دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

لذّت فعلی اخلاقی

من نعمتهای (مادی را)در زمین در نظر آنها جلوه می دهم، وبه یقین همگی را گمراه خواهم ساخت (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
لذّت فعلی اخلاقی
لذّت فعلی اخلاقی

قال الله تعالی :

…وَلأزیّننّ لَهُم فی الأرض ولأُغوینّهم أجمعین

(سوره حجر/ آیه 39)

من نعمتهای (مادی را)در زمین در نظر آنها جلوه می دهم، وبه یقین همگی را گمراه خواهم ساخت

توضیح :

لذّت فعلی اخلاقی

یکی از پیچیده ترین مسائل اخلاقی این است که بدانیم آیا به گونه اسیری خدمتگزار، لذّت می بریم یا مانند فرمانروایی حاکم؟ تهذیب اخلاق آن است که انسان لذّت فرمانده و امیر را ببرد؛ نه لذّت فرمانبر و اسیر را. چون لذّتِ اسیر، لذّت دروغین و درد راستین، و لذّت امیر، لذّتی راستین است و اگر رنجی هم داشته باشد، ثواب دارد، چون مقدّمه گنج است.

تعبیرات دینی، نشانه این تحلیل است:

الف ـ اگر کسی به مقام شجاعت نفسانی برسد، بر دشمن درون خود پیروز می شود: "أشجعُ النّاس مَن غَلَبَ هَواه"[1]: شجاعترین انسانها کسی است که در نبردبا هوا و هوس فاتح باشد. یعنی شهوت یا غضب او چیز باطل طلب می کند، ولی او بر شهوت و غضب خود مسلّط می شود. گاهی شهوت، شهوت حلال است، انسان، عمر خود را در این کار مباح و حلال صرف می کند و از کار مهمّ یا اهمّ، باز می ماند یا غذایی مباح و خوردن آن حلال است، ولی اگر انسان کمتر غذا بخورد، بهتر درک می کند و اگر سیر شود، ناچار است بیشتر بخوابد و کمتر بفهمد.

دشمن درون، انسان را در اثر تحریک شهوت غذا، وادار می کند که منفعلانه لذّت ببرد. چنین شخص پرخوری در کنار سفره، به حسب ظاهر لذّت می برد، ولی لذّت او لذّت انفعالی است، نه فعلی؛ ولی اگر کمتر غذا بخورد و بهتر بفهمد، لذّت عاقله او لذّت فاعلی است؛ نه انفعالی.

ب ـ کسانی که نه بر اساس عقل و وحی که بر طبق دستور شهوت و غضب حرکت می کنند؛ در قیامت به انفعال خویشتن اعتراف دارند؛ زیرا روز قیامت، روز ظهور حقیقت است. تبهکاران، در قیامت تصریح می کنند و می گویند: خدایا! ما مغلوب بودیم: "ربّنا غَلَبت عَلَینا شِقوتُنا"[2] شقاوت ما بر ما غالب شد و ما اسیر و فرمانبر شقاوت بودیم. پس، در موارد شهوت و غضب، شیطان مسلّط است و لذّت فاعلی می برد و انسان که اسیر اوست، لذّت انفعالی دارد.

خدای سبحان در قرآن کریم، دسیسه شیطان را تشریح می کند و می فرماید:

وَلأزیّننّ لَهُم فی الأرض ولأُغوینّهم أجمعین[3]

من آدمیان را در اثر آمال و آرزوها و نشان دادن زر و زیور و زرق و برق فریب می دهم. مضمون آن به همین امر بر می گردد؛ زیرا فریب خورده اگر هم لذّت ببرد، لذّت انفعالی دارد و شیطان، لذّت فعلی می برد، گرچه او هم گرفتار دشمن دیگری است.

در بخشهای علمی نیز چنین است، گاهی انسان گرفتار مغالطه ای فکری است و در بحث و جدال، رقیب را از پا در می آورد و لذّت علمی می برد؛ در حالی که این لذّت، لذّت انفعالی است، نه لذّت فعلی. اگر انسان با برهان سخن بگوید، لذّت فاعلی و اگر با مغالطه سخن بگوید، لذّت انفعالی دارد.

بنابراین، لذّت فعلی و انفعالی در هر دو بخش اندیشه و کار راه دارد؛ امّا قسمت مهمّ بحثهای اخلاقی، در بخش کار است؛ زیرا اگر کسی واقعاً از قید هوی و هوس برهد و به عقل عملی که همان اخلاص و محبّت تامّ حق باشد، راه یابد، می تواند بخشهای عقل نظریِ خود را هم کنترل کند. گرچه زیربنای مسائل عملی، همان مسائل نظری است، ولی طهارت روح، مسائل علمی را هم کاملاً تنظیم و تعدیل می کند.

برای رهایی از این مشکلات اخلاق یا کم کردن آن راههایی ارائه شده است که یکی از بهترین آنها "اربعین گیری" است که در جای مناسب تبیین خواهد شد.

    منبع :برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی صص 245-246
    پی نوشت:
  • [1]. بحار، ج 74، ص 112، ح 2.
  • [2]. سوره مؤمنون، آیه106
  • [3] سوره حجر، آیه 39.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS