دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فلسفه آدورنو؛ له و علیه مارکس

فلسفه تئودور آدورنو، انعکاس ادراک او از دنیای اجتماعی‌ای است که در آن می‌زیست.
فلسفه آدورنو؛ له و علیه مارکس
فلسفه آدورنو؛ له و علیه مارکس
نویسنده: مسعود فولادفر

فلسفه تئودور آدورنو، انعکاس ادراک او از دنیای اجتماعی‌ای است که در آن می‌زیست. آدورنو در این مسئله که جوامع پیشرفته غربی، آن گونه که مارکس تحلیل کرده بود، بر مبنای روابط تولید سرمایه دارانه شکل گرفته است، هرگز تردید روا نداشت. خاصه اینکه وی دیدگاه مارکس درمورد کالا و غلبه ارزش‌های مصرف گرایانه به واسطه اهمیت مبادله و تجارت را قبول کرده بود. او همچنین این نظریه را پذیرفته بود که همان ساز و کار‌هایی که در ساختار اقتصادی سرمایه‌داری موثر افتاده اند، در تعامل های فرهنگی نیز حضور موثر دارند. در حالی که سلطه و فقر (بی عدالتی) پیامد های اصلی عقلانی‌سازی اقتصاد توسط سرمایه هستند، بیگانگی و بی معنایی (نیهیلیسم) پیامد های محوری عقلانی سازی فرهنگ است.اسطوره و خِرد با توصیف وقایع و پدیده ها به عنوان تکرار یک قاعده یا قانون، تلاش دارند با قرار دادن دنیای طبیعت در فرآیند نظم شناخت پذیر، با هراس و دلهره مبارزه کنند. تکرار «جدید قدیمی است» با نمایاندن یک نظم قابل فهم نهایتاً با استعمال تکنولوژیک علم مدرن برای کنترل واقعی طبیعت، یک کنترل مفهومی پدید می‌آورد. و از همین رو، مشخصه‌های صوری‌ای که برای خود بنیادگی مفروض خرد روشنگری در نظر گرفته شده است، فی الواقع بر بنیان انسان محور خِرد در تنازع با طبیعت مبتنی است. عقل روشنگری، عینی نیست، اما در تحقق اراده چیره گر بشری برای کنترل طبیعت، سودمند افتاده است. چنین خِردی را می‌توان تمایل بشر برای صیانت ذات و در واقع ابزاری تحت اختیار او دانست.همیشه نظریه اجتماعی آدورنو آنجایی به صورتی از دگماتیسم منجمد متمایل می‌شود که می‌خواهد به تعیین تکلیف گرایشات عمده در تحولات اجتماعی برآید. او برای این منظور بیشتر به آن مفهوم کلیت کارل مارکسی متوسل می‌شود تا بتواند در شکلی کلی از گرایش رو به رشد تحمیلات سود پرستانه سرمایه داران برای تضعیف مناسبات زندگی عرفی صحبت کند. این تمایل به تجزیه و تحلیلی محدود و استقرایی از جامعه همواره آن جایی نزد آدورنو هویدا است که او نمی خواهد به بررسی دقیق «جهان زیست» اجتماعی بر آید که از روش پدیدار شناسانه الهام گرفته است. در بررسی دقیق «جهان زیست»، که از دیدگاه آدورنو زیر سلطه شبکه تکنیک تحمیق و نابینا سازی عمومی اسیر است ، وی به ثبت و مستند ساختن عملکرد معترضانه‌ای بر می‌آید که به صورت ایما و اشاره یا به شکل اقدامات جزئی و واکنش‌های اخلاقی باعث شکاف و گسستی در رفتار سلطه تحمیق و نابیناسازی می‌شوند. اثر «مینیما مورالیا» اغلب و به درستی همچون قطعات ادبی یک آموزه سخت و خشک پرهیزکاری و درستکاری قلمداد می‌شود، البته این اثر با در نظر گرفتن آن چشم انداز یاد شده از بررسی دقیق «جهان زیست»، به صورت تلاش و کوششی برای پدید آوردن یک جامعه شناسی میکروسکوپی نیز بایستی فهمیده شود. آن هم جامعه شناسی‌ای که در کنار ارزیابی فرایند رشد ناتوانی انسان‌ها و کاهش قدرت مداخله شان ، آن عناصر مقاومت و پایداری بر سر ارزش‌های ویژه اشخاص و ابزارشان را می‌جوید. آدورنو در تجزیه و تحلیل های خود که به خاطر دقت پدیدار شناسی شان یاد متفکرانی چون گئورگ زیمل و زیگفرید کراکر را زنده می‌کند، نشان می‌دهد که تا به کجا عدم رعایت آداب و رسوم انسانی و پرنسیب های معاشرت در حقارت و تنزل مناسبت اجتماعی افراد سهیم هستند. از این دیدگاه هر جایی که امروزه نقد فرهنگ سرمایه‌داری مورد توجه قرار می‌گیرد، آن پدیدار شناسی جامعه شناسانه آدورنو ارج و قرب می‌یابد. دلیل تجلیل افکار او در این واقعیت تیزبینی است که نیاز به تغییرات فرهنگی برای بهبود رفتار ارتباطی افراد نبایستی استحکام ساختار اقتصادی _ اجتماعی انسان را از نظر دور بدارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS