دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قیام توابین

No image
قیام توابین

کلمات کلیدی : توابين، سليمان بن صرد، عين الورده، امام حسین (ع)

نویسنده :

قیام توابین

یکی از مهم‌ترین قیام‌های شیعی پس از واقعه کربلا «قیام توابین» به فرماندهی سلیمان بن صرد خزاعی می‌باشد. این قیام در روز اول[1] یا پنجم[2] ربیع الثانی سال 65 هجری در محلی به نام «عین الورده» صورت گرفت و به شکست قیام کنندگان منجر شدهر چند گام مهمی در پیشبرد مذهب تشیع بود و قوام این مذهب را به مرحله ثبوت رساند.[3]

در مورد اینکه چرا این قیام بلافاصله پس از حادثه عاشورا صورت نگرفت محمدسهیل طقوش می‌نویسد:

«اهالی کوفه در طول حکومت عبیدالله بن زیاد ناچار شدند به آرامش تمایل پیدا کنند و علت آن این بود که فضای سیاسی، هر گونه اقدامی را در برابر نظام اجازه نمی‌داد... اما هنگامی که یزید مُرد و عبیدالله بن زیاد به شام فرار کرد ... یاران حسین (ع) با هدف خون خواهی او به یکدیگر پیوستند».[4]

علت قیام:

بدون شک پشیمانی کوفیان از یاری نکردن امام حسین (ع) و در نتیجه شهادت آن حضرت همراه با یاران اندکش با آن وضعیت فجیع در بیابان کربلا از علل اصلی قیام می‌باشد. در این خصوص ابن اثیر می‌نویسد:

«پس از آنکه کوفیان امام حسین (ع) را دعوت کردند و از یاری و اجابت او خودداری کردند، پشیمان شدند. آن‌ها گفتند: این ننگ هرگز زائل نمی‌شود مگر اینکه با خون خود شسته و قاتلین کشته شوند».[5]

سید جعفر شهیدی نیز می‌نویسد:

«خواندن حسین (ع) با چنان شور و اصراری و پذیرفتن نایب وی با چنان گرمی و هیجان و رها کردن وی در چنگ دشمن با چنان ناجوانمردی و نامردی و از همه مهم‌تر زبونی عراق در مقابل شام، خاطر احساساتی مردم این سرزمین را آسوده نمی‌گذاشت. مردم کوفه همین که شنیدند یزید مُرده و می‌توانند نفسی بکشند از نو دست به کار شدند».[6]

رهبران قیام:

رهبری قیام بر عهده سلیمان بن صرد خزاعی گذاشته شد.[7] سید حسین محمد جعفری در معرفی رهبران قیام علاوه بر سلیمان بن صرد خزاعی به مسیب بن نجبه فزاری، عبدالله بن سعد بن نوفل ازدی، عبدالله بن وال تمیمی و رفاعه بن شداد بجلی اشاره می‌کند و می‌نویسد:

«اینان همیشه در صف مقدم فعالیت شیعیان کوفه بوده‌اند».[8]

سلیمان پسر صرد از تیره خزاعه که شیخ شیعیان بود گفت:

«با این گناه که ما کردیم خدا را به خشم آوردیم. کسی نزد زن و فرزند خود نرود، تا خدا را خشنود سازد».[9]

سلیمان بن صرد و سایر قیام کنندگان نام «توابین» را بر خود نهادند و شعارشان خون خواهی امام حسین (ع) بود. هر چه توابین مقدمات کار را قبل از مرگ یزید آغاز کردند امام قیام را به دستور سلیمان به تأخیر انداختند. آن‌ها سرانجام در سال 65 هجری تصمیم به قیام گرفتند و آغاز ماه ربیع الاول را زمان قیام خروج تعیین کردند.[10]

مورخان در چگونگی قیام توابین اختلاف نظری را میان سلیمان و دیگران نقل کرده‌اند. سلیمان می‌گفت باید به شام رفت و پسر زیاد را که قاتل حسین (ع) است را از میان برداشت.‌ دیگران ‌می‌گفتند قاتلان ‌حسین‌ در کوفه به سر می‌برند نخست باید آنان را بکشیم. چون سلیمان بانگ خون خواهی سر داد از 16000 تن بیش از 4000 هزار نفر نزد او نیامد.[11] به هر حال سلیمان و سپاهیانش به سمت کربلا رفتند و در کنار قبر امام حسین (ع) توبه کردند،سپس به سمت شام حرکت کردند‌تا به‌"عین‌الورده رسیدند.[12]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS