بهره گیری از آنان فراخوانند. پیشوایان دین بر اثر هم فکری و رایزنی با پیروانشان، ذهن آنان را از ایستایی، پس‌روی و رخوت می‌رهاندند و بر گستره اندیشه و عقلشان می‌افزودند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS