دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های اجتماعی ملا خلیل قزوینی

No image
فعالیت های اجتماعی ملا خلیل قزوینی

منصب دینی و سفرها

ـ تولیت آستانه حضرت عبدالعظیم حسنى (ع)

ملا خلیل در سنّ بیست و هفت سالگى به سِمَت مدرّسى آستانه حضرت عبدالعظیم حسنى،علیه‌ السلام، و تولیت اوقاف آن آستانه، از سوى همدرس خود خلیفه سلطان ـ که به وزارت شاه عباس نائل شده بود ـ منصوب گردید، ولى پس از مدتى از آن سمت بر کنار گردیده و ملا نظام الدین قرشى ساوجى (متوفای حدود 1040قمری) به جاى وى منصوب گردید.[72]

ـ مهاجرت به مکه

به جهت تحریم اقامه ی نماز جمعه و انکار و نهی مجدانه از برگزاری آن در عصر غیبت امام زمان،علیه السلام، وی از تولیت آستانه ی حضرت عبدالعظیم،علیه ‌السلام، عزل شده، راهى مکّه مکرّمه شد. چند سالى مقیم آن بلده طیبه گردید، ولى زندگیش در آن جا نیز متلاطم بود. در کتاب ‌هاى تذکره، مناظرات گوناگونى نقل شده که بین ملا خلیل و عالمان شیعه و سنى در مسائل مختلف رخ داده است. شیخ حرّ عاملى نقل مى‌ کند اولین بار که به مکه مشرف شده، ملا خلیل را ملاقات کرد که مشغول حاشیه نوشتن بر مجمع البیان بوده است.[73]

ـ بازگشت به قزوین

ایشان پس از اقامت چند ساله در مکه، به قزوین بازگشت و تا آخر عمر در این شهر مشغول تدریس و تصنیف بود. وى در آخر عمر نابینا مى‌ گردد و در سن 88 سالگى دار فانى را وداع مى‌ کند. از آثار باقى مانده از ملا خلیل در قزوین، مدرسه ‌اى در محلّه ی آخوند قزوین، معروف به مدرسه ی آخوند یا مدرسه ی خلیلا است.[74]

ارتباط با حاکمان وقت

ملا خلیل قزوینی در نزد پادشاهان صفوی، امیران، وزیران و سائر مردم از جایگاه والائی برخوردار بود. ابتدا در زمان وزیر پادشاه زمان خود در حالی که کمتر از 30 سال داشت، تولیت آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) و تدریس در آنجا به ایشان واگذار شد. سپس به عللی که ذیلا ذکر می گردد ایشان پس از مدتی از این سمت معزول گردید و سمت تدریس در آنجا نیز به شاگرد شیخ بهائی یعنی نظام الدین محول شد. وی سپس به مکه مسافرت نموده و در آنجا مشغول نوشتن حاشیه مجمع البیان گردید. پس از مراجعت از مکه ساکن قزوین گشت.

میان او و حاکمان و قزوین مسائلی بود که باعث عزل وی از تولیت آستان مقدس شاه عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) گردید. از جمله علل برکناری او از این سمت می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1 - وی از تحریم کنندگان و نهی کنندگان و منکران اقامه نماز جمعه در زمان غیبت بود.

2 - ایشان از افراد اخباری بود که به شدت منکر اجتهاد بود.

3 - او از کسانی بود که به شدت از روش تصوف و حکمت دوری کرده و بر آنها انکار می نمود و همچنین منکر اقوال منجمین و اطباء عصر خویش بود.[75]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS