دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قیاس مساوات

No image
قیاس مساوات

كلمات كليدي : مركب، مساوات، مماثل، مشابه

نویسنده : مهدي افضلي

قیاس مساوات از جمله قیاس‌های مرکب است که در برخی موارد از آن بهره جسته می‌شود. دلیل نامگذاری آن به قیاس مساوات، مثالی‌است که منطق‌دانان برای این نوع قیاس استفاده می‌کنند: الف مساوی با "ب" و "ب" مساوی با "ج" است .: الف مساوی با "ج" است. به نظر میرسد این نام گذاری دلیل خاص دیگری ندارد، وگرنه در قالب آن چیزهایی نیز بیان می‌شود که مشتمل بر تساوی نیست، بلکه میان اطراف قضیه نوعی مشابهت، مماثلت و مانند آن برقرار است.

در قیاس مساوات وقتی می‌توان از درستی آن سخن به میان آورد که مقدمه خارجی که در کلام ذکر نمی‌شود صدق کند. از باب نمونه کبرای کلی همانند مساوی مساوی، مساوی است؛ جزء جزء، جزء است، ولی اگر مقدمه خارجی کاذب باشد در این صورت قیاس مورد نظر نیز کاذب خواهد بود. از باب نمونه گفته می‌شود دو نصف چهار است و چهار نصف هشت است، از این‌جا نمی‌توان نتیجه گرفت که دو نصف هشت است، زیرا رابطة میان دو و هشت، یک‌چهارم بودن است نه نصف، به این دلیل قضیة مذکور کاذب است.

مشکل عمده‌ای که در این نوع قیاس وجود دارد این است که حد وسط در قضیه به تمام و کمال تکرار نشده است. بدین رو یکی از شرایط عمومی قیاس‌های اقترانی که تکرار حد وسط باشد در آن رعایت نشده است. از باب نمونه در همان مثال پیش‌گفته اگر قیاس با تمام شرایط بیان شود بدین شکل خواهد بود:

1."الف" مساوی با "ب" است

2. "مساوی با "ب"" مساوی با "ج" است

3. .: "الف" مساوی با"ج" است

ولی به نحو متعارف به جای (2)گفته می‌شود: "ب" مساوی با"ج" است.

برای رفع این مشکل، باید با استفاده از همان قالب کلی این قیاس را به شکل واقعی آن برگرداند. نحوة تحویل آن به یک قیاس منتج بدین صورت است که آنرا به دو قیاس حملی تحلیل کنیم.

قیاس اول بدین شکل است:

1. "الف" مساوی "ب" است،

2. "هر چیزی مساوی ب" مساوی با مساوی "ج" است

قضیه (2) از مقدمه دوم قیاس مساوات مبنی بر این‌که "ب" مساوی "ج" است اخذ شده است. طبق این مقدمه "چیزی مساوی ج" تعبیر دیگر از "ب" است. اگر گفته شود: هر چیزی مساوی با "ب" مساوی "ب" است قضیة صادقی است. لذا می‌توان به جای تعبیر "چیزی مساوی ج"، "ب" را قرار داد و قضیة بدین گونه شکل می‌گیرد:

3. مساوی ب مساوی با مساوی ج است؛ نتیجة حاصل از این مقدمات چنین است

4. الف مساوی با مساوی ج است.

قیاس دوم نیز بدین قرار ترتیب داده می شود

1. الف مساوی با مساوی ج است، کبرای آنرا همان مقدمه خارجی پیش‌گفته قرار می‌دهیم

2. مساوی با مساوی "ج" مساوی با "ج" است، با حذف حد وسط، یعنی " مساوی با مساوی "ج" این نتیجه حاصل می‌شود:

3. "الف" مساوی با "ج" است. (مطلوب)

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS