دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله سید ابوالحسن مولانا

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله سید ابوالحسن مولانا

همراهى با انقلاب اسلامى

این عالم مخلص، از زمان شروع انقلاب اسلامى ایران به رهبرى حضرت امام خمینى، همدلى و همراهى خود را با این حرکت اسلامى اعلان نموده، در هر فرصتى به تأیید آن پرداخت. صدور اطلاعیه و کشاندن مردم در صحنه هاى دفاع از انقلاب، سخنرانى هاى شورآفرین، شرکت در مراسم یادبود شهدا، بدرقه رزمندگان اسلام و پشتیبانى معنوى از آنان، برخى از اقدامات انقلابى این شخصیت روحانى بود. وى در آخرین سخنرانى خویش که ده روز قبل از رحلتش در مسجد المهدى قره چمن در بدرقه کاروان پیاده زائران حرم امام خمینى ایراد کرد، با اشاره به توطئه دشمنان انقلاب چنین فرمود:

«اینها همیشه در این صدد بودند که اسلام را از روى زمین محو کنند. در زمان رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)نیز چنین بودامّا هیچ وقت موفق نبوده اندچراکه خداوند حافظ این دین است و حالا هم آمریکا و انگلیس و هم پیمان انشان به اماکن مقدسه در عراق تعرض و جسارت مى کنندامّا بالأخره موفق نخواهند شد.

از نامه هایى که حضرت امام خمینى براى وى ارسال کرده است، علاقه آن استاد به شاگردش کاملاً روشن مى شود. امام خمینى در یکى از نامه هاى خویش مى نویسد:

«جناب مستطاب حجت الاسلام آقاى حاج سیّد ابوالحسن مولانا ـ دامت برکاته ـ به عرض عالى مى رساند: مرقومه شریفه که حاکى از سلامتى مزاج و تبریک ورود حقیر به شهر مقدّس قم بود، واصل و موجب تشکر گردید. از عواطف کریمه و تفقد آن جناب متشکرم. توفیق عموم علماى اعلام ـ دامت برکاتهم ـ را از خداى متعال خواستارم. ان شاء الله در مظانّ استجابت دعا، حقیر را فراموش نفرمایید.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ذى الحجه

آیت الله مولانا نه تنها در گفتار، انقلاب اسلامى ایران را تأیید کرده و با جان و دل از آرمان هاى آن پاسدارى مى کرد، بلکه عملاً نیز فرزند رشید خود را به جبهه فرستاد. آرى شهید سیّد حسین آل مولانا، فرزند دلبند آیت الله مولانا در پنجم فروردین 1361ش. در عملیات فتح المبین، در جبهه شوش به درجه رفیع شهادت نایل گردید. آیت الله مولانا در مورد آرمان ها و شخصیت فرزند شهیدش مى نویسد:

«او که در آستانه ورود به دانشگاه بود، فکر دفاع از حریم اسلام در وجودش قوت گرفت و همه آرمان هاى خود را فداى هدفش که اسلام بود، قرار داد. او شهادت در راه اسلام را براى خودش سعادت مى دانست و سعادتى را بالاتر از آن نمى دانست که جان خود را در عنفوان جوانى فداى اسلام کند، او مى گفت:

خون من از خون سرور شهیدان، حسین(علیه السلام)بالاتر نیست. من که فرزند حسینم، باید راه او را بروم. فرزند شهیدم از اوّل انقلاب اسلامى، پیوسته در خدمت انقلاب بود و کمتر سخن مى گفت و بیشتر عمل مى کردبرخلاف آنان که بیشتر سخن مى گویند و کمتر عمل مى کنند».[16]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
Powered by TayaCMS