دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فریاد مردم: دین از سیاست جدا نیست

✍️ حبیب الله اسداللهی 
فریاد مردم: دین از سیاست جدا نیست
فریاد مردم: دین از سیاست جدا نیست
🔹 بر اساس یافته‌های موج چهارم پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال ۱۴۰۲، ۷۳ درصد مردم معتقد بوده‌اند که دین باید از سیاست جدا باشد؛ 4.6 درصد مردد و در نهایت 22.5 درصد مخالف جدایی دین از سیاست بوده‌اند. برخی در تحلیل این داده‌ها این‌گونه ابراز کردند که آیا برای حاکمیت با دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی، آموزش مدارس و بودجه‌های فراوان سازمان‌های فرهنگی که در خدمت دین سیاسی و تلفیق دین و سیاست است، عجیب نیست که فقط 22.5 درصد موافق دین سیاسی‌اند.

🔸 این روزها با حمله اسرائیل به ایران اسلامی واکنش‌های مردمی در گفتگوهای رومزه در کوچه و خیابان نمایانگر حقیقت دیگری از تلقی عمومی نسبت به نقش سیاست در حفظ هویت دینی و ملی است.
گفتمان غالب در میان اصناف، طبقات اجتماعی، گروه‌های سنی و جنسیتی با ویژگی‌های ظاهری متفاوت بر لزوم اقتدار سیاسی ایران برای پاسداری از ارزش‌های دینی و ملی تأکید دارد. این رویکرد، سیاست را نه امری مذموم و جدا از دین، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر در نظر می‌گیرد. بازتاب آن را می‌توان در مراسم گوناگون ایام محرم، مشاهده کرد؛ جایی که هیئت‌های مذهبی، حتی آنان که پیش‌تر صرفاً به عزاداری با کنشی غیر سیاسی و اجتماعی می‌پرداختند، اکنون در اشعار, نوحه ها و دعاها به گونه‌ای حماسی و با خشم نسبت به دشمنان ایران به میدان عزاداری آمده‌اند. 

🔹این رفتار عمومی مردم، پرسش‌هایی را درباره اعتبار و دقت سنجه‌های مورد استفاده در پیمایش‌های پیشین مطرح می‌کند. آیا این پیمایش‌ها توانسته‌اند تصویر درستی از نگرش‌ها و ارزش‌های ایرانیان ارائه دهند؟ این شکاف بین پاسخ‌های ظاهری افراد در پیمایش‌ها و رفتار واقعی مردم در این روزها ناشی از جیست؟

🔸دین در ایران، صرفاً مجموعه‌ای از باورها و مناسک مذهبی نیست؛ بلکه هویتی فرهنگی و اجتماعی است که با تاریخ، فرهنگ و سیاست کشور در هم تنیده است. از سوی دیگر، سیاست نیز فقط فعالیتی حکومتی نیست؛ بلکه عرصه‌ای عمومی است که در آن ارزش‌ها، منافع و هویت‌های مختلف به چالش کشیده می‌شوند و تعامل می‌کنند.
جدایی دین از سیاست در این چارچوب، به‌ معنای نفی نقش دین در عرصه عمومی و محدود کردن آن به حوزه خصوصی نیست؛ بلکه بدین معناست که نباید دین را ابزاری برای تحکیم قدرت استفاده کرد. در سیاست مذموم معاویه‌ای است که ترویج اعتقاداتی مانند جبرگرایی توجیهی برای فساد، بی‌عدالتی و پذیرش ظلم است وگرنه سیاست عدالت خواهانه و مبتنی بر مبارزه با ظلم در حکومت امیرالمومنین علیه‌السلام، بین ذهن‌های مردم عین دیانت است.

🔹 بنابراین در انتخاب گویه‌ها برای سنجش ارزش‌ها و نگرش‌های مردم به تبادر ذهنی آنان درباره مفاهیم، باید توجه داشت. اگر صرفاً بخواهیم با یک گویه در روش پیمایشی که «آیا دین از سیاست جداست؟» تحلیل عمیق و درست نسبت به مردم ایران داشته باشیم با تعارضات آشکار رفتاری و اعتقادی مردم در میدان‌ها‌ی مختلف روبرو خواهیم شد که کل پیمایش را زیر سؤال خواهد برد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS