دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مراحل آغازین شکل گیری فلسفه نوین

انسانگرایی رنسانس بر 4 محور اصلی بنا شده بود: فردگرایی، تاکید بر مذهب شخصی همراه با تردید در جایگاه نهاد کلیسا، علاقه زیاد به ادبیات یونان و روم باستان و ضدیت با مکتب ارسطو.
مراحل آغازین شکل گیری فلسفه نوین
مراحل آغازین شکل گیری فلسفه نوین
نویسنده: محمدمهدی میرلو

انسانگرایی رنسانس بر 4 محور اصلی بنا شده بود: فردگرایی، تاکید بر مذهب شخصی همراه با تردید در جایگاه نهاد کلیسا، علاقه زیاد به ادبیات یونان و روم باستان و ضدیت با مکتب ارسطو. آنچه بیش از همه در آثار و فعالیت‌های انسان گرایان رنسانس می‌توان به وضوح مشاهده کرد حمله به عقاید مذهبی کلیسا و تشریفات رسمی آن بود. در واقع انسان گرایان برای نفی اقتدار و مرجعیت کلیسا و فلسفه ارسطو تلاش بسیاری کردند و همین وضعیت، مقدمات شکل گیری نگرش علمی و فلسفی را در دوران رنسانس و مدرن فراهم کرد.

انسان گرایی رنسانس: رنسانس به معنای تولد دوباره، گرایشی را نشان می‌داد که پیش از آن در یونان باستان تجربه شده بود. در این دوران مطالعه کردن طبیعت مترادف با مطالعه کردن خدا در نظر گرفته می‌شد و در عین حال توجه به انسانی که در این جهان زندگی می‌کند در کانون توجه انسان گرایان رنسانس قرار گرفت. در این بخش از مقاله، نگاهی گذرا به اندیشه‌ها و فعالیت‌های برخی از انسان گرایان مطرح رنسانس خواهیم داشت.

فرانسیسکو پترارک: برخی از مورخان بر این باورند که نوشته‌های فرانسیسکو پترارک (1374 - 1304)، آغازگر دوران رنسانس است. پترارک حمله به فلسفه اسکولاستیک و احیاء دوباره ادبیات یونان و روم باستان را هدف اصلی خود می‌دانست. پترارک معتقد بود که فلسفه اسکولاستیک با تلاش خود در جهت سازگار کردن مسیحیت با خردگرایی ارسطو، جنبه عقلانی آن هم از نوع افراطی را به دین داده است. از سوی دیگر زندگی این جهان به اندازه جهان آخرت از اهمیت برخوردار است و باید در جهت تغییر بهتر این جهان گام برداشت و با تمرکز بر استعدادهای انسان به خلق آثار هنری و ادبی پرداخت. پترارک به لحاظ فلسفی، اندیشه بدیعی را مطرح نکرد ولی شک اندیشی، زمینه را برای شکل گیری علم نوین فراهم کرد.

دیسیدریوس اراسموس: دیسیدریوس اراسموس (1536 - 1466) از انسانگرایان بنام دوره رنسانس به شمار می‌آید که مخالف هرگونه عقیده تعقیب آمیز بود. او به تجمل گرایی کلیسا حمله و به تحسین زندگی ساده حضرت مسیح می‌پرداخت. اراسموس با رویکردی التقاطی و عملگرا به طرح نظریات خود پرداخت. کتاب «در ستایش دیوانگی» (praise of folly) که با همکاری دوستش توماس مور سال 1512 منتشر شد آنچنان شور و هیجانی را ایجاد کرد که در طول حیات اراسموس 40 بار تجدید چاپ شد. او در این کتاب به تحسین افراد نادان و دیوانه پرداخته و معتقد است برخلاف عقلا، این افراد به جای آیین‌های مذهبی یا فلسفی، مطابق احساسات خود زندگی می‌کنند. دکتر حسن صفاری مترجم فارسی کتاب در ستایش دیوانگی در مورد اهمیت این کتاب می‌نویسد: «در واقع این اولین اثری است که بعد از دوران سیاه و تاریک قرون وسطی در اروپا اوضاع اجتماعی آن روز و خصوصا استبداد و بیداد هولناک مقامات مسیحی خاصه رهبران دیوان‌های تفتیش عقاید را با زبان طنز و شوخی مورد انتقادی صریح و شکننده قرار داد. شهرت کتاب به حدی بود که اصل لاتینی و ترجمه‌های آن به زبانهای بزرگ اروپایی طی قرن شانزدهم بیش از صدبار تجدید چاپ شد و فی الجمله طی قرن شانزدهم و هفدهم از پرفروش ترین کتابهای اروپایی بوده است.» (اراسموس، 1، 1383)

مترجم فارسی کتاب در ستایش دیوانگی همچنین در توصیف جایگاه اراسموس نیز چنین می‌نویسد: «اراسموس بی شک بیش از هر کسی در اصلاح مذهبی قرن‌های پانزدهم و شانزدهم موثر واقع شده، ولی انتقادهای شکننده او از جاه و جلال و مخصوصا فساد پیشوایان مذهب کاتولیک از طرفی و از ظلم و خشونت و بیدادگری مارتین لوتر از طرف دیگر موجب شد که دو دسته، او را مورد لعن قرار دادند و مارتین لوتر او را به پروتئوس، موجود افسانه ای که صد قیافه متفاوت را می‌توانست داشت، تشبیه می‌کرد و گاهی نیز او را «مار ماهی صید ناشدنی» نامید.» (همان، 11)

نقدهای اراسموس از مذهب کاتولیک آنچنان شدید است که موجب طرح ضرب المثلی با این مضمون شده است: «اراسموس تخم اصلاح طلبی را گذاشت و لوتر آن را به جوجه تبدیل کرد.» هر چند کلیسای کاتولیک برای خاموش کردن صدای اراسموس پیشنهاد کاردینالی را برای وی کرد که ناکام ماند و همین امر موجب شد که تمام آثار اراسموس در نمایه کتاب‌های ممنوع کلیسای کاتولیک قرار داده شوند. نکته قابل تامل این که پس از اصلاحات صورت گرفته در دوره رنسانس و نقدهای اراسموس به افراط و تفریط‌های آن، کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها هر دو وی را محکوم کردند.

مارتین لوتر: مارتین لوتر (1546 - 1482) از کشیشان طرفدار اوگوستین و انسانگرایان دوره رنسانس به شمار می‌آید. هنگامی که لوتر رساله نود و پنج خود را به در کلیسایی در وینتن برگ نصب کرد، نهضت اصلاح دینی (reformation) در سال 1517 آغاز شد. او در این رساله عقاید مذهبی مقامات کلیسا را به چالش کشیده و پرداخت مبلغ برای آموزش گناهان را مورد انتقاد قرار داده است. از سوی دیگر لوتر با نقد تشریفات رسمی حاکم بر کلیسا، دلیل اصلی افول مذهب کاتولیک را در جذب فلسفه ارسطو می‌دانست. لوتر به دلیل عقایدش، سال 1521 از سوی مقامات کلیسا تکفیر شد و همین امر موجب اعتراض لوتر در قالب جنبشی تحت عنوان پروتستانتیسم (Protestantism) پدیدار شد. از اصول اساسی این جنبش انکار اقتدار پاپ و تفسیر و تعبیر فردی از انجیل بود. برای تحقق این اصول، لوتر انجیل را به زبان آلمانی ترجمه کرد. هر چند پروتستانتیسم در اعتراض به مذهب کاتولیک شکل گرفت اما چهره ای ترسناک و سخت و خشن داشت. از سوی دیگر صرفا بر ایمان منهای عقل در پذیرش خدا تاکید می‌کرد و مخالف به کارگیری عقل و مشاهده تجربی در پی بردن به وجود خدا بود. با وجود جنبه‌های منفی فوق، تاکید بر آزادی بخشی و فردیت در مقابل اقتدار کلیسا و پاپ از جمله جنبه‌های مثبت این مذهب به شمار می‌آید.

میشل مونتنی: میشل مونتنی (1592 - 1533) شک اندیشی افراطی را در دوران رنسانس رواج داد که نمونه آن را در یونان باستان نزد پیروان الیایی شاهد بودیم. مونتنی همچون اراسموس بر این عقیده بود که الهیات کاتولیک و پروتستان به لحاظ عقلانی غیرقابل دفاع هستند و تنها مبنای موجه برای اعتقاد مذهبی، ایمان است. نکته جالب توجه این است که مونتنی منشا بسیاری از مشکلات انسانی را در عقلانیت جستجو می‌کرد و ادعای برتری انسان بر حیوان به واسطه داشتن عقل را رد می‌کرد. او معتقد نبود که از طریق علم می‌توان دانش مطمئن را کسب کرد زیرا «واقعیت علمی» همواره در حال تغییر است. برخی معتقدند که تاسیس نظام‌های فلسفی توسط فرانسیس بیکن و رنه دکارت در واقع پاسخی به شک گرایی افراطی مونتنی است.

مقاله

نویسنده محمدمهدی میرلو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS