دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

لوب آهیانه ای parietal

No image
لوب آهیانه ای parietal

كلمات كليدي : لوب آهيانه اي، تفكر فضايي، نيستاگموس، نشانگان گرشمن، صرع كانوني، پديده افكار، روان شناسي فيزيولوژيك

نویسنده : زهرا غلامي

قطعه آهیانه‌ای مغز، در نیمه خلفی بالای مخ، بین قطعه پس‌سری و شیار مرکزی یعنی عمیق‌ترین شیار در سطح کرتکس قرار دارد. این قطعه مغز در قسمت قدامی و تحتانی شامل نواحی حس بدنی شماره یک و دو، نواحی دریافت حس ذائقه و احتمالا حس دهلیزی و یک قطعه باقیمانده است که جزء قشر ارتباطی محسوب می‌شود. این قطعه باقیمانده گذشته از همکاری با قشر ارتباطی سایر نواحی و انجام کارهای عالی مغز، اعمالی را نیز به صورت اختصاصی انجام می‌دهد.[1]

مهمترین کارکرد اختصاصی قطعه آهیانه، تفکر فضایی[2] است. با توجه به اینکه قسمت قدامی قطعه آهیانه‌ای محل دریافت حس‌های پوستی و عمقی است، منطقی به نظر می‌رسد که پردازش و تجزیه و تحلیل این اطلاعات در قشر ارتباطی مجاور آن انجام گیرد. همچنین تمام خاطرات مربوط به این حس‌ها نیز در همین ناحیه ضبط می‌شود.[3]

یکی دیگر از کارهای اختصاصی قطعه آهیانه‌ای مغز، ایجاد هماهنگی در عضلات محرکه چشم‌ها برای تعقیب غیرارادی اشیای متحرک است. این کار، به وسیله "مرکز حرکات هماهنگ غیرارادی چشم‌ها" در انتهای خلفی تحتانی قطعه آهیانه‌ای در نزدیکی قطعه پس‌سری انجام می‌گیرد. به دلیل وجود این مرکز، وقتی در اتومبیل در حال حرکت، از پنجره به بیرون نگاه می‌کنیم، چشم ما بی‌اختیار اشیای مختلف را تعقیب می‌کند و هنگامی که از میدان دید ما خارج می‌شوند، آنها را رها نموده، ‌شیء دیگری را دنبال می‌نماید. این حرکت "نیستاگموس اپتوکینتیک"[4] نامیده می‌شود و عدم وجود آن نشانه ضایعه مغزی است.[5]

در قطعه آهیانه، ناحیه‌ای درست در عقب شیار مرکزی قرار دارد که "شکنج پس‌مرکزی" [6] نامیده می‌شود و به ناحیه اولیه احساسات بدنی معروف است. تحریک الکتریکی مستقیم شکنج پس‌مرکزی، موجب فراخوانی احساس‌هایی در طرف مخالف بدن می‌شود که اغلب به عنوان احساس سوزش و احساس‌های غیرمعمول توصیف می‌شوند. شکنج پس‌مرکزی دارای چهار دسته از یاخته‌هایی است که موازی با شیار مرکزی هستند. دو دسته آکسون بیشتر اطلاعات نوری - لامسه‌ای، یک دسته اطلاعات فشار عمقی و دیگری ترکیبی از هر دو اطلاعات را دریافت می‌کند.[7] با توجه به آنچه گفته شد، کارکردهای اختصاصی قطعه آهیانه‌ای را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

· دریافت حس‌های پوستی(لمس، درد و حرارت)

· دریافت حس‌های عمقی(عضلانی، تاندومی، رباطی، مفصلی، درد عمقی، فشار و ارتعاش)

· دریافت حس ذائقه

· دریافت حس دهلیزی

· تفکر فضایی

· ایجاد هماهنگی در حرکت چشم‌ها برای تعقیب غیرارادی اشیای متحرک.

ضایعات قطعه آهیانه‌ای مغز

الف. اختلال حسی: برای تشخیص ضایعه قطعه آهیانه‌ای، تصور می‌شود که می‌توان با توجه به کارکردهای اختصاصی آن، دریافت حس‌های پوستی، عمقی و حس ذائقه را امتحان کرد. ولی با وجود اختلال در دریافت این حس‌ها، بیمار نه تنها شکایتی نمی‌کند بلکه در صورت کشف شدن این اختلال منکر آن خواهد شد.

ب. پدیده انکار[8]: اصولا کلیه ضایعات حسی قشری با پدیده انکار همراه است. به نحوی که بیمار، نیمه مقابل بدن خود و نیمه مقابل میدان بینایی خود را انکار می‌کند. این پدیده به‌خصوص در ضایعات قطعه آهیانه‌ای نیمکره راست(غالب) بیشتر مشاهده می‌گردد. برای مثال چنانچه از بیمار مبتلا به ضایعه قطعه آهیانه‌ای نیمکره راست بخواهیم دست چپ خود را بالا بیاورد، ‌دست راست خود را بالا خواهد آورد. در ضایعات خفیف‌تر قطعه آهیانه‌ای به جای انکار شدید، یک نوع بی‌توجهی یا غفلت نسبت به طرف مقابل بدن مشاهده می‌گردد. مثلا بیمار آستین لباس خود را در آن طرف نمی‌پوشد.[9]

ج. اختلال در تفکر فضایی یا نارسایی در تشخیص اشیاء با لمس کردن: برای آزمایش تفکر فضایی، اشیایی را در دست راست و چپ آزمودنی قرار می‌دهیم، در حالی که چشم‌های وی بسته است باید نام آنها را بگوید(آزمایش شناخت سه‌بعدی اجسام).[10]

د. اختلال در تمایز دو نقطه: در آزمایش تمایز دو نقطه از هم، حداقل فاصله دو نقطه برای قابل تمایز بودن اندازه‌گیری می‌شود. این فاصله معمولا در نوک انگشتان دست حدود 4 میلی‌متر است. مثلا اگر در معاینه دست راست این فاصله 4 میلی‌متر و در معاینه دست چپ 6 میلی‌متر باشد، ضایعه در قطعه آهیانه‌ای نیمکره راست وجود دارد.[11]

ه. اختلال در تشخیص محل تحریک: برای تشخیص این اختلال، در حالی که چشم آزمودنی بسته است، نقاط مختلفی از بدن او را با نوک انگشتان لمس می‌کنیم و او باید با نوک انگشت خود آن نقاط را نشان دهد. در ضایعات قطعه آهیانه‌ای، یا تحریک در طرف مقابل ضایعه تشخیص داده نمی‌شود یا تشخیص محل آن اشتباه است.

و. اختلال در کشیدن اشکال: از آزمودنی خواسته می‌شود اشکالی مانند خانه، گلدان ساعت و ... ترسیم کند و به صورت استاندارد از صفر تا سه امتیاز به هر شکل داده می‌شود. در این آزمایش گاهی پدیده انکار به خوبی مشاهده می‌شود.

ز. اختلال در کپی کردن اشکال: در این آزمایش معمولا از شکل‌های استاندارد استفاده شده و از صفر تا سه امتیاز به هر شکل داده می شود.[12]

ح. آزمایش مکعب‌های کهس: در این آزمایش از چهار مکعب استفاده می‌شود که در هر یک دو وجه متقابل به یک رنگ، دو وجه متقابل دیگر به رنگ دیگر و دو وجه باقیمانده نیمی به رنگ اول و نیم دیگر به رنگ دوم رنگ‌آمیزی شده‌اند. با کنار یکدیگر گذاشتن این چهار مکعب اشکال مختلفی می‌توان به دست آورد.

تعداد ده کارت از اشکال ممکن در اختیار آزمودنی گذاشته می‌شود که با مکعب‌ها شبیه آنها را بسازد(یک شخص سالم باید بتواند به راحتی تمام اشکال را بازسازی نماید). برای هر کارت که به درستی ساخته شود یک امتیاز به آزمودنی داده می‌شود و در نهایت امتیازاتی که گرفته است در تعیین درجه سلامت قشر ارتباطی قطعه آهیانه‌ای مورد نظر قرار می‌گیرد. در این آزمایش گاهی می‌توان ضایعه قطعه آهیانه‌ای نیمکره چپ و راست را نیز متمایز کرد. هرگاه تصویر در جهت چپ و راست یا بالا و پایین معکوس شده باشد یا رنگ‌ها به صورت معکوس قرار گرفته باشند، ضایعه در قطعه آهیانه‌ای نیمکره چپ وجود دارد. اگر به حدی دچار اختلال باشد که حتی نتواند چهار مکعب را در کنار یکدیگر قرار دهد، ضایعه در قطعه آهیانه‌ای نیمکره راست وجود دارد.

ط. صرع کانونی: نوعی صرع است که در آن ناکارآمدی‌های کرتکس به‌ویژه در حیطه حسی – حرکتی ایجاد می‌شود. به این نوع صرع، صرع‌ آهیانه‌ای هم گفته می‌شود.[13]

ی. نشانگان گرشمن[14]: این نشانگان به ضایعات قطعه آهیانه‌ای نیمکره چپ نسبت داده شده و شامل چهار علامت است: اختلال در نوشتن، اختلال در محاسبه، اختلال در تشخیص چپ و راست و اختلال در شناخت انگشتان دست(آگنوزی انگشت).[15]

مقاله

نویسنده زهرا غلامي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS