دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فتح مکه

در سال هشتم هجرت قریشیان پیمان صلحی را که در سال ششم با مسلمانان بسته بودند شکستند و شبانگاه بر طایفه ای که با مسلمانان هم پیمان بودند هجوم بردند. بدین سبب پیامبر(ص) با سپاهی انبوه قصد مکه کرد و شب هنگام بیرون مکه اردو زد.
فتح مکه
فتح مکه

فتح مکه

در سال هشتم هجرت قریشیان پیمان صلحی را که در سال ششم با مسلمانان بسته بودند شکستند و شبانگاه بر طایفه ای که با مسلمانان هم پیمان بودند هجوم بردند. بدین سبب پیامبر(ص) با سپاهی انبوه قصد مکه کرد و شب هنگام بیرون مکه اردو زد. ابوسفیان، بزرگ مشرکان به شفاعت عباس عموی پیامبر نزد آن حضرت آمد و اظهار اسلام کرد. با اینکه ابوسفیان در طول بیست سال، بزرگترین ضربه ها را بر اسلام و مسلمانان وارد ساخته بود، پیامبر (ص) خانه او را جایگاه امن قرار داد.

بدین سان پیامبر چنان که خود می خواست بدون خونریزی مکه را فتح نمود.

اعلام عفو عمومی

با آنکه قریش و مکیان ظلم و ستم های فراوانی به شخص حضرت رسول اکرم ، خانواده ایشان و مسلمین روا داشته بودند و پیامبربارها شاهد پیمان شکنی هایی از سوی آنان بود، پس از فتح مکه به دنبال انتقام از آنان بر نیامد وهمگان را بخشید:

"شما مردم هموطنان بسیار نامناسبی بودید. رسالت مرا تکذیب کردید، و مرا از خانه ام بیرون ساختید، و در دورترین نقطه که من به آنجا پناهنده شده بودم با من به نبرد برخاستید. ولی من با وجود این جرائم همه شما رابخشیده و بند بردگی از پای شما باز می کنم و اعلام می نمایم که: "اذهبوا فانتم الطلقاء"- بروید همه شما آزادید.-"

فرازهایی از سخنان تاریخی پیامبر در مسجد الحرام

اجتماع عظیم و باشکوهی در مسجد الحرام ، گرد خانه خدا پدید آمده بود. مسلمان و مشرک، دوست و دشمن درکنار هم قرار داشتند، و هاله ای از عظمت اسلام و بزرگواری پیامبر، محوطه مسجد را فرا گرفته بود پیامبر گفتار خویش را که تقریباً بیست سال پیش آغاز نموده و بر اثر شرارت مشرکان به اتمام آن موفق نشده بود، آغاز نمود.

1. افتخار به نسب

موضوع تفاخر به فامیل و خانواده و قبیله، از دردهای ریشه دار جامعه عرب بود. پیامبر برای براندختن این اصل موهوم چنین فرمود:ای مردم ! خداوند در پرتو اسلام افتخارات دوران جاهلیت و مباهات به وسیله انساب را از میان شما برداشت. همگی از آدم به وجود آمده اید، و او نیز از گل آفریده شده است. بهترین مردم کسی است که از گناه و نافرمانی چشم بپوشد.

2. نفی فضیلتی به نام عربیت

حضرت رسول می دانست که این ملت، عرب بودن و انتساب به این نژاد را یکی از مفاخر بزرگ خود می دانند پس فرمود: مردم ! عرب بودن جزء ذات شما نیست، بلکه آن تنها زبانی گویا است، و هرکس در انجام وظیفه خود کوتاهی کند، افتخارات پدری، او را به جایی نمی رساند و کمبود کار او را جبران نمی کند.

3. برابری همه انسانها

منادی حقیقی آزادی، برای تحکیم تساوی انسانها و جامعه ها فرمود: همه مردم در روزگار گذشته و حال، مانند دانه های شانه مساوی و برابرند و عرب برعجم و سرخ بر سیاه برتری ندارند. ملاک فضیلت، تقوا و پرهیزگاری است.

4. رفع جنگهای صد ساله و کینه های دیرینه

ملل عرب بر اثر جنگ های داخلی و خونریزی های متوالی به صورت ملت پر کینه ای درآمده بودند. ایشان برای حفظ آرامش منطقه اسلام، لازم بود هر چه زودتر این درد را دوا نماید. برای رسیدن به چنین مقصدی فرمود: من تمام دعاوی مربوط به جان و مال و همه افتخارات موهوم دوران گذشته را زیر دو پای خود نهاده و تمام آنها را بی اساس اعلام می نمایم.

5. اخوت اسلامی

فرازی از سخنان پیامبراکرم در آن روز مربوط به اتحاد مسلمانان و حقوقی که آنان برگردن یکدیگر دارند می باشد. در این جا می فرماید: مسلمان برادر مسلمان است و همه مسلمانان برادر یکدیگرند و در برابراجانب، حکم یک دست را دارند. خون هر یک با دیگری برابر است، کوچکترین آنها از طرف مسلمانان می تواند تعهد نماید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS