دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مراجع قضائی

No image
مراجع قضائی

مراجع قضایی، مراجع عمومی، مراجع استثنایی، مراجع اختصاصی، دادگاه‌های نخستین، دادگاه تجدیدنظر استان، دادگاه عمومی جزایی، دادگاه كیفری است�

نویسنده : خسرو بهمن یار

مراد از مراجع قضایی، کلیه مراجعی است که به موجب قانون تشکیل شده و به دعاوی، جرایم و امور، رسیدگی نموده و اقدام به صدور رأی می‌نمایند. مراجع قضایی نه تنها شامل مراجع قضایی (حقوقی و کیفری) می‌شود، بلکه مراجع اداری را نیز در برمی‌گیرد. مراجع قضایی شامل موارد زیر می‌شود:

1) مراجع عمومی 2) مراجع استثنایی(اختصاصی) 3) دیوان عالی کشور 4) دادسرا

مراجع عمومی

این مراجع خود به دو بخش تقسیم می‌شوند: دادگاه‌های نخستین (بدوی) و دادگاه‌ تجدید نظر استان.

1) دادگاه‌های نخستین

الف) دادگاه عمومی حقوقی: که صلاحیت رسیدگی به تمام دعاوی حقوقی غیر از آن‌چه که قانون صراحتاً استثناء کرده را دارند. چنان‌چه رسیدگی به دعوای افراز ملکی که جریان ثبتی آن خاتمه یافته در صلاحیت ادارۀ ثبت محل وقوع ملک می‌باشد.

ب) دادگاه خانواده: مسائل خانواده ایجاب می‌کند، آن‌ها با سرعت بیشتری رسیدگی شود تا روابط خانوادگی از بین نرود.

دعاوی داخل در صلاحیت دادگاه خانواده

1) دعاوی مربوط به نکاح دائم و موقت.

2) طلاق، فسخ نکاح، بذل مدت و انقضای مدت.

3) مهریه.

4) جهیزیه.

5) اجرت المثل و نحله ایام زوجیت.

6) نفقه جاریه و معوقه زوجه و أقربای واجب النفقه.

7) حضانت و ملاقات طفل.

8) نَسَب.

9) نشوز و تمکین.

10) نصب قیم و ناظر، ضم امین و عزل آن‌ها.

11) حکم رشد.

12) ازدواج مجدد.

13) شرایط ضمن عقد ازدواج.

ج)دادگاه عمومی جزایی: حوزه‌هایی که دادگاه عمومی بیش از یک شعبه دارد، شعب آنها به حقوقی و جزایی تقسیم می‌شوند. شعب جزایی، دادگاه عمومی جزایی خوانده می‌شود که صلاحیت رسیدگی به امور کیفری را دارند. یعنی اعمالی که در قانون با قید مجازات، منع شده است و جرم به مفهوم اعم آورده شده است. البته رسیدگی به برخی جرایم مثل جرایم برخی مقامات و اشخاص در صلاحیت دادگاه کیفری استان است.

د) دادگاه کیفری استان: در مرکز هر استان، شعبه یا شعبی از دادگاه تجدیدنظر به عنوان «دادگاه کیفری استان» اختصاص می‌یابد و تعداد شعب آن به تشخیص رئیس قوه قضائیه می‌باشد. تشکیل دادگاه کیفری استان در شهرستان محل وقوع جرم نیز به دستور رئیس قوه قضائیه امکان‌پذیر است. این دادگاه برای رسیدگی به جرایمی که مجازات قانونی آن‌ها قصاص نفس، اعدام، رجم، صلب یا حبس دائم باشد از پنج‌ نفر و برای رسیدگی به جرایمی که مجازات قانونی آن‌ها قصاص عضو باشد و نیز جرایم مطبوعاتی و سیاسی از سه نفر تشکیل می‌شود. رسیدگی به کلیه اتهامات اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، وزرا و... در صلاحیت دادگاه‌ کیفری استان تهران است مگر این که در صلاحیت سایر مراجع قضایی قرار گرفته باشد.

2) دادگاه تجدیدنظر استان: مرجع اصلی تجدیدنظر احکام و قرارهای مراجع بدوی (دادگاه ‌عمومی و دادگاه انقلاب) دادگاه تجدیدنظر استان است. دادگاه تجدید نظر مرکب از یک رئیس و دو نفر مستشار می باشد و به تعداد لازم در هر استان تشکیل می‌گردد. جلسه دادگاه تجدیدنظر با حضور دو نفر عضو، رسمیت یافته پس از رسیدگی ماهوی طبق آئین دادرسی مربوطه، رای اکثریت که به وسیله رئیس عضو مستشار انشاء می‌شود، قطعی و لازم الاجرا است.

مراجع استثنایی یا اختصاصی

منظور از مراجع اختصاصی، مراجعی هستند که صلاحیت رسیدگی به هیچ امری را ندارند، مگر این که قانون صریحاًً تعیین و مشخص کرده باشد. مراجع استثنایی به مراجع استثنایی حقوقی و کیفری تقسیم می‌شود:

1) مراجع استثنایی حقوقی: که خود بر دو قسم ذیل تقسیم می‌شوند:

الف) مراجع استثنایی حقوقی دادگستری: عبارت از مراجعی هستند که نصب و عزل قضات آنً به طور کلی در صلاحیت قوه قضائیه می‌باشد. دادگاه انقلاب و دادگاه‌های خاص نظامی از مراجع استثنایی کیفری هستند و به موجب قانون علاوه بر امور کیفری در رسیدگی به دعاوی مربوط به اموال مصادره شده نیز رسیدگی می‌نماید.

ب) مراجع استثنایی حقوقی غیر دادگستری: عبارت از مراجعی هستند که نصب و عزل قضاتِ آن‌ها به طور کلی یا جزئی به عهده قوه مجریه بوده و از صلاحیت قوه قضائیه خارج است. مثل مراجع پیش‌بینی شده در قانون کار (هیأت تشخیص، هیأت حل اختلاف) مراجع ثبتی (اداره ثبت، هیأت حل اختلاف، هیأت نظارت و شورای عالی ثبت)

2) مراجع استثنایی کیفری: مراجعی هستند که تنها صلاحیت رسیدگی به آن دسته از جرایمی را دارند که قانون‌گذار صراحتاً‌ در صلاحیت آن‌ها قرار داده است مثل دادگاه و دادسرای ویژه نیروهای مسلح، دادگاه انقلاب، دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت، شورای حل اختلاف.

مقاله

نویسنده خسرو بهمن یار
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS