دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه اسماعیلیه Ismailia

No image
فرقه اسماعیلیه Ismailia

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : اسماعيليه، قرامطه، باطنيه، سبعيه، مباركيه

شبهه، گاهی به اندازه­ای عمیق است که منجر به فرقه سازی در مکاتبی اصیل می­شود. عده­ای در زمان امام صادق علیه السلام معتقد به جانشینی اسماعیل، فرزند بزرگ آن حضرت شده بودند. سپس با اعتقاد قطعی به امامت او و فرزندانش جبهه گیری در برابر امامیه را آغاز کردند. به پیروان این نظریه اسماعیلیه می­گویند. فرقه اسماعیلیه از معدود فرقی است که به حکومت رسیده و در برهه­ای از زمان به سیاست گذاری در برخی مناطق اقدام می­نمودند.

اسماعیل بن جعفر بن محمد علیه السلام

اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق علیه السلام می باشد. او با عبدالله افطح برادر تنی هستند و مادرشان فاطمة دختر حسین بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب علیهم السلام است.[1] امام صادق علیه السلام با وجود او همسر دیگری اختیارنکرد. همانطور که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و سلم با وجود خدیجه سلام الله علیها و امیرالمومنین علی علیه السلام با وجود فاطمه زهرا سلام الله علیها اینگونه عمل نمودند.[2]امام صادق علیه السلام نسبت به اسماعیل بسیاراحترام و ابراز محبت می­نمود.[3]

مفضل بن عمر با اسماعیل در ارتباط بود و این در حالی بود که مفضل جزو فرق غلات خطابی بود. این ارتباط موجب نگرانی امام صادق علیه السلام شد و با بیانی شدید خواستار کناره گیری مفضل از اسماعیل شدند.[4] بعد از وفات اسماعیل، امام علیه السلام عده­ای را تحریص می­کند تا به نیابت از اسماعیل حج انجام دهند.[5]این امور نشانه توجه امام علیه السلام به فرزندش می­باشد.

اسماعیل در کتب شیعه، یکی از روایان حدیث از امام صادق علیه السلام می­باشد و بر این مطلب تصریح شده است.[6] از برخی حکایات بدست می­آید که اسماعیل به جانشین پدر بزر گوارش واقف بوده و می­دانسته برادرش حضرت موسی بن جعفر علیه السلام امام خواهد شد[7] و از خود اسماعیل نیز مدرکی بر اینکه ادعای امامت داشته باشد نداریم و در واقع او هرگز ادعای امامت ننمود.

وفات اسماعیل

اسماعیل زمان حیات پدر بزرگوارشان، در سرزمین عریض وفات می­نماید و مردم جنازه او را تا مدینه می­آورند. امام علیه السلام در مرگ اسماعیل بسیار متاثر و نگران می­شوند. امام صادق علیه السلام شخصا به تشیع اسماعیل می­پردازد و حتی به حمل جنازه فرزند، مبادرت می­ورزد و چندین مرتبه دستور فرمودند تا جنازه او را بر زمین گذاردند وکفن او را باز کرده، بطوری که صورت اسماعیل معلوم شود و در این حال او را به عقائد حقه تلقین نموده و در بقیع به خاک می­سپرند. این عمل امام علیه السلام به خاطر رفع شبهه امامت اسماعیل بود.[8]

شبهه امامت اسماعیل

به سه دلیل شبهه امامت اسماعیل تقویت می­شد:

الف. او فرزند ارشد امام صادق علیه السلام بود و در فکر برخی این عقیده رسوخ نموده بود که امامت به فرزند بزرگتر می­رسد.[9]

ب. توجه و شدت علاقه امام علیه السلام به اسماعیل، این عقیده را تقویت می­کرد.[10]

ج . امام صادق علیه السلام با وجود مادر اسماعیل همسر دیگری اختیار نکرد. همانطورکه پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم با وجود خدیجه سلام الله علیها و امیرالمومنین علی علیه السلام با وجود فاطمه زهرا سلام الله علیها اینگونه عمل نمودند. عده­ای این روش را دلیل بر امامت اسماعیل پنداشتند.[11]

اسماعیلیه

شبهه جانشینی اسماعیل بسیار فراگیر بود. بطوری که امام صادق علیه السلام برای از بین بردن این شبهه و این تصور باطل دستور داند تا کفن اسماعیل را باز نمودند و صورت او را نمایان کنند تا برای طرفداران امامت او تردید باقی نماند که وی از دنیا رفته است. همین عمل باعث شد تا افراد زیادی که گمان به امامت اسماعیل داشتند از این ظن خویش دست بردارند ولی عده کمی از افراد که از اصحاب حقیقی امام صادق علیه السلام نبودند وفات او را منکر شدند و دست از اعتقاد به امامت اسماعیل برنداشتند.[12]

بعد از شهادت امام صادق علیه السلام، افرادی که به زنده بودن اسماعیل معتقد بودند از این اعتقاد برگشتند و قائل به امامت محمد فرزند اسماعیل شدند. زیرا گمان داشتند که فرزند سزاوارتر به مقام پدر است و از طرفی اسماعیل در نظرآنها امام بود. در نتیجه بعد از او امامت به فرزندش محمد می­رسد .[13]

عقاید اسماعیلیه در امامت

این گروه با فرافکنی و عدم ثبوت بر یک نظر برای اعتقادات خود ادله­ای ادعا نموده­اند که بطور خلاصه در چند بند ذکر می­کنیم:

1.امام صادق علیه السلام در حالی از دنیا رفتند که بر امامت اسماعیل تصریح نمودند و او را جانشین خود قراردادند. حتی او را به عنوان قائم منتظر معرفی کرد .[14]این عده منتظرند تا اسماعیل ظهور کند و جهان را پر از عدل داد کند.

این گروه ازاسماعیلیه، عملکرد امام صادق علیه السلام را موجب اشتباه مردم در امر اسماعیل می­دانند و می­گویند آنحضرت بخاطر دلیلی که می­دانستند امر اسماعیل را بر مردم مشتبه ساخت.

2.عده­ای مرگ اسماعیل را قبول نمودند ولی امامت او را قبول داشتند و بر این پندارند که او در زمان حیاتش بر امامت فرزندش محمد وصیت نموده است.[15]

3.عده­ای معتقدند که امام صادق علیه السلام بر امامت محمد بن اسماعیل وصیت داشته است.[16]

علماء در برابر اسماعیلیه

عالمان بسیاری در رد ادعاها، ادله و عقاید اسماعیلیه کتاب نوشته­اند:[17]

1. علی بن أحمد أبو القاسم الکوفی

2. فارس بن حاتم بن ماهویه

3. محمد بن إبراهیم بن جعفر

4.الشیخ الخلیل بن ظفر بن خلیل

5. محمد بن أبی عمران موسى بن علی

6. ابن عبدک

اعمال اسماعیلیه

یکی از اعتقادات مهم اسلامی امر به معروف و نهی از منکر است که به عنوان یک دسیسه سیاسی- نظامی در مکتب اسماعیلیه بهره برداری می­شد. اسماعیلیه با این اصل به ترور مخالفین خود که آنها را والیان ظالم می­دانستند دست می­زدند.[18] قتل خواجه نظام الملک یکی از مهمترین ترورهای اسماعیلی است.[19]

سرانجام فرقه

این فرقه در طول زمان با انتخاب افرادی به عنوان امام گسترش یافت. بطوریکه در اواخر قرن سوم در سال 288 موفق به تشکیل حکومت رسمی در مغرب از نواحی آفریقا شدند[20] و با وجود فردی به نام حسن صباح به اوج اقتدار خود رسیدند. بعد از حمله مغول پراکنده شدند ولی تا به امروز خود را از انقراض نجات داده­اند.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS