دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مديريت جهادی در اقتصاد مقاومتی

No image
مديريت جهادی در اقتصاد مقاومتی

نويسنده: رضا مزينانی*

اقتصاد مقاومتي به معناي اقتصادي با شاخصه هايي چون استقلال، بهره مندي از منابع انساني داخلي و ثروت ملي و داراي پايه هاي استوار، مستحکم و مقاوم در برابر مشکلات و فشارها، تنها زماني شکل مي گيرد که با مديريت جهادي يعني با روحيه هايي چون ايثارگري، اخلاص، ايمان، اميد، تقوا، عدالت، احسان و مانند آن همراه باشد. بنابراين، در سايه مديريت هاي معمولي و عادي نمي توان اميد داشت که اقتصاد مقاومتي شکل گرفته و تحقق يابد. نويسنده در اين مطلب با مراجعه به آموزه هاي اسلام و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب نقش مديريت جهادي را در اقتصاد مقاومتي و تحقق فرهنگ و تمدن اسلامي تبيين کرده است.

فوريت و اولويت مسئله اقتصاد

انسان مؤمن، انساني رباني، خردمند، حکيم، مدير، مدبر و مانند آن است. از اين رو، با بصيرت ايماني خويش پايان هر کاري را مي بيند و مي سنجد و در اهم و مهم کردن امور، همواره اصول اساسي دين و مردم را مراعات مي کند؛ زيرا بصيرت ايماني به او اين امکان را مي بخشد تا حق و باطل را بشناسد و براي هر مشکل و چالشي راه برون رفتي بيابد؛ (انفال، آيه29) چرا که خداوند در مقام علمي، الهامات خويش را نسبت به او تمام مي کند و او را نسبت به خوب و بد و زشت و زيبا و حق و باطل آگاه و بينا مي سازد (شمس، آيات 7 تا 10).

همين خصوصيت است که انسان مؤمن را در همه موارد موفق و سربلند کرده و نصرت و امداد الهي را نصيب او مي کند. اين گونه است که در هر شرايطي اين توان را داراست که اولويت گذاري کرده و مسئله اي را بر مسئله ديگر مقدم دارد.

در شرايطي که امروز جامعه با آن مواجه است، اولويت گذاري زماني ممکن است که انسان بر همه امور جامعه آگاه و واقف باشد تا بتواند در انبوه مشکلات و مسائل، اولويت هاي نخست را مشخص و تعيين کند. در حال حاضر جامعه در شرايطي است که اولويت اقتصادي به عنوان قوام بخش جامعه، در صدر اولويت هاست. البته براي حرکت درست در هر زمينه اي از جمله اقتصادي و دست يابي به اهدافي که اسلام براي اقتصاد تعيين و تعريف کرده، شناخت و معرفت و آگاهي هاي مردم نيز ضروري است. اينجاست که فرهنگ، نقش کليدي مي يابد؛ زيرا جهت گيري هاي خرد و کلان جامعه را مشخص و تعيين مي کند. فرهنگ به عنوان يک پس زمينه و بلکه روح حاکم بر همه رفتارها و کردارها از جمله اقتصاد عمل می‌کند. بنابراين، جايگاه فرهنگ براي تحقق هر هدفي يک جايگاه ارزشي و بسيار مهم است. اگر بخواهيم جايگاه فرهنگ را در کارها به درستي مشخص و ارزشگذاري کنيم، همانند جايگاه عقل در انسان است. انسان اگر بخواهد هر کاري را به درستي و راستي انجام دهد می‌بايست از خرد برخوردار باشد. فرهنگ همانند عقل حاکم بر روح هر کاري است.

پس فرهنگ است که اولويت هاي اقتصادي و ساماندهي و جهت گيري هاي آن را مشخص مي کند. همين فرهنگ است که مي گويد اقتصاد زماني سالم خواهد بود که همراه عدالت باشد و همه اقشار جامعه از آن بهره مند شوند و در توزيع و توليد و مصرف، اصل عدالت و اعتدال مراعات شود. همچنين همين فرهنگ است که توده ها را براي حرکت حماسي در حوزه اقتصادي رهنمون مي کند و آنان را بسيج مي نمايد. نقش فرهنگ به عنوان عقل جمعي جامعه نقش بي بديلي است که همه حرکت ها از جمله حوزه اقتصادي را تحت مهار و مديريت خود قرار مي دهد. اين گونه است که فرهنگ به يک معنا از مقام تقدمی برخوردار است تا بتواند جهت گيري و نيز بهره گيري از همه منابع اقتصادي از منابع انساني و مادي در جامعه را مديريت و سامان دهد.

جهاد اقتصادی همراه با روحيه جهادی

آيت الله خامنه اي در بيان اولويت بخشي به مسئله اقتصادي مي فرمايد: «به نظر صاحبنظران، امروز در اين برهه از زمان، مسئله اقتصادي از همه مسائل کشور فوريت و اولويت بيشتري دارد. اگر کشور عزيز ما بتواند در زمينه مسائل اقتصادي، يک حرکت جهادگونه‌ای انجام بدهد، اين گام بلندي را که برداشته است، با گام هاي بلند بعدي همراه کند، بلاشک براي کشور و پيشرفت کشور و عزت ملت ايران تأثيرات بسيار زيادي خواهد داشت. ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامي را در زمينه حل مشکلات اقتصادي به همه دنيا نشان دهيم؛ الگو را بر سر دست بگيريم تا ملت ها بتوانند ببينند که يک ملت در سايه اسلام و با تعاليم اسلام چگونه مي تواند پيشرفت کند.»

ايشان در اين گفتار هم علت تقدم اقتصاد نسبت به امور ديگر را گوشزد مي کند و هم نشان مي دهد که اين حرکت اقتصادي تنها مي تواند در سايه يک حرکت جهادي شکل گيرد.

تأکيد ايشان بر جهادي بودن نشان مي دهد که اين حرکت جهادي مي بايست در همه سطوح وجود داشته باشد. جهاد در بيان ايشان يک واژه کليدي و اساسي است؛ زيرا بيانگر اين نکته مهم است که حرکت هاي عادي مثمرثمر نخواهد بود و ديگر آنکه دشمني در اين عرصه همانند ديگر عرصه هاي نظامي و فرهنگي وجود دارد و ناديده گرفتن دشمن به معناي ضربه خوردن از جايي است که اميد نداريم. اما اگر بپذيريم که دشمن در همه عرصه ها حضور دارد، در اين صورت جهادي شدن در هر يک از عرصه ها يک امر طبيعي است؛ به اين معنا که در برابر بسيج دشمنان در عرصه هاي فرهنگي، اقتصادي، علمي و نظامي مي بايست روحيه جهادي داشت و هم سربازان و پيشگامان و هم رهبران و مديران بايد اين وضعيت بحراني را درک کنند و اقدامات بسيج گونه و جهادي را در پيش گيرند.

ايشان در جايي ديگر مي فرمايد: «جهاد اقتصادي، صرفاً تلاش اقتصادي نيست. جهاد يک بار معنائي ويژه اي دارد. هر تلاشي را نمي شود گفت جهاد. در جهاد، حضور و روياروئي با دشمن، مفروض است. انسان يک تلاشي مي کند، دشمني در مقابل او نيست؛ اين جهاد نيست. اما يک وقت شما مي خواهيد يک تلاشي را انجام دهيد که به خصوص يک دشمني سينه به سينه شما ايستاده است؛ اين مي شود جهاد. ممکن است يک وقت اين جهاد به شکل قتال باشد، ممکن است جهاد مالي باشد، ممکن است جهاد علمي باشد، ممکن است جهاد فني باشد؛ همه اينها جهاد است؛ انواع و اقسام جهاد و مبارزه است. اگر بخواهيم در ادبيات امروز ما براي «جهاد» معادلي پيدا کنيم، مي شود «مبارزه». جهاد اقتصادي، يعني مبارزه اقتصادي». (بيانات مقام معظم رهبري در جمع مردم و کارکنان صنعت نفت عسلويه)

ايشان بارها بر تمرکز دشمن بر روي اقتصاد تأکيد داشته و بر ضرورت جهاد اقتصادي با همه توان و همه وجود اهتمام مي ورزد و مي فرمايد: «جهاد اقتصادي متوجه يک نکته اساسي است در مسئله اداره کشور و مديريت کشور؛ و آن اين است که امروز دشمن براي مبارزه با اسلام و جمهوري اسلامي، بر روي مسئله اقتصاد متمرکز شده است. نه اينکه عرصه هاي ديگر را فراموش کردند؛ نه، در زمينه فرهنگ و در زمينه امنيت و در زمينه سياست و در همه زمينه ها عليه نظام جمهوري اسلامي آنچه از دستشان برمي آيد، مي کنند- حالا شکست مي خورند، مطلب ديگري است؛ اما آنها تلاش خودشان را مي کنند- ليکن تمرکز عمده آنها بر روي مسائل اقتصادي است.

براي اينکه مردم را از دولت جدا کنند، از نظام جدا کنند، فاصله و شکاف ايجاد کنند، دنبال اين هستند که در مسئله اقتصادي کشور مشکل ايجاد کنند. پس جهاد اقتصادي لازم است؛ يعني همين مبارزه، همين پيکار، منتها جهادگونه، با همه توان، با همه وجود، با قصد خالص، با فهم و بصيرت و اينکه داريم چه کار مي کنيم.» (بيانات در ديدار هزاران نفر از کارگران سراسر کشور؛ 90/2/7)

از نظر رهبر معظم انقلاب عزم ملي همان اراده عملي ملت در مقام جهادگري است. به اين معنا که ملت مي داند که چه مي خواهد و چگونه بخواهد؛ اما لازم است که اين بسيج توفنده مردم مديريت جهادي شود؛ يعني اگر ملتي به جهاد در امري قيام کرد، مديريت و رهبريتي که مي بايست آن را هدايت کند مي بايست خود از روحيه جهادي برخوردار باشد و با روحيه جهادي آن توان را به کار گرفته و جهت دهي و سامان دهي کند.

ضرورت وجود روحيه جهادی در مسئولان

رهبري معظم بر اين مطلب وقوف کامل دارد که اگر مردم حماسه و حرکتي را آغاز کنند، لازم است که مديران و رهبراني باشند تا اين حرکت و توان و حماسه را جهت دهي کنند تا از هر گونه هرزروي و بدروي جلوگيري به عمل آيد. اينجاست که خواهان مديريت جهادی می‌شود که مي بايست در مسئولان ايجاد و يا تقويت شود. وقتي بخواهيم روحيه جهادي مردم را مديريت کنيم لازم است خود مديران و مسئولان از اين روحيه جهادي برخوردار باشند. بنابراين، اگر حرکت جهادي مردم با مديريتي همراه شود که تنها به اسقاط تکليف می‌انديشد نه به ايثارگري يا نوميد است در حالي که مردم اميدوار، چنين مديريتي نمي تواند از فرصت به دست آمده بهره گيرد و پيشرفت را رقم زند. اينجاست که ايشان روحيه جهادي را لازم می‌شمارد نه روحيه اي که مبتني بر اسقاط تکليف است. ايشان مي فرمايد: «اگر ما بخواهيم اين حرکت عظيم اقتصادي در کشور انجام بگيرد يک الزاماتي هم دارد. اولاً روحيه جهادي لازم است. ملت ما از اول انقلاب تا امروز در هر جائي که با روحيه جهادي وارد ميدان شده، پيش رفته؛ اين را ما در دفاع مقدس ديديم، در جهاد سازندگي ديديم، در حرکت علمي داريم مشاهده مي کنيم. اگر ما در بخش هاي گوناگون، روحيه جهادي داشته باشيم؛ يعني کار را براي خدا، با جديت و به صورت خستگي ناپذير، انجام دهيم- نه فقط به عنوان اسقاط تکليف- بلاشک اين حرکت پيش خواهد رفت.» (بيانات در جمع زائران حرم رضوي، 1 فروردين 1390)

اصولاً اسلام و فرهنگ انقلاب اسلامي با فرهنگ جهادي آميخته و عجين است. در آيات قرآن حتي در حوزه هاي علمي و شبهه زدايي از عنوان جهاد کبير علمي سخن به ميان آمده است. (فرقان، آيه52) بنابراين، اصولاً حرکت جامعه اسلامي و امت اسلام مي بايست همواره با فرهنگ جهادي باشد و هرگز اين روحيه از دست نرود.

اقتصاد مقاومتی مبتنی بر توان داخلی

براي اينکه مديريت جهادي معنا و مفهوم يابد، مي بايست بر نيروي دروني و ذاتي خود تکيه کرد و شرايط را به گونه اي رقم زد که از ديگران بي نياز شويم. در جهان امروز که اقتصاد بلکه همه ابعاد زندگي در جهانشهر زمين يک کاسه شده و ارتباط جهاني، همه ابعاد زندگي را مديريت مي کند، تلاش براي بسته شدن و محدوديت در يک فضاي جغرافيايي، دشوار است ولي مي توان با فهم واقعيت ها، موقعيت ها را به گونه اي مديريت کرد که کمترين تأثير منفي را بر يک جغرافياي معرفتي و غيرمعرفتي به جا گذارد.

در جهانشهر نيز مي توان به گونه اي عمل کرد که همه در خدمت اهداف امت باشد. به اين معنا که با تکيه بر توانمندي هاي داخلي و منطقه اي و با توکل بر خدا مي توان در جهانشهر، مستقل از نظر گفتمان و فلسفه و سبک زندگي اسلامي، حرکت ها را مديريت و سامان داد؛ هر چند که فشار توفنده به سبب بهره گيري ديگران از همه ابزارها و فن‌آوری‌هاي نوين سنگين است. اما چنان که رهبر معظم انقلاب مي فرمايد مي توان از اين فشارها کاست و آن را مديريت و مهار و حتي به فرصت تبديل کرد. ايشان مي فرمايد: «آنچه که ما به مسئولين محترم بخش هاي گوناگون و به تناسب بازديد امروز (در جريان بازديد روزهاي اول سال 90 از منطقه گازي عسلويه) به خصوص به اين بخش توصيه مي کنيم، اين است که همين خط مستقيم تکيه به نيروي دروني و ذاتي خود و ايجاد استغناي از ديگران را با جديت تمام دنبال کنند؛ بدانند اين تلاش و فعاليت، مورد توجه پروردگار است و جهاد في سبيل الله است؛ اگر با نيت الهي باشد- نيت خدمت به مردم و خدمت به کشور، يکي از نيات الهي است- و خداي متعال اين جهاد را به نتيجه مي رساند. اين خط و اين جهت گيري را رها نکنند، تلاش کنند.»

روزنامه كيهان، شماره 21533 به تاريخ 22/10/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS