دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

لزوم تحصیل فقه جامع

کسی که بدون آشنایی با مسایل فقهی وارد تجارت شود حتّی به صورت ندانسته و نخواسته، گرفتار ربا شده و در آن، غوطه‌ور می‌شود. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
لزوم تحصیل فقه جامع
لزوم تحصیل فقه جامع

قال علی بن ابی طالب علیه السلام:

مَن اتّجَر بغیر فِقهٍ فَقَد ارتَطم فی الرِّبا

(نهج‌البلاغه/ حکمت 447)

کسی که بدون آشنایی با مسایل فقهی وارد تجارت شود حتّی به صورت ندانسته و نخواسته، گرفتار ربا شده و در آن، غوطه‌ور می‌شود.

توضیح :

لزوم تحصیل فقه جامع

یکی از سخنان جامع[1] علی بن ابیطالب (علیه السلام) این است: «مَن اتّجَر بغیر فِقهٍ فَقَد ارتَطم فی الرِّبا»[2]؛ کسی که بدون آشنایی با مسایل فقهی وارد تجارت شود حتّی به صورت ندانسته و نخواسته، گرفتار ربا شده و در آن، غوطه‌ور می‌شود. بنابراین برای اجتناب از این گناه، ابتدا باید با مسایل فقهی و حلال و حرام، آشنا و آنگاه وارد تجارت شد و این تمثیل است نه تحدید و تعیین. بنابراین، اگر کسی خواست وارد اداره‌ای شود، باید گذشته از احکام عمومی اسلام آشنایی با مسایل اخلاقی و فقهی مربوط به آن را قبلاً فراهم کرده باشد تا وقتی که به منصب و پست می‌رسد خود را نبازد و گرفتار رشوه و مانند آن نشود.

پس منظور امیرالمؤمنین (علیه السلام) تنها فقه اصغر و دانستن حلال و حرام و ربا نیست؛ چون بعضی با این که حلال و حرام را می‌شناسند در گودال گناه فرو می‌روند. بنابراین، منظور، مجموع فقه اصغر و اکبر یعنی مجموع دانستن حلال و حرام و تحصیل فضایل اخلاقی است و کسی که بخواهد سِمَتی را در اجتماع بپذیرد باید قبلاً فقیه به فقه اکبر و اصغر یعنی اخلاق، احکام فقهی و مسائل حقوقی بشود.

ما برای این که وارد میدان فقه جامع بشویم و خود را بسازیم و آنگاه مسؤولیّت اداری و اجتماعی را بپذیریم، چند شرط و راه وجود دارد که باید همه آنها را طی کرد و از همه آنها بهره برد:

یکم: مراقبت و محاسبه. ما باید محاسب و مراقب خود باشیم که نفس آزمندما از ما چه می‌طلبد. اگر خواسته معقول و مقبول او را دادیم و آنگاه دیدیم نسبت به این خواسته بی اعتناست و چیز دیگر طلب می‌کند، معلوم می‌شود طلب و خواهش او کاذب است. مثل زر اندوزی که، تلاش و کوشش می‌کند آنچه را ندارد فراهم کند؛ امّا وقتی فراهم کرد نسبت به آنچه در دست اوست بی رغبت، و نسبت به آنچه در دست دیگران می‌بیند راغب است. او می‌خواهد به طمع دروغینش پاسخ مثبت بدهد و آن هم پاسخ دادنی نیست و همواره فریاد: «هل من مَزید» وی بلند است. مانند تشنه‌ای که آب شور بنوشد و عطش او رفع نشود، معلوم می‌شود نوشیدن کاذب است و او باید آب زلال و شیرین بنوشد.

ما وقتی چیزی را نداریم مایلیم آن را به دست بیاوریم امّا وقتی آن را به دست می‌وریم چنین دستاوردی به خواست ما پاسخ نمی‌دهد و بنابراین آن را رها کرده، به سراغ چیز دیگری می‌رویم؛ در این صورت ما در حقیقت انبار دار دیگرانیم و انبار دار هرگز بهره‌ای نمی‌برد.

بزرگان علم اخلاق، می‌گویند انبارداری برای دیگران مانند تیز کردن کاردی است که از آن هیچ استفاده نشود؛ و انباردار مانند کتاب است که علمهای فراوانی را به عالمان دین شناس می‌دهد، امّا خودش چون جامد است، از محتوای خود آگاه و به آن عامل نیست؛ ولی اگر کسی مثل آفتاب باشد که هم خودش روشن است و هم دیگران را روشن می‌کند، خوب است. انسان باید هم به دیگران خیر برساند و هم خودش استفاده کند؛ امّا اگر کسی زراندوزی پیشه کند، او در حقیقت انبار دار دیگران است و انباردار هرگز لذّت نمی‌برد و رنج او زمینه‌ساز گنج دیگران است. سرّ این که سلاطین و حاکمان جهان هرگز سیر نمی‌شوند، است که آنان به سراغ عطش کاذب می‌روند. پس این دو وصف: رغبت قبلی و زهد بعدی، نشانه کذبِ طلب است.

بنابراین، پس از شناخت دوست و دشمن باید کاملاً مراقب خود باشیم و ببینیم پیشنهادی که در نهان ما پیدا شده است پیام دوست است یا پیام دشمن؛ زیرا ما با سرمایه تشخیص، خلق شده‌ایم و کسی نیست که این سرمایه را نداشته باشد: ﴿وَنفسٍ وما سوّیها ٭ فَألهَمَها فُجورَها وتَقویها﴾[3] هر کسی به اندازه خود می‌فهمد راهی که برگزیده حق یا باطل است.

    منبع:
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج 11/صص81-82
    پی نوشت:
  • .[1] پیامبر اکرم ص فرمودند: «أعطانی جوامع الکلم وأعطی علیّاً جوامع العلم» (بحار، ج 8، ص‌28)؛ خداوند به من کلمات جامعه و به علی (علیه‌السلام) علم جامع داده شده است. بنابراین، هر آیه از قرآن یک قانون اساسی وهر حدیثی از احادیث عترت طاهره (علیهم‌السلام) یک کلمه جامع است.
  • .[2] نهج‌البلاغه، حکمت 447.
  • .[3] سوره شمس، آیات 7 ـ 8.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS