دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فطرت بشری و پذیرش رهبری اولیای الهی

انسان موجودی است که دارای بعد روحی و روانی پیچیده و ناشناخته است.
فطرت بشری و پذیرش رهبری اولیای الهی
فطرت بشری و پذیرش رهبری اولیای الهی
نویسنده: احسان علوی تبار

انسان موجودی است که دارای بعد روحی و روانی پیچیده و ناشناخته است. تمام علوم که موفق به شناخت ابعاد گوناگون جهان طبیعت گشته اند، هنوز نتوانسته اند ابعاد روحی و معنوی در هم تنیده این موجود را بشناسند. خداوند در وجود این انسان غرایز روحی و جسمی، نفسانیت و کشش‌های مادی و احساسات گوناگون نهاده است. معمولاً کشش‌ها و جاذبه‌های انسانی بر دو گونه اند: بعضی ناآگاه است یعنی نیاز به وساطت، عقل و شعور ندارد وجزء نیازهای اساسی و اولیه زندگی انسانی تلقی می‌شوند و برای بقا و ادامه حیات باید به گونه ای تامین گردد. این نیازها بین انسان و حیوان مشترک است، همان گونه که حیوان بدون نیاز به تفکر به سوی غذا و یا جنس مخالف جذب می‌شود.‌اما گاهی تاثیر دسته ای دیگر از تمایلات انسانی به صورت آگاهانه است یعنی این جاذبه درونی در عقل و اندیشه اثر می‌گذارد و او را وادار به انتخاب طریق می‌کند. در زندگی انسان بعضی از نیازها و تمایلات روانی و روحی خود را با در نظر گرفتن مصلحت و ضرر آن با استفاده از اندیشه و دیدگاه اعتقادی خود تامین می‌کند. معمولاً قسم اول را غریزه و قسم دوم را فطرت می‌نامند. (خدا گرایی و خداپرستی به صورت یک فطرت، درون همه انسان‌ها قرار دارد.) نه تنها خداشناسی بلکه دین و آیین به طور کلی و در تمام ابعاد فطری است و باید همچنین باشد، زیرا مطالعات توحیدی به ما می‌گوید: میان دستگاه تکوین و تشریع همآهنگی لازم است.‌آنچه در شرع وارد شده حتماً ریشه ای در فطرت دارد و آنچه در تکوین و نهاد آدمی است مکملی برای قوانین شرع خواهد بود، به تعبیر دیگر تکوین و تشریع دو بازوی نیرومند هستند که به صورت همآهنگ در تمام زمینه‌ها عمل می‌کنند، ممکن نیست در شروع دعوتی باشد که ریشه آن در اعماق فطرت آدمی نباشد و ممکن نیست چیزی در اعماق وجود انسان باشد و شرع با آن مخالفت کند، البته شرع برای رهبری فطرت حدود و قیود و شرایطی تعیین می‌کند تا در مسیر‌های انحرافی نیفتد، ولی هرگز با اصل خواسته فطری مبارزه نمی کند، بلکه از طریق مشروع آن را هدایت خواهد کرد، وگرنه میان تشریع و تکوین تضادّی پیدا خواهد شد که با اساس توحید سازگار نیست، به عبارت روشنتر خدا هرگز کاری ضدّ و نقیض که فرمان تکوینش بگوید انجام ده و فرمان تشریعش بگوید انجام نده پس دین به صورت خالص و پاک از هرگونه آلودگی در جان آدمی وجود دارد و انحرافات یک امر عارضی است، بنابراین وظیفه پیامبران این بوده که این امور عارضی را زایل کنند و به فطرت اصلی انسان امکان شکوفایی دهند و این غرایز و تمایلات را در مسیر اصلی و خدادادیش هدایت کنند.‌خداوند می‌فرماید: «فاقم وجهک للّدین حنیفاً فطرت الله الّتی فطر النّاس علیها لاتبدیل لخلق الله ذالک الدّین القیم ولکن اکثر النّاس لایعلمون». روی خود را متوجه آیین پاک و خالص پروردگار کن، چرا که این فطرتی است که خداوند انسان‌ها را بر آن آفریده، دگرگونی در آفرینش خدا نیست، این است دین و آیین محکم و استوار ولی اکثر مردم نمی دانند. امام صادق (ع) در پاسخ به این سئوال «فطرت الله الّتی فطر النّاس علیا» چیست؟ فرمودند: منظور توحید است و در تفسیر این آیه فرموده اند: هی الاسلام و همچنین درحدیثی دیگر، در اصول کافی از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است در تفسیر همین آیه می‌خوانیم : قال هی الولایه. فرمود منظور فطرت، ولایت و پذیرش رهبری اولیای الهی است و به هر حال همه درست است، زیرا توحید، اسلام و ولایت، فطری است و ریشه در جان انسان دارد. پس دین اسلام، تمایلات الهی و آنچه که در شرع آمده ریشه در ذات و باطن انسان دارد و باید به آن عمل کرد.‌

مقاله

نویسنده احسان علوی تبار

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS