دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فضیلت عید غدیر

امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم‌ (شرح و ترجمه از المراقبات، حاج میرزا جوادآقا ملکی تبریزی)
فضیلت عید غدیر
فضیلت عید غدیر

فضیلت عید غدیر[1]

قال الله تعالی: « الیوم اکملتُ لکم دینَکم و اتممتُ علیکم نِعمتی‌ و رضیتُ لکم الاسلام دیناً…»(سوره مائده، آیه 30)

از امام رضا علیه السّلام روایت شده است که فرمود: در روز قیامت چهار روز با شتاب به خدا مى‌رسند همانگونه که عروس به حجله خود مى‌رسد. پرسیدند: این چهار روز کدام است؟ حضرت فرمود: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر که روزى است که إبراهیم خلیل علیه السّلام در آن از آتش رهایى یافت و بجهت سپاسگزارى، آن روز را روزه گرفت. و نیز روزى است که در آن پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم على علیه السّلام را بعنوان جانشین خود معرفى و فضیلتهاى او را بیان نمود و خداوند بدین وسیله دین را کامل کرد. على علیه السّلام بخاطر شکرگزارى این روز را روزه گرفته است.

این روز، روز کمال، روز ناراحتى شیطان و روزى است که اعمال شیعه و دوستداران آل محمد پذیرفته شده و خداوند عمل مخالفین آنان را باطل و نابود مى‌گرداند. و این همان است که خداوند در آن آیه مى‌فرماید: «آن اعمال را باطل و نابود نمودیم.» روزى است که جبرییل دستور مى‌دهد، کرسى کرامت خدا را روبروى بیت المعمور قرار دهید. آنگاه بالاى آن رفته و فرشتگان تمامى آسمان‌ها گرد او جمع شده، محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را ستایش کرده و براى شیعیان و دوستدار امیر المؤمنین و امامان علیهم السّلام آمرزش مى‌خواهند.

روزى است که خداوند در آن به نویسندگان بزرگوار اعمال دستور مى‌دهد، بخاطر بزرگداشت محمد و على و ائمه - درود خدا بر آنان باد - بمدت سه روز هیچیک از خطاهاى دوستداران اهل بیت و شیعیان آنان را ننویسند.

روزى است که خداوند آن را مخصوص محمد، آل او و خویشان نسبى او نموده است. روزى است که هر کس در آن خدا را پرستش نموده و خانواده، خود و برادرانش را در وسعت قرار دهد، خداوند مال او را افزایش داده و او را از آتش رها مى‌کند... روز تبسم نمودن در چهره مؤمنین است و کسى که در روز غدیر به روى برادر خود تبسم نماید، خداوند در روز قیامت با دیده رحمت به او نگریسته، هزار حاجت او را برآورده نموده و کاخى از مرواریدهاى بزرگ و درخشان و سفید براى او در بهشت ساخته و چهره او را زیبا مى‌نماید.

این، روز آراستن است، کسى که براى روز غدیر خود را بیاراید، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ او را بخشیده، و فرشتگانى را مأمور مى‌کند از این روز تا سال آینده در چنین روزى، براى او کارهاى نیک نوشته و مقام او را بالا ببرند و اگر از دنیا برود با شهادت از دنیا رفته و اگر زنده بماند با سعادت زندگانى خواهد کرد. و کسى که به مؤمنى غذا بدهد، مانند کسى است که به تمام پیامبران و صدیقین غذا داده است و کسى که مؤمنى را دیدار کند خداوند هفتاد نور وارد قبر او نموده، قبر او را وسعت داده و هر روز هفتاد هزار فرشته از قبر او دیدن کرده و به او مژده بهشت مى‌دهند.

روز غدیر بود که خداوند ولایت را بر اهل آسمان‌هاى هفتگانه عرضه نمود و اهل آسمان هفتم پیش از دیگران آن را پذیرفتند.

خداوند نیز آن آسمان را با «عرش» آراست. پس از آن اهل آسمان چهارم آن را پذیرفتند. و بهمین جهت آن آسمان با بیت المعمور مزین شد. پس از آن اهل آسمان دنیا آن را پذیرفتند و این آسمان با ستارگان آراسته شد. آنگاه آن را بر زمینها عرضه کرد قبل از همه «مکه» آن را پذیرفت که خداوند آن را با «کعبه» زینت داد. سپس «مدینه» آن را پذیرفت که با برگزیده خدا «محمد» صلّى اللّه علیه و آله و سلّم آراسته شد. آنگاه «کوفه» آن را پذیرفت که با «امیر المؤمنین» مزین شد.

آن را بر کوهها عرضه داشت. اولین کوههایى که آن را پذیرفتند سه کوه بودند که بعد از این پذیرش تبدیل به کوه عقیق، فیروزه و یاقوت گردیده و تبدیل به بهترین جواهرات شدند. پس از آن کوههاى دیگر آن را پذیرفتند که تبدیل به معدن طلا و نقره شدند. و کوههایى که به آن اقرار نکردند به حال خود باقى ماندند.

نیز ولایت در این روز بر آب‌ها عرضه شد، آب‌هایى که آن را قبول کردند، تبدیل به آب گوارایى شده و قسمتى از آنها که نپذیرفتند شور و تلخ شدند. همچنین بر گیاهان عرضه شد. گیاهانى که آن را پذیرفتند تبدیل به گیاهانى شیرین و مطبوع شدند و اقسامى که نپذیرفتند، تلخ گردیدند.

سپس آن را در این روز بر پرندگان عرضه کرد، دسته‌اى که پذیرفتند، تبدیل به پرندگان آواز خوان و خوش صدا شده و گروهى که نپذیرفتند کند زبان و لال گردیدند. مؤمنین که ایمان و ولایت امیر‌المؤمنین را پذیرفتند، مانند فرشتگانى هستند که براى «آدم» سجده کردند. و کسانى که ولایت امیر المؤمنین را در روز غدیر قبول نکردند مانند شیطان هستند. این آیه: «امروز دینتان را بخوبى کامل نمودم...» در این روز نازل شد. تمام پیامبرانى که خداوند فرستاده است روز بعثت خود را باندازه روز غدیر ارج مى‌نهادند. و هنگامى که براى امت خود جانشین و خلیفه‌اى براى بعد از خود، در این روز معین مى‌کردند، ارزش این روز را درک مى‌نمودند.

نیز روایت شده: «هر عمل در این روز برابر با عمل در هشتاد ماه است.» همچنین روایت شده: «عمل در آن کفاره شصت سال مى‌باشد.»

ولایت مطلقه‌

ولایتى که به همه مخلوقات از قبیل جمادات، گیاهان، حیوانات، انسان و فرشتگان عرضه شد، ولایت مطلقى است که در رسول خدا، امیر المؤمنین و یازده جانشین آنهاست.

یکى از محققین در این باره مى‌گوید: «این ولایت، باطن نبوت مطلق مى‌باشد. و نبوت مطلق عبارتست از: آگاهى مخصوص پیامبر از استعداد همه موجودات و ماهیت و طبیعت آنها و اعطاى حق هر کدام به آنها. حقى که آن موجود با زبان استعداد خود فطرتا آن را مى‌خواهد.

که صاحب چنین مقامى «خلیفه اعظم»، «قطب اقطاب»، «انسان بزرگ» و «آدم حقیقى» نامیده شده و از آن به «قلم بالاتر»، «عقل اول» و «روح اعظم» تعبیر مى‌شود.

پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در این روایت «اولین چیزى که خدا آفرید نور من بود.

من پیامبر بودم، در حالى که آدم هنوز در مرحله آب و گل بود.» به ولایت مطلق اشاره دارد. تمام درجات و مقامات پیامبران، اولیا و اوصیا به همین ولایت برگشته و این ولایت از فناى بنده در حق و بقاى او بوسیله حق سرچشمه مى‌گیرد. پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در این روایت نیز به همین ولایت اشاره مى‌کند: «من و على از یک نور هستیم.» و «خداوند دو هزار سال پیش از اینکه آفریده‌هاى خود را بیافریند روح من و على بن ابى طالب را خلق کرد. على را با هر پیامبرى بصورت پنهانى فرستاد ولى با من بصورت آشکار.» امیر المؤمنین علیه السّلام نیز در این دو روایت به همین مطلب اشاره مى‌کند: «من ولىّ بودم، در حالى که «آدم» هنوز در مرحله آب و گل بسر مى‌برد.» و «من چهره خدا هستم، من پهلوى خدا هستم. من دست خدا هستم، من قلم اعلى هستم. من لوح محفوظ هستم... تا آخر کلام آن حضرت علیه السّلام در خطبه بیان و جاهاى دیگر».

منظور امام صادق علیه السّلام در این روایت نیز همین است: «سیماى انسانى بزرگترین حجت خدا بر خلق مى‌باشد. کتابى است که آن را با دست خود نوشته و آینه تمام نماى موجودات و نسخه مختصرى از لوح محفوظ مى‌باشد. پلى است که بین بهشت و آتش کشیده شده است.» این ولایت در پیامبر و جانشین او مى‌باشد. آنها آغازگر و پایان دهنده آن هستند. و بخاطر اهمیت زیاد آن است که براى بزرگداشت آن این همه ثواب براى آن قرار داده‌اند.

از امام رضا علیه السّلام روایت شده است: «روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است. خداوند عز و جل در فردوس اعلى کاخى دارد که یک خشت آن از طلا و خشت دیگر آن از نقره است. و صد هزار گنبد ازیاقوت سرخ و صد هزار چادر از یاقوت سبز در آن وجود دارد. خاک آن از مشک و عنبر است. چهار نهر در آن جریان دارد: نهرى از مى، نهرى از آب، نهرى از شیر و نهرى از عسل. در اطراف آن درختانى از تمام میوه‌ها وجود دارد. بر روى آن پرندگانى با بدن مرواریدى و بالهاى یاقوتى وجود دارد که با آوازهاى مختلف نغمه‌سرایى مى‌کنند.

وقتى روز غدیر فرا رسید، همه اهل آسمان به این کاخ وارد شده خدا را تسبیح و تقدیس نموده و هر خدایى بجز او را انکار مى‌کنند.

پرندگان یاد شده به پرواز در آمده، خود را در آن آب انداخته و خود را میان این مشک و عنبرها مى‌غلتانند. وقتى فرشتگان جمع شدند، این پرندگان پرواز مى‌کنند که در نتیجه آب و مشک و عنبرى که به آنان چسبیده است بر فرشتگان فرو مى‌ریزد. آنان در چنین روزى از نثار فاطمه - درود خدا بر او باد - به یکدیگر هدیه مى‌دهند. در پایان روز به آنان ندا مى‌کنند، به جایگهاى خود برگردید که بخاطر بزرگداشت محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و على علیه السّلام تا چنین روزى در سال آینده از هر لغزش و خطایى ایمن شدید.

اعمال روز عید غدیر

سیّد قدّس سرّه بنقل از امام رضا علیه السّلام، از پدران پاکش، سخنرانى طولانى و ارزنده امیر المؤمنین علیه السّلام در روز غدیر را روایت کرده است که آخر آن چنین است:

«بعد از پایان مراسم، خانواده خود را در وسعت و آسایش قرار داده، با برادرانتان نیکى نموده، و بخاطر نعمتهایى که خداوند متعال به شما ارزانى داشته است از او سپاسگزارى نمایید. گرد هم آیید تا امور شما سامان پذیرفته، به یکدیگر نیکى کنید تا خداوند الفت شما را بپذیرد. خداوند در این روز چند برابر پاداش عیدهاى قبل و بعد آن مگر در چنین روزى را به شما عنایت مى‌کند شما هم نعمتهاى الهى را که در اختیار دارید به یکدیگر ببخشید.

نیکوکارى در این روز مال را افزایش و عمر را طولانى مى‌کند.

مهربانى با یکدیگر رحمت و عطوفت خداوند را بر مى‌انگیزد. از مالى که خداوند به شما داده است باندازه توانایى به برادران و خانواده خود بخشیده، با یکدیگر خوشرو بوده و در دیدارهاى خود مسرور باشید.

سپاسگزار نعمتهاى خدا بوده، توقع کسانى را که از شما انتظار دارند بخوبى برآورده نموده و متناسب با امکانات خود دارایى و توانایى خود را با ضعیفان خود بتساوى تقسیم نمایید، که هر درهم از جانب خداى عز و جل برابر با دویست هزار درهم و بیشتر است. روزه این روز از روزه‌هایى است که خداوند آن را سفارش کرده و آن را برابر با پاداشى بزرگ قرار داده است. تا جایى که اگر بنده‌اى از ابتداى دنیا تا انتهاى آن روزها را روزه گرفته، شبها مشغول عبادت بوده و در روزه خود مخلص باشد باز هم نمى‌تواند به این پاداش برسد. اگر کسى در این روز ابتدا به یارى برادر خود برخاسته و با میل و رغبت با او خوش رفتارى کند پاداش کسى را خواهد داشت که این روز را روزه گرفته و شبش را به عبادت گذرانده باشد. و کسى که مؤمنى را در شب آن افطار دهد مانند کسى است که ده فئام را افطار داده باشد - شخصى برخاسته و گفت: امیر المؤمنین فئام چیست؟ حضرت فرمودند: صد هزار پیامبر و صدیق و شهید - چه رسد به این که جمعى از مردان و زنان مؤمن را سرپرستى کند که من ضمانت مى‌کنم خداوند امان از فقر و کفر به او عنایت فرماید. و اگر در شب یا روز آن یا بعد از آن، تا عید سال آینده، مرگ او فرا رسد و گناه کبیره‌اى انجام نداده باشد، پاداش او با خداست. کسى که به برادران خود قرض داده و آنان را یارى کند من ضامن هستم که اگر خداوند او را در دنیا باقى بدارد قرض او را باز پس گرفته و اگر از دنیا برود در آخرت عمل او را جبران نماید. هنگام دیدار به یکدیگر سلام کرده، دست داده و نعمت این روز را تبریک بگویید.

این مطالب را حاضرین به غایبین اطلاع دهند. باید افراد بى‌نیاز به یارى نیازمندان شتافته و توانگران به افراد ضعیف کمک کنند. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم این مطالب را به من دستور داده بود».

آنگاه بجاى نماز جمعه، نماز عید خوانده و همراه با فرزندان و پیروان خود روانه منزل امام حسن مجتبى علیه السّلام گردیده و در ضیافتى که در منزل آن حضرت تدارک دیده شده بود شرکت نموده و تمامى آنها از فقیر و غنى با تحفه‌اى براى خانواده خود از خانه آن حضرت خارج شدند.

سایر اعمال روز غدیر

1. زیارت حضرت امیر علیه السّلام.

2. دو رکعت نماز که بهتر است نزدیک ظهر خوانده شود. سپس براى سپاسگزارى از خداوند سجده شکر بجا آورده و صد بار در آن مى‌گوید: «شکرا للّه» و سپس خواندن دعایى که در اقبال روایت شده است. دعایى که با عبارت:«اللهم انى اسئلک بانّ لک الحمد»شروع مى‌شود که این نماز و دعا مستحب مؤکد است. بعد از دعا سجده کرده و در سجده صد بار خدا را ستایش و شکر کند (مثلا صد بار بگوید: «الحمد للّه» و صد بار بگوید: «شکرا للّه»). کسى که این کار را انجام دهد، مانند کسى است که در این روز حضور داشته و در این مورد با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بیعت کرده و همرتبه کسانى خواهد بود که در مورد ولایت مولاى خود در این روز راستگو بوده‌اند. و مانند کسى مى‌باشد که همراه با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، امیر المؤمنین علیه السّلام، امام حسن علیه السّلام و امام حسین علیه السّلام شهید شده‌اند. و مانند برگزیدگان و بزرگانى مى‌باشد که در زیر پرچم حضرت قائم (عج) و در خیمه او بسر مى‌برند.

روایت شده: کسى که در این دو رکعت یک بار «حمد» و یازده بار«قل هو اللّه احد»و ده بار «انا انزلناه» و ده بار «آیة الکرسى» خوانده و این دو رکعت را نیم ساعت قبل از اذان ظهر بخواند عمل او نزد خداى عز و جل برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره بوده و هر چه از خدا بخواهد و هر اندازه خواسته او مهم باشد خداوند آن را به او عنایت فرموده و توانگرى و عافیت را نصیب او مى‌نماید. و کسى که بعد از دو رکعت، دعایى را که با«ربنا سمعنا»

شروع مى‌شود خوانده و سپس خواسته‌هاى دنیا و آخرت خود را بخواهد، بخدا سوگند، بخدا سوگند، بخدا سوگند که خواسته‌هایش برآورده مى‌شود.

3. مستحب مؤکد است که در ابتداى روز غسل کرده، پاکیزه‌ترین لباسهاى خود را پوشیده عطر استعمال کرده، و هنگام دست دادن با مؤمنین بگوید:« الحمد للّه الّذی جعلنی من المتمسّکین بولایة امیر المؤمنین و الأئمّة »

4. نماز و دعایى نیز در کتاب اقبال روایت شده است که دعا با عبارت:« اللهم صل على ولیک و اخى نبیک »شروع مى‌شود.

برادرم اگر به اهمیت روز غدیر و اعمال آن که در این روایات آمده معتقد مى‌باشى پس معطل چه هستى؟ خداى را بخاطر عظمت روز غدیر و این فضیلت بزرگ سپاسگزار باش. فضیلتى بس بزرگ که شناخت آن دشوار است. ولایت امامت را بر خود واجب شمرده و با تمام توان در شناخت او بکوش که شناخت امام سرچشمه تمام خیرات است. زیرا فضیلت و خیر در صورتى دوست داشتنى مى‌شود که شناخته شود. و طبیعى است که بعد از شناخت براى تحصیل آن تلاش مى‌کند. ولایت نیز چنین است و براى بدست آوردن آن باید قبلا آن را شناخت.

و آنگاه که ولایت او را بدست آوردى، بطور طبیعى لوازم ولایت را انجام مى‌دهى و پس از انجام لوازم ولایت، از کارهاى او پیروى نموده و اخلاق خود را شبیه به او ساخته، به دنبال هدایتهاى او رفته و براى بدست آوردن رضایت او تلاش مى‌کنى. در پى آن او نیز تو را به دوستى خود برگزیده و تو را به خود نزدیک مى‌سازد. و آنگاه به مقام بالایى رسیده و در همسایگى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم قرار مى‌گیرى زیرا خداوند به على علیه السّلام وعده داده است که شیعیانش همسایه و گرداگرد او بوده و بر منبرهایى از نور جاى داشته باشند. و ما باید براى رسیدن به این امر تلاش کنیم.

کرم و شجاعت، زهد و ترس، امید و توکل، رضا و تسلیم و معرفت و توحید او را بنگر. درباره علم و عبادت، گریه و شکست ناپذیرى او در راه خدا، سخاوت و ایثار، انجام کارهاى سخت، صبر او بر ناگواریها و اینکه چگونه مکارم اخلاق و صفات پسنده را در خود جمع کرده است بیندیش صفاتى که مشکل است حد کمال آنها در یک انسان پیدا شود. مثلا رقت قلب در بیشتر اوقات با جهاد با کفار و کشتن اشخاص سازگارى ندارد. و همینطور توانایى با روزه و گرسنگى زیاد، و نیز تواضع با ابهّت، عظمت و احترام سازگار نیست. و او همه این صفات را در حد کمال دارا مى‌باشد.

بارى بحکم عقل واجب است کسى که این مطالب را باور دارد تمام اعمال را که در این روز وارد شده انجام داده، بهره کامل از خیرات این اعمال برده و از فضل خدا و کرم اولیاى او در این روز محروم نماند.

اعمالى از قبیل غسل و پوشیدن بهترین لباسها، استعمال عطر، دیدار از مؤمنین، لبخند زدن به آنان، نیکى و بخشش و افطارى دادن به آنان در

شب بعد از روز غدیر، در وسعت قرار دادن خود و خانواده، صدقه دادن، میهمانى دادن، روزه گرفتن، اظهار شادى، ستایش خدا و سپاسگزارى از او - بخصوص هنگام دست دادن با برادران ایمانى و بخصوص آنگونه که در روایت آمده است - تبریک گفتن به برادران ایمانى، دست دادن به آنان، برآوردن نیازهاى آنان بدون اینکه درخواست کنند، زیارت آن حضرت علیه السّلام - همانگونه که گفتیم - صدقه دادن و غذا دادن به مؤمنین، بخصوص افطارى دادن به آنان و بیش از شبهاى دیگر به عبادت و شب زنده‌دارى پرداختن.

    پی نوشت:
  • [1] . ملکی تبریزی، حاج میرزا جواد آقا؛ المراقبات،ابراهیم محدث بندرریگی، اخلاق، 1376،ص 498- 472

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS