دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فتح با خونریزی

No image
فتح با خونریزی

نویسنده : محمد محسن مردانی

كلمات كليدي : فتح،قتال،خونريزي،انقلاب ،حركت تربيتي

فتح در لغت به معنای گشودن و برطرف کردن ابهام از چیزی.[1]و در اصطلاح به معنی پیروزی است؛ زیرا اولین چیزی که به ذهن می‌رسد همین معنا است.[2]

وقتی که ما صفحات تاریخ را ورق می‌زنیم می‌بینیم که هیچ انقلابی به ثمر نرسیده مگر اینکه با خون‌هایی آبیاری شده است. حال مسلم است که انقلاب حضرت مهدی (عج) که بالاترین این انقلاب‌ها است حتماً خونریزی  و کشتارهایی را هم در پی دارد ولی سوال اساسی اینجاست که این کشتارها برای چه کسانی است و به چه علت؟

اولاً: این کشتارها برای مخالفان حضرت است همانطورکه در روایات بیان شده است:

«دشمنان خدا را هر کجا پیدا کند طعمه‌ی شمشیر می‌سازد، حدود را اجرا می‌کند و به حکم خدا داوری می‌کند.»[3]

ثانیاً: حضرت وقتی که ظهور می‌کنند از همان ابتدا جنگ را شروع نمی‌کنند بلکه اول یک انقلاب فرهنگی را انجام می‌دهند به این معنی که، ابتدا مردم را به دین اسلام و سنت رسول اکرم (ص) دعوت می‌کنند (زمانی که قائم قیام می‌کند امری تازه می‌آورد چنانکه رسول الله (ص) درصدر اسلام امری جدید آورد.)[4]

آری همانگونه که در روایات بیان شده است حضرت مهدی (عج) دین جدیدی را می‌آورند به این معنا که دین پیامبر (ص) را به مانند خودشان زنده می‌کنند. زیرا در زمان ظهور، دیگر سنت رسول خدا (ص) درطول قرون و اعصار محجور شده است و غبار غفلت و بدعت روی آن را پوشانیده است. همانگونه که امام صادق (ع) در پاسخ کسی که از ایشان پرسید قائم شما چه وقت خروج می‌کند. فرمودند، زمانیکه مردان خود را شبیه زنان کنند و زنان خود را شبیه مردان کنند و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند و ...)[5] بلی حضرت در آن هنگام که دیگران قرآن را با رأی خود تفسیر می‌کنند و منکر به جای معروف و معروف به جای منکر می‌نشیند این منجی عالم بشریت ظاهر می‌شود تا آراء و افکار را به قرآن بازگرداند و به مردم نشان دهد که چه نیکو می‌توان به عدالت رفتار نمود و در کل تعالیم فراموش شده‌ی قرآن و سنت را زنده ساخت.[6]

پس در این انقلاب فرهنگی دو صف حق و باطل کاملاً مشخص می‌شود. و اهل باطل واقعاً حق را وجدانا دیده‌اند و شنیده‌اند ولی دوباره با اختیار خود راه باطل را در پیش گرفته اند. بنابراین دیگر قابل هدایت نیستند و فقط از راه جنگ باید با آنها مبارزه کرد.

ثالثاً: هرگاه در هر کجای جهان یک حرکت تربیتی و بنیادین صورت گرفته، بدون جنگ و خونریزی و بدون استفاه از یک کنترل‌‌گر صورت نگرفته است. و گذشته بهترین تجربه و عبرت برای آینده است پس اشتباه محض است، که تصور شود که این انقلاب که مسلماً‌ عظیم‌ترین همه‌ی حرکت‌ها برای تربیت انسان‌ها است. بدون خونریزی و کشتار اتفاق بیفتد و هم چنین همیشه دیده شده،کسانی هستند که با قدرت جلوی انقلاب‌هایی را که در راه اعتلای «کلمه الله» است را می‌گیرند به این دلیل که این گونه انقلاب ‌ها برای منافعشان خطر‌ساز بوده است که برای نمونه می‌توان دوران رسول اکرم (ص) را مثال زد که ایشان همه‌ی جنگ‌هایشان با کفار و منافقین بود. زیرا وقتی که نور اسلام درخشید، کفار منافع خودشان را در خطر دیدند و متوجه شدند که دیگر کارهای گذشته نظیر ربا خواری،برده‌داری، شراب خواری و ... را نمی‌توانند انجام دهند بنابراین با تمام قدرت در برابر لشکر اسلام سینه سپر کردند و به مبارزه پرداختند.

پس به این نتیجه می‌رسیم که جنگی به این گستردگی و توفندگی که قرار است در مقابل همه‌ی پایگا‌ه‌های نظامی و اقتصادی قدرت بایستند با توجه به عمق گستردگی روز افزون قدرت‌های اقتصادی و نظامی سلطه‌گران با مشکلات فراوانی روبرو خواهد بود و باید به گونه‌‌ای رفتار شود که به خون آشامان مجال این را ندهد که دوباره در صف اصلی نفوذ کنند و مسیر آن را منحرف کنند و آرمان‌های آن را کم رنگ کنند. و این هدف جز با زبان شمشیر و از پی آن قتال و خونریزی میسر نمی‌شود.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS