دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

محبت دنیا؛ رفیق نااهل

محبت دنیا رفیق نا اهل است، محبّ دنیا پیوسته به اتباع شهوات نفسانی و اشتغال به مشتهیات حیوانی و استیفای لذات جسمانی در حمیم سوزان، یا در پی تحصیل آنها شهر به شهر سرگردان و در حسرت آنها به دیده گریان و جگر بریان.
محبت دنیا؛ رفیق نااهل
محبت دنیا؛ رفیق نااهل
نویسنده: جواد پوریا

محبت دنیا رفیق نا اهل است، محبّ دنیا پیوسته به اتباع شهوات نفسانی و اشتغال به مشتهیات حیوانی و استیفای لذات جسمانی در حمیم سوزان، یا در پی تحصیل آنها شهر به شهر سرگردان و در حسرت آنها به دیده گریان و جگر بریان. ادراک این معنی آن چنان که سزاوار است موقوف به بیداری اطفال طبیعت از خواب غفلت و ترک لذت و شهوت است و این امر بر نازنینان خودپسند بسیار بسیار دشوار است.

اگر لذت ترک لذت بدانی

دگر لذت نفس لذت ندانی

طالب عقبی باید به دل از جاه و مال دنیا بی رغبت باشد نه آنکه به زبان و گفتگو زاهد و به دست و پا و دندان پنج پنج بگیرد و تا اول به اکراه بر نفس زور نیاورد و ترک فضولی مباحه نکند به عیوبش بر نمی‌خورد و به درجه زهد نمی‌رسد.

ای عزیز؛ در خبر است که نمی‌باشد هیچ کس از متقیان و رستگاران تا آنکه به حساب نفس خود نپردازد و خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی خود را بداند که از کجاست و چراست و چه مقدار است و مروی است که مقید سازید نفسهای خود را به محاسبه آن و مملوک خود گردانید به مخالفت، تا امن توانید شد از عذاب خدا و بتوانید رسید به ثواب وی، به درستی که عازم جازم آن کسی است که در بند دارد نفس خود را به مراقبه و زیر دستش سازد به مطالبه حقوق خِرد. عاقل زیرک کسی است که قبل از فوت فکر بعد از موت کند و نیک بخت ترین خلقان آن کس است که حال بدین منوال گذراند.

پس ای عزیز؛ سزاوار است که نَفَس به نَفَس به خطاب و عتاب نفْس پردازی پیش از آنکه غنیمت فرصت از دست برود و گنجینه مهلت از نقد حیات خالی شود پس بگوی آن عدوی بدخوی سیه روی و آن مجنون مفتون را که: ای نفس در کار خود حزم و احتیاط مرعی دار و جنس نفیس دراهم و دنانیر انفاس و اوقات عمر گرامی را که تو را جز آن بضاعتی و سرمایه‌ای نیست در تحصیل مآرب و مطالب دنیویه دنیه صرف مکن و فانی مساز که چون راس المال بر باد رود خسارت ظاهر گردد و یاس از تجارت حاصل شود و ندامت به جز حسرت سودی ندهد. پس نفس را مخاطب ساخته بگو که:

ای نفس این روز جدید که آمده مانند آن روز است که گذشته و بر گفتار و کردار تو شاهد است. دی قدرش نداشتی امروز بدان و در آن کاری بکن که به کار آید و طریقی کن که دریغ خوردن در آن نباشد. پس از هر ساعتی توشه ای ساز و به طاعت و عبادت پرداز و از ضایع کردن آن بپرهیز و بدانکه هر نفسی از انفاس و هر حسی از حواس و هر قوتی از قوای تو و هر عضوی از اعضای تو جوهری است جلیل القدر و گوهری است بی بدل. بدانکه شبانه روزی بیست و چهار ساعت است. در هر ساعتی چندین نفس نفیس که هر یک میهمانی است که از غیب به تو می‌رسد و می‌رود. زینهار و هزار زینهار این ساعات با برکات و انفاس مبارکات را حرمت و عزت بدار و در آن جز به باقیات صالحات قیام و اقدام منما که اعلی را به ادنی نتوان داد و بعد از انقضاء مدت فرصت تاسف فایده نخواهد داد.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS