دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قصه (TALE)

No image
قصه (TALE)

كلمات كليدي : قصه، داستان، ادبيات داستاني، انواع قصه، اسطوره، افسانه

قصه در لغت به معنای خبر، داستان و گزارش آمده است. در معنای اصطلاحی، قصه به آثاری گفته می‌شود که در آن تاکید بر حوادث خارق العاده، بیشتر از تحول و پرورش آدم‌ها و شخصیت‌هاست. در قصه محور ماجرا بر حوادث خلق الساعة است.

قصه و داستان گاه در معنای همدیگر به کار می‌روند و بعضاً این دو واژه را یکی می‌پندارند؛ اما، در معنای دقیق کلمه، قصه با داستان تفاوت دارد.

در ادبیات فارسی آنچه به عنوان متن روایی و داستانی وجود دارد، عموماً قصه است و داستان با تعاریفی که برای آن می‌شودنآن و بیشتر تأثیر پذیرفته از نوع غربی است، ژانری است که قدمت چندانی ندارد و تقریباً با داستان «یکی بود، یکی نبود» جمال زاده (در سال 1300) شروع می‌شود.

ویژگی‌های قصه:

رکن اساسی و بنیادین قصه، حادثه است؛ حوادثی که رابطه علّی و معلولی با هم ندارند و در نتیجه پپرنگ ضعیف، جزء ویژگی اصلی قصه است (برخلاف داستان که محور اساسی بر شخصیت پردازی است و پیرنگ استوار، ویژگی اصلی آن است). خرق عادت و شگفت آوری ویژگی مهم دیگر قصه است. از آنجا که مشی کلی قصه سرگرم کردن مخاطب و ملزم کردن او به پایان بردن قصه است، قصه‌گر به دنبال رشتۀ منطقیِ حوادث نیست.

زمان و مکان در قصه‌ها نامعلوم است و شخصیت‌ها یا مطلقاً خوبند یا بد، و حدوسطی وجود ندارد. اغلب پایان حوادث خوش است و خوبی بر بدی پیروز می‌شود. زبان آن‌ها اغلب نزدیک به گفتار و محاوره عامه مردم و پر از اصطلاح‌ها و ضرب المثل‌های عامیانه است. بنابراین منظور از قصه، همه آثار خلاقه‌ای است که پیش از دوره مشروطیت، به عنوان‌های حکایت، افسانه، سرگذشت، اسطوره و ... در متن‌های ادبی گذشته آمده است.

قصه تاریخچه‌ای بسیار قدیمی دارد. مجموعه‌ای از قصه‌های جادوگران، از فرهنگ و تمدن مصری باقی مانده است که تاریخ آن به حدود چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. شاید بتوان گفت مصری‌ها، اولین ملتی هستند که قصه را به ادبیات جهان هدیه کرده‌اند. بعد از قصه‌های مصری، ادبیات آشوری – بابلی از جمله منظومه «گیل گمش» قدیمی ترین قصه به جا مانده است که قدمت آن به حدود دو هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. در چین قصه‌هایی از هزار سال قبل و کمی بعد از میلاد مسیح در دست است، از جمله قصه «دیدار از سرزمین مستان» اثر «وانگ چی» که تاریخ آن به شش قرن قبل از میلاد مسیح می‌رسد.

«هومر» حماسه سرای یونانی، حماسه‌های خود (ایلیادو ادیسه) را شش قرن قبل از میلاد مسیح سروده است. در اروپا از قرون وسطی و دوره رنسانس قصه‌های «دکامرون» اثر «پوکاچیو» نویسندۀ ایتالیایی باقی مانده است. یکی از شگفت انگیزترین و غنی‌ترین کتاب‌های قصه «هزار و یک شب» است که اصل هندی دارد و مجموعه‌ای است از قصه‌های هندی، عربی و ایرانی.

در ایران پیش از اسلام نیز، قصه‌هایی منثور و منظوم وجود داشته است، این قصه‌ها بیشتر جنبۀ اساطیری، ملی و دنیوی دارد، مثلاً بخشی از شاهنامه فردوسی به اساطیر اختصاص یافته است که ظاهراً یکی از منابعش «شاهنامۀ ابومنصوری» است.

احمد تفضلی می‌گوید: «در دوره ساسانی جز مطالب دین یا اسناد دولتی، آثار دیگر به ندرت به کتابت در می‌آمدند؛ بدین سبب بیشتر داستان‌ها سینه به سینه حفظ می‌شد، همچنان که این سنت تا به امروز در مورد داستان‌های عامیانه حفظ شده است. در زبان پهلوی دو نوع افسانه وجود داشته است: یک دسته داستان‌هایی که اصل ایرانی داشته و دسته دیگر افسانه‌هایی که از کتب ملل دیگر ترجمه شده بوده است.

معروف‌ترین قصه‌های بلند فارسی عبارتند از: سمک عیار، داراب نامه، سند بادنامه، حسین کرد شبستری و ... .

انواع قصه عبارتند از:

1- افسانه تمثیلی «Fable»: قصه کوتاهی است درباره حیوانات که از آن با عنوان افسانه حیوانات نیز یاد شده است.

2- حکایت اخلاقی «Parable»: شخصیت‌های آن برخلاف افسانه تمثیلی مردمان و انسان‌ها هستند و برای ترویج اصول مذهبی و درس‌های اخلاقی نوشته می‌شده است.

3- افسانه پریان «Fairy tale»: قصه‌هایی درباره پریان، دیوها، جن‌ها، غول‌ها، اژدهاها و دیگر موجودات مافوق طبیعی و جادوگرانی که حوادثی شگفت آور و خارق العاده می‌آفرینند.

4- افسانه پهلوانان «Heroes Tale»: قصه‌هایی که در آن‌ها از نبرد میان پهلوانان و قهرمانان واقعی، تاریخی و افسانه‌ای صحبت می‌شود.

5- اسطوره «Myth»: قصه‌هایی درباره خدایان و موجودات فوق طبیعی که ریشه اصلی آن‌ها اعتقادات دینی مردم قدیم است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS