دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه کیالیه Kyalyh

No image
فرقه کیالیه Kyalyh

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : كياليه، غلات، رافضه، كيال، احمد كيال

یکی از عوامل مهم در انحراف فرق کلامی عدم درک صحیح از حقائق و معارف دینی است. حوزه دین و شریعت، حوزه­ای کاملا تخصصی است و هرگونه عقیده و حکم در شریعت علاوه بر اینکه باید مأخوذ از صاحب شریعت باشد و صدورش از دین قطعی باشد در دلالت نیز باید در محدوده معین شرعی با اجتهاد و تخصص صحیح گام برداشت و از غیر آن اجتناب کرد. درحالی که برداشت نادرست از اسناد دینی با اکتفاء به ادعای فهم عقل که به "اجتهاد در رأی" می­کشاند فعالیت اجتهادی تمام فرق منحرف کلامی است. ساده انگاری مطالب دینی و سهل انگاری امر اجتهاد در اسناد و متون دینی و عدم تخصص لازم برای اجتهاد عناصر و علل خطرآفرین برای رشد عقاید کفر آمیز است. فرقی که درون مناطق اسلامی از صدر اسلام تا کنون از مسیر اصلی اسلام ناب خارج شده­اند همگی در این سه عنصر مشترک هستند.

کیالیه

این فرقه به لحاظ عقائد خاص خود از فرق غلات محسوب می­شوند. چون بانی این فرقه مدعی امامت و سپس مهدویت بود. [1]

رهبر فرقه کیالیه

احمد بن کیال که به او احمد کیال نیز می­گویند بنیانگذار تفکراتی است که هیچ اساس و پایه عقلی و دینی ندارد.[2] تفکرات او چیزی جز برداشتهای شخصی و تأویلات باطل از نصوص دینی نیست. وی به تصنیف کتبی به زبان عربی وعجمی مشغول شد و در آنها به دیدگاههای خود اشاره نمود.

احمد کیال در نظر نویسندگان:

نویسندگان مقالات و فرق او را به این صورت معرفی کرده­اند:

1- او ملحد و گمراه شده و گمراه کننده. نویسنده کتبی بی­پایه وحیرت زاست. [3]

2- او در هر علمی ابداع قاعده­ای نموده که نه معقول است نه مسموع. [4]

3- از او تصانیفی به عربی و عجمی باقی مانده که تماماً مزخرفاتی است که از نظر عقل و شرع مردود است. [5]

عقاید احمد کیال

در تحلیل نظریات او به این نکته اشاره شده که او کلمات علمی را شنیده و آن مطالب را با آراء باطل خودش مخلوط کرده[6] تا به نظرات خودش رنگ علمی دهد. به برخی از عقائد او اشاره می­کنیم:

1. ملاک او برای شناخت وتعیین امام وپیشوای امت :[7]

دراین باره گفته است: کسی کهعالم آفاق (خارج) را معین کند و آنرا بر عالم درون (عالم انفس) تطبیق دهد و به تبیین راههای دو عالم بپردازدامام است.

2. ملاک معرفی قائم:

هرکس که کُل (همه) را در ذات خودش معین و مقدر کند و هر کلی را بتواند در شخص معین جزئی خود آشکار کند قائم است.

البته منظور او از این بیانات این نیست که با این ملاکات به دنبال امام و قائمی غیر از او باشیم. بلکه او با این تعریفات به معرفی خود پرداخته و تصریح کرده که در هیچ زمانی، کسی جزاحمد کیال دارای چنین ملاکاتی نبوده است.

3.هستی شناسی:

او می گوید که عوالم بر سه صورت می­باشند: [8]

1. عالم اعلی (عالم روحانی)

2. عالم ادنی (عالم جسمانی)

3.عالم انسانی (عالم انفسی)

سپس به تبیین عوالم ثلاثه می­پردازد:

الف. درتفسیر عالم اعلی گفته است که عالم اعلی دارای پنج مکان است: [9]

1. مکان مکانها (مکان الاماکن) مکانی است خالی، هیچ موجودی در آن سکونت ندارد و هیچ موجود روحانی آن را اداره نمی­کند و آن به تمام اماکن (تحت خودش) احاطه دارد و گفته مراد از عرش وارده در شریعت همین مکان الاماکن است.[10]

2.مکان نفس اعلی

3. مکان نفس ناطقه

4.مکان نفس حیوانی

5. مکان نفس انسانی

ب. درتفسیر عالم ادنی اینگونه اظهار نموده که در مقابل عالم علوی عالم ادنی و یا به تعبیر دیگر عالم سفلی جسمانی است که عبارتست از پنج عالم که هر یک در برابر عوالم عالم اعلی قرار دارند:[11]

1. آسمان: آسمان از عالم ادنی خالی استو مقابل مکان الاماکن است.

2.آتش: این عنصر از عالم ادنی در برابر مکان نفس اعلی از عالم اعلی است.

3.هواء: این عنصراز عالم ادنی در برابر مکان نفس ناطقهاز عالم اعلی است.

4.زمین: این عنصر از عالم ادنی در برابر مکان نفس حیوانی از عالم اعلی است.

5.آب: این عنصر از عالم ادنی در برابرمکان نفس انسانی از عالم اعلی است.

همچنین گفته است که انسان مقابل آتش است و پرنده در برابر هوا است و حیوان در مقابل زمین و ماهی در برابر آب است. او می­گوید که مرکز آب پایین­ترین مراتب عالم است و ماهی پست­ترین جانوران است.

ج.در تحلیل عالم انسانی گفته است: [12]

دربرابر عالم آفاق (عالم آفاق عبارت از دوعالم روحانی (اعلی) و جسمانی(ادنی) است که شرحش گذشت) عالم انسانی استکه یکی از عوالم ثلاثه است و تعبیر دیگرش عالم انفُس است و مانند دو عالم اعلی و ادنی دارای پنج حس است:

- شنوائی: دربرابر مکان الاماکن وآسمان است زیرا مانند آندو خالی است.

- بینائی: دربرابر نفس اعلی وآتش است وگفته چون انسان مخصوص به آتش است درمردمک چشمش حس واقع شده.

- بویائی: دربرابر نفس ناطقه وهواء است زیرا بویائی از طریق هواست (این حس مخصوص پرنده است ).

- چشائی: دربرابر نفس حیوانی وزمین است وچون حیوان مختص زمین است حس چشائی دارد.

- لامسه: دربرابر نفس انسانیوآب استوچون ماهی مختص به آب است حس لامسه دارد.

4. تحلیلی ازکیفیت حرکت انسان به سوی کمال و همچنین کیفیت پیدایش:

او در بحث انسان شناسی و سنجش بین مراتب وجودی نیز اندیشه­ای چون قوس صعود و نزول فلاسفه را مطرح می­کند اما با بیاناتی که خودش به تبیین آن پرداخته و اظهار می­کند:[13]

نفس انسانی (حقیقت انسانی) اراده صعود به سوی نفس اعلی می­نماید و صعود می کند و با صعودش به خرق مکان نفس حیوانی و مکان نفس ناطقه پرداخته، به عالم نفس اعلی نزدیک می­شود آنگاه باز می­ماند و محبوس شده و متحیر می­شود و متعفن می­گردد و اجزائش استحاله می­گردد. سپس به عالم سفلیفرود می­آید. در این صورت بر او دوران­های متمادی و اکوار مستمر می­گذرد. سپس عالم اعلی در معرض او واقع می­شود و مقداری از انوار ملکوتی خودش را به او افاضه می­کند. آنگاه ترکیب در این عالم ایجاد می­شود. آسمانها و زمین و مرکباتی چون معادن و گیاه و حیوان و انسان حاصل می­شود و انسان در بلایای این ترکیب­ها واقع می­گردد که گاهی به صورت شادی است و گاهی غم و ناخوشی وگاهی سالم است و با عافیت و گاهی رنجور و بلا دیده ( این حالات ادامه دارد) تا اینکه قائم ظهور کند و او را به حال کمال باز گرداند و ترکیب­ها را منحل نماید و متضادها را باطل کند و موجودیت ملکوتی را بر جسمانیت آشکار کند و صد البته این قائم کسی جز احمد کیال نیست.

5. تحلیل احمد کیال از خویشتن خویش:

وی از نام خود در تحلیل ذات خویش استفاده نموده است. او با ادعا و ذکر تناسب این حروف (الف.حاء.میم.دال) با عوالم اربعه مذکور که خودش تبیین کرد به این نتیجه می رسد که احمد نام مجموعه عوالم اربعه است. به ترتیب که: الف در احمد مقابل نفس اعلی است و حاء مقابل نفس ناطقه است و میم مقابل نفس حیوانی است و دال مقابل نفس انسانی است.

پس با این تحلیل نتیجه می­گیریم که همه این عوالم کسی جز احمد نیست. اوست که مکان نفس اعلی است و اوست که عالم انسانی است و... اوست که قائم است و اوست که همه چیز است و جائی برای غیر نگذاشته و اوست که تمام مراتب عالم اعلی را اشغال کرده و در واقع تفسیر او از عالم اعلی و تفسیر آن به مکان الاماکن و نفس ناطقه و نفس حیوانی و نفس انسانی پرده برداشتن از ذات خود اوست. [14]

چنانکه بار دیگر خودش تصریح دارد که:[15]

احمد که همان الف و حاء و میم و دال است در مقابل تمام عوالم است ازعالم ادنی انسان دلیلشالف احمد زیرا مانند انسان راست قامت استو حاء دلیل حیوان است: زیرا مانند او کج و منکوس بوده و همچنین ابتداء کلمه حیوان نیز حاء استو میم دلیل پرنده است. زیرا میم شبیه سر پرنده است و دال دلیل بر ماهی است: زیرا دُم ماهی مانند دال است.

دیگر عقائد احمد کیال

او می­گوید که خداوند انسان را بر شکل کلمه احمد آفریده است: قامت انسان مانند الف است و دو دست او مانند لفظ حاء و شکمش مانند میم و دو پای او مانند دال است. [16]

انبیاء سردمداران اهل تقلید هستند و اهل تقلید از درک معارف محروم و نابینا هستند و قائم سرکرده اهل بصیرت است و اهل بصیرت دارای عقول ناب هستند و بروز بصیرتها در مقابله و سنجش بین آفاق و انفس است.[17]

احمد کیال دررابطه با تفسیر معارف نیز تاویلاتی ارائه داده است که اینچنین است: [18]

میزان درشریعت عالم آفاق و انفس است.

صراط نیز احمد کیال است.

بهشت رسیدن به دانش و علم احمد کیال است.

جهنم رسیدن به غیر دانش و علم اوست.

نتیجه:

بطور خلاصه احمد بن کیال با تمام معارفیکه بیان کرده از جهانبینی چیزی جز الف. حاء. میم. دال را نمی­شناسد وجهان را در اسم و ذات خود می­یابد.

انتقاد از صاحبان ملل ونحل

با شناخت آراء و نظریات احمد بن کیال چگونه می­توان این فرقه را منتسب به شیعه و یا غالیان گمراه شده از این فرقه دانست. آیا صرف موجودیت چنین شخصی در فرقه­ای خاص از فرق شناخته شده موجب الحاق او به آن فرقه است. آیا هرفرقه منحرفی را باید به غالیان از شیعه منتسب نمود؟ آیا ماهیت و جوهر غلو در شیعه راه دارد؟ با دقت بهتر چنین فِرَقی را نباید از فرق مسلمین دانست بلکه صاحبان مکاتب ابداعی و التقاطی هرگز به مکاتب معروف و شناخته شده، منتسب نخواهند شد. ملاک الحاق و انتساب، عقاید و نظریات هرفرقه است نه سلائق و بدبینی­ها.

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS