دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مزایا و معایب ارتباط خارجی

بدون شک هیچ کشوری در سده‌های اخیر نتوانسته است بدون داشتن ارتباط با دیگر کشورهای جهان به حیات خود ادامه دهد.
مزایا و معایب ارتباط خارجی
مزایا و معایب ارتباط خارجی

بدون شک هیچ کشوری در سده‌های اخیر نتوانسته است بدون داشتن ارتباط با دیگر کشورهای جهان به حیات خود ادامه دهد. طبعا می‌توان انتظار داشت که این روابط در نتیجه تحولات صنعتی و اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دگرگونی‌هایی داشته باشد. همچنین تقریباً در هر نوع ارتباط متقابل کشورها دو خصیصه چشمگیر می‌توان سراغ گرفت که برای سهولت برای تحت عناوین اثرات مثبت و منفی از آن یاد می‌کنند. بدیهی است این اثرات به‌ طور کلی بیشتر به نفع یک کشور و به زیان یک کشور دیگر است. هرچند احتمالاً در مواقعی تقریباً طرفین به یک اندازه از آن متمتع یا متضرر می‌شوند. منظور از روابط خارجی ایران انواع روابط اعم از روابط سیاسی، اقتصادی، علمی، بازرگانی و مانند آن است که هرچند در طول تاریخ به طریقی با هریک از کشورهای دور و نزدیک برقرار بوده است اما از زمان سلطنت آق‌قویونلوها وارد مرحله تازه‌ای شده، زیرا در آن تاریخ به‌رغم اینکه هنوز غرب به تعبیر کنونی کلمه مطرح نبود اما راه‌های نفوذ مظاهر فرهنگی جدیدی را در فرهنگ سنتی ایران گشود که تا آن روز بی‌سابقه بود. این روابط با نزدیک‌ترین همسایه شمال غربی ایران، یعنی دولت عثمانی که بیشتر یک کشور اروپایی و کمتر یک کشور آسیایی محسوب می‌شد، آغاز شد. اگرچه «... از سلطنت آق‌قویونلوها تا آخر عهد نادرشاه... هم خصومت مذهبی و هم تا حدی سیاسی به شدت در بین دو مملکت جاری بود و اوقات ملت را به خود مصروف و مشغول می‌داشت و همچنین جنگ‌های متوالی و بی‌انقطاع میان دو دولت برپا بود... پس از نادرشاه تا اواخر عهد قاجاریه... روابط عادی و سرد با صلح برقرار بود».

کشور دیگری که رابطه با آن توانست تا حدودی تمدن غرب را به ایران بشناساند، هندوستان بود. روابط ایران و هند، جز در سلطنت نادرشاه افشار، تقریباً همیشه دوستانه بوده و کمتر رنگ خصومت و رقابت داشته است. هرچند قسمتی از این روابط که به استعمارگران انگلیس مربوط می‌شد، رنگ دسیسه و نیرنگ و گاه خصمانه داشته که آن هم به سیاست انگلیس در قاره آمریکا مربوط بوده است. این حکم درباره روابط ایران با کلیه کشورهای اروپایی و ایالات‌متحده آمریکا نیز صادق است. چراکه رابطه ایران با این کشورها در مواقع عادی حسنه بوده اما هرگاه منافع آنان به خطر افتاده، رنگ خصمانه به خود گرفته است.

غیر از این دو کشور ایران عهد قاجار با کشورهای قدرتمند و سرشناس آن روز رابطه داشته که روس، انگلیس، فرانسه، اتریش، آلمان و در سال‌های آخر دوره قاجار آمریکا در صف مقدم این ارتباط قرار داشتند. این ارتباط از آنجا حائز اهمیت است که اولاً در آینده کشور تأثیر تعیین‌کننده‌ای داشته ثانیاً با روابط مشابه سابق قابل‌ مقایسه نبوده است. به تعبیر دیگر هرچند ایران همیشه با تعدادی کشور خارجی در ارتباط بوده اما روابط خارجی ایران «.... خصوصاً روابط ایران با ملل اروپایی قبل از عهد فتحعلی‌شاه قاجار ظاهراً دارای هیچ‌گونه تأثیر مدنی و فکری در ایران نبوده است. استیلای پرتغالی‌ها بر سواحل خلیج‌فارس در اوایل قرن دهم (۹۱۳) تا نیمه قرن یازدهم (۱۰۳۲) و هلندی‌ها در اوایل قرن یازدهم (از سنه ۱۰۹۱ تا اواسط قرن دوازدهم) و مراودات آنها منشأ چنین تأثیرات و نتایجی نبوده و البته استیلای انگلیسی‌ها به هندوستان.... و پیشرفت روس‌ها در شمال کوه‌های قفقاز و سواحل دریای سیاه و جنگ‌های آنان با عثمانی‌ها مانند امواجی که از دور مشاهده شود در ایران یعنی در محافل هیات حاکمه به کلی خالی از اثر نبوده است.

«بعد از دوره صفویه آن روابط جزئی و متفرقه انفرادی که گاه به گاه بین ایران و دربارهای اروپا یا مراکز دینی مسیحی بود، منقطع شد و یک خواب عمیق بی‌خبری مطلق و طولانی به این دیار مستولی شد و پرده ظلمتی ایران را از مغرب زمین جدا کرد و جز روابط خصمانه با عثمانی بین این مملکت و مغرب اتصالی نبود».

تقی‌زاده در نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش، نخستین مراحل ارتباطات سازنده و هشداردهنده با اروپا را جنگ‌های ایران و روس می‌داند که در نتیجه شکست ایران در این دو جنگ دو دسته مستشار نظامی از فرانسه و انگلیس به ایران دعوت شدند تا فنون نظامی‌گری را به ارتش ایران بیاموزند. به این ترتیب بود که «.... از یک طرف تمایل عباس‌میرزا... به اخذ فنون و صنایع فرنگستان و ترویج آنها در ایران و از طرف دیگر راه ورود اولین مقدمات تمدن مغرب را در ایران باز کرد. آوردن مطبعه فارسی از اروپا و ترویج آبله‌کوبی.... و فرستادن محصلین از ایران به انگلستان برای فراگرفتن فنون جدید و مخصوصا اسلحه‌سازی و طب و مهندسی و چندین اقدامات تجددی دیگر قدم‌های اولی به سوی کسب تمدن غرب بود...»

با این همه باید یادآور شد که به ‌طور کلی روابط کشورهای روس، انگلیس و فرانسه با ایران در دوره قاجار رابطه استعمارگر با استعمارشونده بوده و به‌ صورت‌های متعدد و مختلف بر این مدعا تأکید شده است. اتکای بیش از حد مردم و دولتمردان به سفارتخانه‌های خارجه از دیگر جنبه‌های نفوذ غرب در ایران بود تا جایی که به قول نویسنده «عصر بی‌خبری یا تاریخ امتیازات در ایران» بزرگ‌ترین بدبختی ناصرالدین شاه قلت رجال وطن‌دوست و کارآزموده بود. در تمام این مدت شاید به جز چند نفر هیچ مرد متنفذی را نمی‌توانید پیدا کنید که با خارجی‌ها بند و بستی نداشته است. هر وزیری، هرحاکمی، هر خانی، یا وابسته به سفارت روس یا انگلیس بود و اغلب هم به کمک یکی از این دو سفارتخانه روی کار آمده بودند. این وابستگی تقریباً همیشه به زیان ایران تمام شده و هرچند انعکاس یا واکنش مردم نسبت به حکومت استبدادی دولت متبوع آنها بوده اما نتیجه آن پناه بردن به دامن دشمن خارجی برای فرار از دست دشمن داخلی یا خودی بوده که در هر صورت هم در کوتاه‌مدت و هم در بلند مدت به نفع کشور نبوده است.

منبع: غلامعلی سرمد، اعزام محصل به خارج از کشور (در دوره قاجاریه)، چاپ و نشر بنیاد، ۱۳۷۲.

روزنامه دنیای اقتصاد

چهارشنبه 12 مهر ماه 1396

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS