دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مجرم

No image
مجرم

كلمات كليدي : مجرم، عنصر رواني جرم، عنصر مادي جرم، معاون جرم، شريك جرم.

نویسنده : مهدي رجبي اصل

در نظام کیفری کلاسیک و قدیم تنها به جرم و مجازات توجه می‌شد و عامل وقوع جرم یعنی مجرم تا حدّ زیادی مورد شناسائی قرار نمی‌گرفت از این رو در این نظام فاعل جرم، انسان یا حیوان بود فرقی نمی‌کرد و کودکان نیز همچون افراد بالغ مسئول و قابل مجازات بودند.

به علاوه تسری مسؤلیت جمعی ناشی از جرم به اقوام و بستگان تا حدّ زیادی تعقیب و مجازات بزهکار را به فراموشی می‌سپرد. امّا در حقوق جزای عصر ما، عامل وقوع جرم بر اثر پیشرفتهای جرم شناسی، مورد توجه قرار گرفته و هر کس در قبال جرمی که مرتکب می‌شود مسئول شناخته می‌شود و مجازات نیز جنبۀ شخصی دارد در نتیجه، بزهکار کسی است که مرتکب جرم شده یا در تحقق آن به طور مستقیم یا غیرمستقیم مداخله داشته است. و به عبارت دیگر مجرم کسی است که فعلی مغایر با اوامر و نواهی قانونگذار مرتکب شود.[1]

شناسائی بزهکار یا مجرم:

در بینش قانونگذار ما مفهوم بزهکار با مفهوم بزه پیوندی نزدیک دارد و چون برای تحقق جرم علاوه بر عنصر مادی محتاج به عنصر دیگری یعنی عنصر روانی است، پس باید در این بخش وضع بزهکار و نسبت او را با عنصر مادی و نیز عنصر روانی بسنجیم.

بزهکار و عنصر روانی جرم:

برای تحقّق یک جرم وجود عنصر روانی لازم و ضروری است عنصر روانی یعنی اینکه فعل مجرمانه باید نتیجه اراده و خواست مجرم باشد و مجرم به نقض قوانین هم آگاه باشد (اراده+ آگاهی) بنابراین؛ برای ارتکاب جرم و بزهکار بودن باید پیش از همه از توانائی درک واراده برخوردار باشد پس مرتکب جرم ممکن است شخص حقیقی یا حقوقی باشد

1- اشخاص حقیقی: شخص در اصطلاح حقوقی به موجود مختاری اطلاق می‌شود که اهلّیت دارا شدن حقّی را داشته باشد یا به تکلیفی ملتزم گردد و در طبیعت، انسان یگانه موجودی است که می‌توان رفتار مجرمانه را به او نسبت داد زیرا انسان تنها موجودی است که دارای قدرت اراده و ادراک و نیز انتخاب نسبت به رفتار و اعمال عادّی و مجرمانه‌اش است ومی‌تواند در این خصوص مورد بازخواست و مسئول شناخته شود بنابراین شخص حقیقی که عهده‌دار مسئولیت جزائی عمل ارتکابی است می‌تواند به عنوان مباشر، شریک یا معاون، تحت تعقیب کیفری قرار گیرد.[2]

2- اشخاص حقوقی، در قوانین کشورها از اشخاص حقوقی تعریفی نشده است، اصطلاح اشخاص حقوقی در زبان فارسی، در برابر اشخاص دیگر که طرف تعهّد قرار می‌گیرد از نظر مدنی مسئولیت دارند در این باره اختلافی بین حقوقدانان وجود ندارد

که اشخاص حقوقی مسئوول دیون و تعهدات خود هستند و بستانکاران می‌توانند حقوق خود را هر نوع از اموال و دارائیهای آنها استیفا کنند. اما در مورد این اشخاص حقوقی نسبت به فعالیتهای خود به ارتکاب جرم متهم و از نظر جزائی مسئوول شناخته شوند بین حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد. آنچه که مانع شناخت مسئولیت جزائی برای اشخاص حقوقی می‌گردد این است که از نظر قضائی انتساب تقصیر به اشخاص حقوقی مقدور نیست. چون مسئولیت جزائی مستلزم قبول تقصیر است ولی شخص حقوقی که فاقد موجودیّت عینی و ادراک و اراده ارتکاب جرم است به علاوه اعمال کیفر از قبیل اعدام، مجازاتهای سالب آزادی، محدود کنندۀ آزادی و شلاق در مورد اشخاص حقوقی غیر قابل اجرا است. مع هذا امروزه اشخاص حقوقی به عنوان یک واقعیّت قضایی جرائمی از قبیل کلاهبرداری، خیانت در امانت، احتکار، گران‌فروشی، صدور چک‌های پرداخت نشدنی، انجام می‌دهند و ضرورت قانونی قبول مسئولیت کیفری اشخاص حقوق را مطرح می‌نمایند.[3]

بزهکار وعنصر مادّی جرم:

اگر نسبت انسان را با عنصر مادی جرم بسنجیم، بزهکار مسلماً کسی است که جرم را مادتاً مرتکب شده و یا به اجرای آن مبادرت ورزیده است. و مجرم و بزهکار ممکن است به عنوان مباشر، شریک و یا معاون مرتکب جرم شود که به بررسی اجمالی آنها می‌پردازیم.[4]

1- مباشر (فاعل مادّی) مباشر کسی است که رفتار مادی و معنوی او با توصیف قانونی جرم، کاملاً مطابقت دارد مانند کسی که مال دیگری را به طور پنهانی برباید.

2- معاون: مطابق قانون مجازات اسلامی اشخاص زیر معاون محسوب می‌شوند 1- هر کس دیگری را تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع به ارتکاب جرم نماید و یا به به وسیله دسیسه و فریب و نیرنگ موجب وقوع جرم شود 2- هر کس با علم و عمد وسایل ارتکاب جرم را تهیه کند و یا طریق ارتکاب آنرا با علم به قصد مرتکب ارائه دهد 3- هر کس عالماً و عامداً وقوع جرم را تسهیل کند. (مادۀ 43 قانون مجازات اسلامی)

3- شریک: هر کس عالماً و عامداً با شخص یا اشخاص دیگر در یکی از جرائم قابل تعزیر یا مجازاتهای بازدارنده مشارکت نماید و جرم مستند به عمل همۀ آنها باشد خواه عمل هر یک به تنهائی برای وقوع جرم کافی باشد خواه نباشد و خواه اثر کار آنها مساوی باشد خواه متفاوت، شریک در جرم محسوب می‌شوند و مجازات او مجازات فاعل مستقل آن جرم خواهد بود. (ماده 42 قانون مجازات اسلامی) (از مفهوم مجموع مواد قانون مجازات اسلامی (ماده 42، 214 و 215) می‌توان چنین دریافت که شرکت در جرم عبارتست از همکاری دست کم دو یا چند نفر در اجرای جرم خاص به طوری که فعل هر یک سبب وقوع جرم شود.)[5]

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق جزای عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS