دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فضیلت هاى اخلاقى

No image
فضیلت هاى اخلاقى

فضیلت هاى اخلاقى

آیت الله شمس الدین از نخستین روزهایى که به فراگیرى علوم دینى روى آورد از تزکیه درون و کسب فضایل اخلاقى غافل نبود و توجه به جنبه هاى اخلاقى و تربیتى را از مسایل ضرورى دوران تحصیل و تدریس مى دانست به گونه اى که روح تقوا و پارسایى را در فراگیران و آموزش دهندگان رشد دهد. او معتقد بود شخصى که به عنوان عالم روحانى و یا مبلغ مذهبى و یا فردى که به عنوان حامل پیام اسلام و شریعت محمدى شناخته شده، واجب است که واقعاً خدا ترس و اهل ورع و داراى عفت در زبان و بیان باشد و خود را به کمالات بیاراید و از وارد شدن در مسایلى که او را به سوى تعصب و فرقه گرایى باطل سوق مى دهد، دورى جوید. به اعتقاد وى درست است که اهل ایمان باید از فاسقان و خطاکاران و گناهکاران و معاندین دورى جویند ولى تمام این مسایل و التزامات باید در محدوده شرع و موازین اخلاقى باشند. او در پایان این توصیه ها مى گوید: همان گونه که ما در گذشته انجام مى دادیم، در آغاز درس و یا در بین یا در پایان درس مناسب است استاد و مدرس به موعظه بپردازد و طلاب را نصیحت کند تا درس او تنها تعلیم نباشد بلکه با پرورش هاى اخلاقى و رویش فضایل و خصال نیک توأم گردد.([50])

شمس الدین در ایام تحصیل با بدخواهان و مخالفان زیادى مواجه شد اما بر اثر همین تربیت هاى الهى، با آنان به بزرگى و متانت رفتار کرد و نسبت به همه رشک ورزان خطاپوش بود. از کینه و غرور تنفر داشت و از کارهایى که صبغه خودبینى داشت، اجتناب مى نمود و در عین صلابت و اقتدارگرایى و خوى مناعت، تواضعى ویژه داشت. تا سال ها پس از ناپدید شدن امام موسى صدر، از تصدّى ریاست مجلس شیعیان لبنان خوددارى ورزید تا یاد و خاطره این امید محرومان لبنان و تقدم او را در این سمت، در ذهن ها زنده نگه دارد.

زمانى که پس از دوره اى از سردى روابط با ایران در رأس یک هیأت بلند پایه ـ همزمان با نیمه شعبان و برگزارى روز جهانى مستضعفان ـ به تهران آمد و با ممانعت گروه مهدى هاشمى از ورود و اقامت وى در هتل محل برگزارى مراسم رو به رو شد، بى آن که از چنین اهانتى که جایگاهش را دست کم نزد اعضاى هیأت و ارباب رسانه هاى جمعى همراه وى مورد تردید قرار داده بود برنجد، به درخواست یکى از برادران ـ که از نزدیک شاهد این رویداد بود ـ مبنى بر انتقال ایشان به محلى دیگر و فراهم آوردن امکانات ادامه سفر و ملاقات با مسئولان بلند پایه کشور، متواضعانه لبیک گفت.([51])

در مقابلِ مراحل پر آشوب زندگى و ناملایماتى که در لبنان با آن رو به رو شد، استوارترین ستون یعنى صبر و شکیبایى را برافراشت و اگر این گونه رفتارى را پیش نمى گرفت در مقابل شدائد و حوادث خونین و رنج هایى که بر شیعیان لبنان مى رفت، در نخستین منزل خسته و فرسوده مى شد و از راه مى ماند. آن روزهاى تلخى که آتش تفرقه از یک سو بر خرمن اتحاد شیعیان لبنان حریق افکند و از طرف دیگر متجاوزان صهیونیستى تهاجم خونین خود را آغاز کردند، او عنان بردبارى را از کف نداد و با تکیه به عنایات الهى و استمداد از ساحت مقدّس اهل بیت و پیروى از شیوه اى خردمندانه، این ناگوارى ها را تحمل کرد و پشت سر نهاد.

یکى از تلاشهاى علمى او بررسى سیره یاران امام حسین(علیه السلام) است، در مورد انگیزه این پژوهش مى نویسد: من این بررسى را براى زنده کردن یاد شهیدان کربلا ننوشته ام ـ که آن ها خود زنده اند و نزد پروردگارشان روزى مى خورند ـ بلکه به این خاطر که زندگى خودم را به زندگى آنان متصل کنم و از روحیه شهادت طلبى آنان درس بگیرم و احساس کنم. و بدین سبب آن را در میان مردم نشر دادم تا خوانندگان آن روح شهادت طلبى را در این زمان ـ که روحیه عافیت طلبى بر امّت اسلامى مستولى گشته ـ به یاد آورند آن هم در زمانى که روحیه خوشگذرانى در امّت اسلامى سرشار شده و روحیه شهادت طلبى پنهان گشته است و معیارهاى مادى که انسان را از هر عقیده اى که بخواهد او را فراتر از خودخواهى ها براى خدمت به دیگران وادار کند، قرار مى دهد.([52])

از فرصت ها و ساعات زندگى خود استفاده مى کرد و از کم ترین اوقات بیش ترین بهره ها را مى برد. اوقات شبانه روز خود را به تدریس، تحقیق، مطالعه، عبادت، تلاوت قرآن، گره گشایى از مشکلات اجتماعى و سیاسى شیعیان لبنان، پاسخ گویى به سؤالات و شبهه ها، سخنرانى، خطابه و نماز جماعت مى گذرانید و معتقد بود که ضمن حفظ اصل آزادى و نظام حلقه هاى درسى در حوزه هاى علمیه نباید این روش بدان حد برسد که طلبه هر موقع بخواهد درس بخواند یا نخواند و یا به مسافرت برود یا نرود، چرا که استمرار این روند موجب اتلاف وقت و رکود درحوزه ها مى شود. به اعتقاد وى تعطیلى هاى زیاد باعث به هدر رفتن بهترین اوقات زندگى جوانان حوزه است.([53])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS