دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مغالطه معنوی

No image
مغالطه معنوی

كلمات كليدي : مغالطه معنوي، ايهام انعكاس، سوء اعتبار حمل، جمع مسائل در يك مساله، مصادره به مطلوب، قراردادن چيزي كه علت نيست به جاي علت

نویسنده : مهدي افضلي

در اسباب مغالطه، از دو نوع عمده نام برده می‌شود، اسباب لفظی مغالطه و اسباب معنوی. اسباب معنوی مغالطه را در چند دسته کلی تقسیم کرده‌اند:

1. ایهام انعکاس

در این نوع مغالطه جای موضوع و محمول یا مقدم و تالی عوض می‌شود که اگر دقت نشود مغالطه ایجاد خواهد شد. از باب نمونه قضیه "هر گردو گرد است" درست می‌باشد، ولی اگر به قضیه "هرگردی گردو است" تبدیل شود مغالطه خواهد بود.

2. اخذ ما بالعرض به جای ما بالذات

این نوع مغالطه وقتی رخ می‌دهد که به جای جزء حقیقی یک قضیه، چیز دیگری را که مشابه آن است اخذ کنند. از باب نمونه سفیدی بر جسم عارض می‌شود، بر سفیدی نیز صفت مفرق بصر بودن، اگر کسی بگوید: "سفیدی مفرق بصر است"، قضیه درست است و غلطی در کار نیست، ولی اگر به جای آن‌که مفرق بصر بودن را بر سفیدی حمل کنند، آنرا به جسم یعنی به معروض نسبت دهند مغالطه از نوع اخذ ما بالعرض به جای ما بالذات رخ خواهد داد. آن‌چه بالذات مفرق بصر است نه جسم، بلکه سفیدی است، اگر مفرق بصر به جسم نسبت داده شود مغالطه خواهد بود.

3. سوء اعتبار حمل

اگر جزء قضیه به گونه نامناسب بیان شود، این نوع مغالطه رخ‌ می‌دهد. نامناسب بیان شدن اقسام مختلفی دارد، ممکن است چیز بی‌ربط بدان افزوده، یا چیزی ‌که جزء آن است از آن کاسته شود. از باب نمونه در علم اصول فقه و ادبیات در بحث وضع الفاظ برای معانی گفته می‌شود لفظ برای معنا وضع می‌شود، در این گفتار هیچ‌گونه قیدی ملحوظ نیست، معنا از آن‌ جهت که معناست مورد نظر است، کاری به وجود آن در ذهن یا در خارج ندارد، ولی گاهی بی‌توجه به این مطلب قضیه را چنین بیان می‌کنند، لفظ برای معنایی‌که در ذهن وجود دارد وضع شده است. قید ‌ در ذهن وجود دارد هیچ ارتباطی با معنا ندارد، همین افزایش موجب یک مغالطه می‌شود و در پی آن نظریه عالمان اصول مسلمان را از نظریه‌های مختلفی که در باب معنا وجود دارد، ذیل نظریه تصوری معنا می‌گنجانند، در حالی‌که ربطی با آن ندارد.

4.جمع مسائل در یک مسأله

اگر کسی پرسشی را مطرح کند که در آن دو شق مطرح شده، ولی نسبت به آن توجه نشود مغالطه رخ می‌دهد. از باب نمونه اگر یک شخصیت در یک بعد ارزشمند و مفید باشد و در بعد دیگر گرفتار نقاط ضعف، به طور کلی از شخصیت او پرسیده شود، در این صورت اگر حکم به مفید بودنش صادر شود یا به بی‌کفایتی‌اش در هر دو صورت مغالطه اتفاق افتاده است. برای رهایی از مغالطه باید جنبه‌های مختلفش تفکیک شود و حکم هر یک جداگانه صادر شود. از باب نمونه گفته شود او در بعد فرهنگی شخصیت ارزشمندی است، ولی از جهت مدیریت امور اقتصادی ضعیف می‌باشد. در غیر این صورت گرفتار مغالطه از باب جمع مسائل در یک مسأله شده است.

5. سوء تالیف

اگر در جایی قضیه‌ای تشکیل شود که به لحاظ ماده یا صورت مطابق با قواعد و شرایط قیاس نباشد موجب مغالطه خواهد شد. از باب نمونه اگر گفته شود:

1. هر انسانی حیوان است

2. حیوان جنس است؛ نتیجه این می‌شود که؛

.: انسان جنس است.

قیاس مذکور به دلیل آن‌که به لحاظ صوری واجد شرایط نیست، زیرا حد وسط تکرار نشده است، در صغری نظر به خارج است، اما در کبری مفهوم حیوان مراد است، لذا نتیجه نادرست و مغالطه صورت می‌دهد.

6. مصادره به مطلوب

اگر در قیاسی نتیجه، یکی از مقدمات باشد این‌گونه مغالطه پیش می‌آید. از باب نمونه اگر گفته شود:

1. هرانسانی بشر است

2. هر بشری خندان است

3. .: هر انسانی خندان است

در قیاس مذکور نتیجه همان کبری است که صرفا لفظ آن عوض شده است.

7. قراردادن چیزی که علت نیست به جای علت

اگر در قیاسی به جای آن‌که علت حقیقی ذکر شود، چیزی دیگری اخذ شود، این نوع مغالطه رخ می‌دهد. از باب نمونه گفته می‌شود: "دیگر زید را برای فلان منصب انتخاب نمی‌کنیم، زیرا از وقتی که او در این سمت قرار گرفته است دیگر باران نیامده است". نیامدن باران ربطی به بودن یا نبودن زید در این سمت ندارد، ولی چنین انگاشته شده است.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS