دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معنای زندگی از منظر ادیان

در این مسیر، حیات در این عالم، ارزش و اهمیت اصیل و راستین خود از دست خواهد داد.
معنای زندگی از منظر ادیان
معنای زندگی از منظر ادیان

گفتیم که عدم نگرش الهی و متعالی از طرفی و نیز برخورداری از نگرش صرف مادی به زندگی و تسلط مبانی دنیاگرایانه در شئون علمی و عملی انسان از سوی دیگر، زمینه را بری صدور و تداوم نوعی خاص از رفتار ایدئولوژیک فراهم می‌نماید که تداوم این رفتار، آدمی را در هر طبقه اجتماعی و هر سطح علمی و اندیشگی باشد، گرفتار و متحیر این تفکر مادی و دنیوی در حیات خویش خواهند نمود به نحوی که در یک سیر تدریجی به سمت پوچگرایی حرکت نموده و در این مسیر، حیات در این عالم، ارزش و اهمیت اصیل و راستین خود از دست خواهد داد.

در این زاویه نگاه، وضعیت عالم در عین برخورداری از یک نوع نظم ظاهری اما از آرمان و هدفی عقلانی برخوردار نبوده و انسان را به سعادت سوق نمی‌دهد بلکه سرانجام و مقصد آن ناکجا آباد است. ‌

ادیان و معنای زندگی

از دیرباز بسیاری از اندیشمندان جز آنانکه معارضتی در خود با دین احساس می‌کردند، نسبت به نقش برجسته دین نسبت به مفهوم بخشیدن به زندگی، دیدگاه مثبتی داشتند. گرچه بسیاری هم در حقیقی و خرافی بودن دین ابراز تردید می‌کردند اما معتقد بودند دین حتی به گونه توهمی می‌تواند در معنا بخشیدن به زندگی و ارزشگذاری بدان موثر باشد.

دین از پوچی‌های جهان امروز در اثر ماده گرایی مفرط کاصل از دوران مدرنیسم و پست مدرنیسم مبراست و می‌تواند دستکم نقش موثری در کاهش ضررهای حاصل از چنین نظریه‌پردازی‌هایی داشته باشد.

بد نیست از میان اندیشمندان فوق به نظر دو تن از فیلسوفان مشهور و معاصر غرب اشاره شود:

1- سارتر: که شاید بتوان او را مشهورترین فیلسوف اگزیستانسیالیسم - آن هم از نوع الحادی آن - دانست، بیان قابل توجهی در این باره دارد. او در جملات ذیل به خوبی به ارزش دین و مشکلاتی که در اثر عدم بهره‌مندی از آن در جهان امروز نصیب ما شده‌ اشاره می‌کند: «تا زمانی که آدمیان به خدایی آسمانی باور داشتند، می‌توانستند آن را خاستگاه آرمانهای اخلاقی خویش بدانند. جهان که مخلوق و تحت حاکمیت خدایی پدروار بود، بری آدمی مسکنی مالوف، گرم و صمیمی بود... اکنون با ناپدید شدن خداوند از آسمان، وضع به کلی دگرگون شده است. جهان تحت حاکمیت یک موجود روحانی نیست بلکه به عکس تحت سلطه نیروهای کور است.

2- برتراند راسل: او نیز بر این نکته تاکید می‌کند که جهان ارائه شده از سوی علم تجربی، جهانی بی‌هدف و فاقد معناست، در عین حال به نظر وی جهانی که در گذشته از سوی متدینان ارائه می‌شد، از اینچنین معضلی مبرّا بود. (همان)

البته پوشیده نیست که از دید سارتر و راسل و امثال ایشان، مقوله دین که که تاثیر معنابخش و نتیجه ارضاکننده‌ای دارد، به طور کلی امری مطلوب نیست. چراکه آنان شاید این امر را واقعی و عینی تلقی نکنند؛ اما نکته مهم در عدم امکان چشم پوشی از مزیت معنابخشی دین از سوی منکران آن است. مهم این است که چگونه بسیاری از صاحب نظران که حتی از جنبه‌های مختلف دین را مورد اتهام قرار می‌دهند و دیدگاه مخالف آمیری نسبت به دین دارند، کارکرد مطلوب دین در معنا بخشیدن به زندگی را نمی‌توانند انکار کنند و کاه مانند آنچه گذشت بر این امر صحه می‌گذارند.

حال باید دید چگونه این نتیجه مثبت در معنابخشیدن به زندگی برای دین حاصل شده است. ضرورتا این امر باید دستاورد توصیه‌‌ها و آموزه‌های مختلف ادیان باشد. ادیان در توصیه‌های خود به طور مستقیم به ارزش و اهمیت زندگی و انسجام موجود در آن تاکید کرده‌اند یا آنکه بر اموری پای فشرده‌اند که در آنها بر زندگی هدفمند و منسجم تاکید شده است. پس به ناچار باید راه خود را در آموزه‌های ادیان ادامه دهیم تا مشخص شود آموزه‌های ادیان چگونه به گونه‌ای مشترک بر معنادار بودن زندگی تاکید می‌کنند. با نگاهی اجمالی به ادیان شاهد تفرق بی‌سابقه‌ای در آموزه‌ها خواهیم بود. حاصل جستجو، ما را به انبوهی از نظرات ، توصیه‌ها و دیدگاه‌ها روبه رو می‌سازد که غالبا پراکنده و گاه مبهم به نظر می‌رسند. بویژه اگر ادیان غیر توحیدی به جستجوی ما ضمیمه شود، شدت پراکندگی مجال تمرکز را کاهش خواهد داد. برای گریز از توصیه‌های متفرق لازم است بررسی‌ها در توصیه‌ها و آموزه‌های مشترک متمرکز شود. سعی در این باره شاید بتواند گوهر مشترک ادیان را که با آن به عنصری معنابخش در زندگی دست می‌یابیم، آشکار سازد. به نظر می‌رسد این عنصر وجود دو شاخصه در ادیان باشد که می‌تواند تاثیر غیرقابل انکاری بر زندگی بشر و معنای آن باقی گذارد.‌ 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS