دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مفهوم شادی در خندوانه

موضوع برنامه خندوانه، خنده است. این برنامه یکی از اولین محصولات شبکه نسیم بود. شبکه ای که اساساً برای خندیدن به وجود امده بود. با راه اندازی برنامه خندوانه خیلی زود مشخض شد که شبکه نسیم می تواند یکی از قدرتمندترین شبکه های سیما باشد.
مفهوم شادی در خندوانه
مفهوم شادی در خندوانه

خنده خندوانه از چه جنسی است؟

 

موضوع برنامه خندوانه، خنده است. این برنامه یکی از اولین محصولات شبکه نسیم بود. شبکه ای که اساساً برای خندیدن به وجود امده بود. با راه اندازی برنامه خندوانه خیلی زود مشخض شد که شبکه نسیم می تواند یکی از قدرتمندترین شبکه های سیما باشد. شبکه ای که بیشتر برنامه هایش گزیده آیتم های نمایشی تولید شده و یا آیتم های دوربین مخفی بود و امیدوار بود مردم با فرستادن ویدیوهای شیرین کاری بچه های خودشان بتوانند این شبکه را در کار سخت و ناشدنی خنداندن مردم یاری کند، ناگهان به یکی از قدرتمندترین شبکه ها بدل شد. این جهش حاصل رخدادی پیش بینی نشده بود. حتی مدیران سازمان هم نمی دانستند که عبارت «شبکه نسیم؛ شبکه نشاط و سرگرمی» چه قدرت رسانه ای بالایی دارد. معروف است که خنداندن مردم ایران کار سختی است و حالا شبکه ای آمده بود که می خواست خود را وقف خنده و سرگرمی کند. توفیق شبکه  نسیم از قدرت خود عبارت «نشاط» می امد؛ حتی خود این واژه نیز حاوی قدرتی رسانه ای است. در حالیکه همه برنامه های سازمان به شکل تاسف باری می کوشیدند که خود را حاوی پیام و ارزش نشان دهند، شبکه ای آمده بود که رها از همه این قید وبند ها تنها می خواست بخنداند. خود کلمه نسیم مخفف چهار کلمه نشاط، سرگرمی ، یادها و مسابقه بود. رویکرد این شبکه ایجاد فرصت‌های شاد و با نشاط است که مخاطب  آن را در کوتاه‌ترین زمان تجربه کند.در این شبکه دیگر خبری از فضل فروشی های ناکارامد و نصیحت کردن های سایر شبکه ها نبود. عبارت و عنوان شبکه نسیم حاوی یک جهش ایدیولوژیک در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود. مفهوم جهش با مفهوم تکامل متفاوت است هرچند به عقیده زیست شناسان روند تکامل حیات با جهش های کروموزومی پیوند خورده است. نمی دانم شاید در عرصه فرهنگ هم اینگونه باشد. اما هرچه هست اینجا و در تاسیس شبکه نسیم چیزی در حال رخ دادن بود که با انگاره های سابق رسانه ای سازمان صدا و سیما نمی شد  آن را پیش بینی کرد. موفقیت این شبکه هم گویایی تثبیت همین جهش بود. اما بهتر است کمی تامل کنیم و بررسی کنیم که آیا انگاره سبک زندگی دینی با این جهش محقق خواهد شد. وبسایت رسمی شبکه نسیم در تعریف حال خوب گفته است در شبکه نسیم حال خوب، حالی است که انسان را هم از جهت معنوی ارتقا می‌دهد و هم حس شیرین نشاط را در او ایجاد می‌کند. آیا این جهش به ما کمک خواهد کرد که بتوانیم به الگوسازی های موثر بر اساس یک نگاه سازنده و اسلامی و متناسب با هویت تاریخی خود دست پیدا کنیم و به همان حال خوبی که شبکه در سیاست های خود دنبال  آن است دست پیدا کنیم. یا اینکه این جهش ما را به جایی خواهد رساند که پیش از  آن نرفته ایم. در چنین صورتی باید لا اقل بدانیم که به کدام سمت می رویم.

 

توفیق شبکه  نسیم از قدرت خود عبارت «نشاط» می امد؛ حتی خود این واژه نیز حاوی قدرتی رسانه ای است.

 

اهمیت خنده در جهان امروز

 کسی در این تردید ندارد که ما به جهت برخی عادات فرهنگی نسبت به خنده، آدم های منعطفی نیستیم. اصولاً فرهنگ ما و احتمالا فرهنگ همه جوامع با آدم های جدی میانه بهتری دارد. در فرهنگ امریکا نیز که خواسته یا نا خواسته فرهنگ امروز غالب جهانی است آدم های خند رو و شاد بر پرده سینما محصول دو دهه اخیر است. تصوری که ما از سینمای امریکا در قرن بیستم داریم تصویر آدمهای جدی است.

امروزه شاد بودن و بشاش بودن به یک آرمان و یک هدف در عرصه فرهنگ تبدیل شده است.در واقع زندگی امروز را می توان به دو قطب استرس و خنده تقسیم کرد. به نظر می رسد که تاکید بیش از حد بر خنده در دنیای امروز به خاطر وجه مقابل  آن یعنی استرس باشد. شکل زندگی امروز به گونه ای استرس را در دل خود نهادینه کرده است. فرهنگ امروز حاصل تاکید بر اصل موفقیت و پیشرفت است. تحول کنونی تمدن بشر درطی یک بازه دویست ساله در غرب، به خاطر تاکیدی بود که مفهوم مدرنیته بر مقوله پیشرفت داشت. هرچه بشر بیشتر کار می کرد چرخ های تمدن سریعتر می چرخید. اما چگونه انسان می تواند به سمت کار بیشتر و بیشتر حرکت کند؟ از همین روست که عنصر رقابت در نظام اجتماعی امروز نقشی کلیدی دارد. تک تک لحظات عمر ما یک مزایده و مناقصه عمومی است. از همین روست که استرس هم بخشی از زندگی هر روزه ماست.

 

با راه اندازی برنامه خندوانه خیلی زود مشخض شد که شبکه نسیم می تواند یکی از قدرتمندترین شبکه های سیما باشد

 

همه این اتفاقات وقتی رخ می داد که بشر به جای جستجوی ارمان خودش در جایی فراسوی ماده یا لاهوت توجهش را معطوف به همین جهان مادی ناسوتی می کرد. با کمرنگ تر شدن نقش روح در زندگی جسم اهمیت بیشتری می یافت و مهمترین دشمن جسم و سلامت جسمی طبق گفته اغلب صاحب نظرانی که انها را در حال گفتگو در همه جا می بنیم، استرس است. استرس و نگرانی و اضطراب مهمترین دشمن سلامتی جسمی ماست. اما این استرس به شکلی ساختار مند و با حمایت کل نظام اقتصادی و اجتماعی به وجود می اید. همین که آدمی در چهارچوب روابط اداری، اقتصادی و سیاسی دنیای مدرن قرار می گیرد استرس نیز به همراه  آن خواهد امد. این نظام گسترده و وسیع تنها محدود به محیط کار نیست. ما همه در یک نظام فراگیر دلالت ها و پیام های اجتماعی زندگی می کنیم که تا خلوت ما نیز ادامه دارد.  این نظام گسترده همواره ما را به فراتر رفتن از حد و اندازه ما دعوت می کند؛ فراتر رفتن در سطح درامد ، سطح دانش ، سطح زندگی ، افزایش سطح و کوشش برای ارتقای طبقاتی. خواسته ای است که همیشه با استمرار از سوی این نظام به ما اعمال می شود. البته کشور ما در دودهه اخیر وارد این گردونه غریب شد. اگرچه با آغاز مدرنیته در ایران یعنی در اواخر دوره قاجار این روند و شکل زندگی در ایران و به اصطلاح در کل جوامع شرقی به وجود امد اما تا فراگیر و همگانی شدن  آن زمان زیادی لازم بود. این روند در دوهه اخیر و یعنی از پایان جنگ و اغاز روند سازندگی شتابی بیشتر به خود گرفت. این رشد شتابان در نحوه عملکرد این سیستم و ساختار اجتماعی تاثیر محسوسی داشت و به  آن شدت بیشتری بخشید. بی گمان تحمل این همه استرس برای انسان شدنی نبود. از همین رو بود که روزهای تعطیل اهمیت بیشتری پیدا کرد و از همین جا بود که خنده به یک اولویت تبدیل شد. و از همین جا بود که رامبد جوان با خنده های بلند و بی دلیلش از یک بازیگر نسبتاً خوب به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد. همه آنها به خاطر نیاز استراتژیک ما به خنده بود. خنده در این معنی فرصتی است که بدن استرس را از خود دور می کرد. بیشتر از انکه اهمیت اجتماعی خنده و لبخند مهم باشد این کارکرد پزشکی خنده بود که اهمیت داشت. خنده یک درمان بود. اصالتش نه از خود خنده که بر آمده از یک نفی ساختار استرس زای اجتماعی بود. این خنده به معنای واقعی یک خنده هیستریک بود برای انکه فرد را از تشنج و گرفتاری زندگی دور کند. هرچه صدای خنده بلند تر و از ته دل باشد این خنده کاراتر می شد. یکی از چندین تحقیق علمی صورت گرفته در این مورد چنین می گوید:

«براساس تحقیقات انجام شده در دانشگاه آکسفورد وقتی افراد می‌خندند درد کمتری حس می‌کنند. این احتمال وجود دارد که یک ماده شیمیایی که بر اثر این خنده در بدن ترشح می‌‌شود مانند یک مسکن طبیعی عمل می‌کند»

خنده بدون دلیل هر روز طرفداران بیشتری پیدا می کند. اگر کمی دقت بکنیم در می یابیم که تا حدی این همان تم و محتوایی است که بر اساس  آن برنامه خندوانه بنا شده است.

 

کسی در این تردید ندارد که ما به جهت برخی عادات فرهنگی نسبت به خنده، آدم های منعطفی نیستیم.

 نا گفته پیدا است که این خنده با  آن شادی و بهجتی که در فرهنگ دینی ما امده است از حیث ساختاری متفاوت است. برای مرور بر نحوه نگاه فرهنگ دینی به مقوله خنده من از مقاله ای که در سایت پژوهه امده است استفاده میکنم.

انواع خنده در اسلام

خنده ممدوح

 در اسلام تبسم کردن، خنده ممدوح و مستحب است. تبسم در بعضی از موارد استحباب زیادی دارد: «كسى كه بر چهره برادر مؤمنش تبسّم بزند خدا برايش حسنه مى‏نويسد و كسى كه خدا برايش حسنه بنويسد او را عذاب نخواهد كرد.» حار الأنوار ، ج‏71، ص: 298

در روایتی آمده است: پيامبر(ص) از همه مردم لبخندش بيشتر و خوش خلق تر بود مگر آيه قرآنى نازل مى‏شد و به ياد قيامت مى‏افتاد و يا مشغول موعظه مى‏شد و چون مسرور و خشنود بود، از همه مردم خشنودتر بود.

 

امروزه شاد بودن و بشاش بودن به یک آرمان و یک هدف در عرصه فرهنگ تبدیل شده است.در واقع زندگی امروز را می توان به دو قطب استرس و خنده تقسیم کرد.

خنده مباح

 خنده ای است که از حد تبسم تجاوز کند و به حد قهقهه نرسد. البته به شرط اینکه گناهی در این کار نباشد.

معمر بن خلاد می­گويد: از امام رضا(ع) سئوال کردم اگر انسان در اجتماعى بنشيند بعد سخنى به ميان بیايد و با هم شوخی كنند و بخندند آیا این کار اشکال دارد؟ حضرت فرمود: اشکالی ندارد، اگر چيزى نباشد. معمر بن خلاد می گويد: من تصور كردم كه منظور  آن حضرت از اینکه فرمودند اگر چيزى نباشد، این بود که فحش و متلك نباشد. الكافي ، ج‏2، ص: 663

یعنی اگر افرادی دور هم جمع شوند و برای سرگرمی و گذران وقت و شاد بودن حرفهایی را بزنند که باعث خنده افراد حاضر در مجلس بشود اشکالی ندارد به شرط اینکه در حرفهای آنها گناهانی مثل تمسخر و غیبت و... نباشد امام باقر(ع) نیز می­فرماید: «خداى عز و جل  آن كس كه ميان جمعى شوخى و خوشمزه‏گى كند دوستش دارد در صورتى كه فحشى نباشد.» الكافي ، ج‏2، ص: 663

اگر مجلس خنده تنها برای وقت گذرانی و لهو و لعب باشد مباح است ولی اگر برای ادخال سرور مومنین باشد مستحب است.

شاهد بر این کلام، روایتی است از حضرت صادق(ع) که به يونس شيبانى فرمود: شوخى شما با يكديگر چگونه است؟ گفت: كم است. فرمود چرا شوخى نمي­كنيد كه شوخى، نشانه خوش اخلاقى است و باعث شادی دل مومن می شود. پيغمبر(ص) با مردم شوخى مي­كرد براى آنكه آنان را خوشحال كند.

 

خنده بدون دلیل هر روز طرفداران بیشتری پیدا می کند. اگر کمی دقت بکنیم در می یابیم که تا حدی این همان تم و محتوایی است که بر اساس  آن برنامه خندوانه بنا شده است.

خنده مذموم

قهقهه و با صدای بلند خندیدن است و دیگر خنده ای که بدون تعجب باشد.یعنی اینکه انسان بی جهت و بدون اینکه مسئله تعجب آوری برایش رخ بدهد بخندد که در بعضی از روایات این کار را نشانه نادانی معرفی کرده است و هچنین خنده ای که ناشی ازگناه باشد.

در واقع اسلام اصولا نگاهی مثبت به خنده دارد اما دو نوع از خنده را نمی پسندد و حتی  آن را مضر به حال انسان میدهد. یکی قهقهه زدن و دیگر خنده بدون دلیل.

 

نوع خنده ای که در این برنامه ترویج می شود ریشه در مفهوم استرس دارد. در واقع این خنده تلاشی است برای فرار از استرس و از همین رو در دل این برنامه مفهوم و مضمون خنده بی دلیل هم وجود دارد.

مردم نیازمند خنده

نمی توان و نباید برنامه خندوانه را به خاطر خنداندن مردم سرزنش کرد. خنده به گفته قدما بر هر درد بی درمان دواست. بنده صلاحتی در مورد مباحث فقهی ندارم اما حتی خنده های بلند و قهقهه نیز که در اسلام  مذموم شمرده شده، فعل حرامی نیست. اما مشکل اصلی برنامه خندوانه که من  آن را نیز از سر ناچاری می دانم این است که نوع خنده ای که در این برنامه ترویج می شود ریشه در مفهوم استرس دارد. در واقع این خنده تلاشی است برای فرار از استرس و از همین رو در دل این برنامه مفهوم و مضمون خنده بی دلیل هم وجود دارد. اما حتی این خنده را هم شاید نباید معادل خنده بی دلیل که در اسلام مذموم شمرده شده دانست. به معنایی اینجا بر اساس یک تصمیم آگاهانه این عمل صورت می گیرد.

 

مفهوم خنده در برنامه خندوانه با بهجت و شادی متفاوت است .

 

اما این خنده دست جمعی و تلاش برای خنداندن به هر قیمتی – البته که این برنامه وارد شوخی های قومی و تمسخر نمی شود- ریشه در مفهوم خنده در جامعه شتابزده امروز دارد. همان جامعه ای که بی محابا به سمت مدرن شدن، صنعتی شدن، جهانی شدن و دیجتالیزه شدن پیش می رود. خنده های برنامه خندوانه تلاشی است برای فرار و فراموشی زندگی روزمره. در دل این خنده نوعی لودگی وجود دارد. این خنده با تفکر مناسبتی ندارد و هیچ تلاشی هم نمی کند که این مناسبت را به دست بیاورد. نباید مفهوم این خنده را با توصیه هایی که اسلام به شادی و شاد بودن کرده است اشتباه گرفت. این دو از اساس دو جنس متمایز هستند و به دو حیطه متفاوت از هم اشاره دارند.

 

این خنده اساسا متفاوت از مفهوم شادی و بهجتی است که نظام دینی در پی تاسیس  آن در نهاد بشر است. بهجت و سرور یک مومن به خاطر اطمینان او به جهان هستی و آفریننده  آن است.

 به نظر من تلاش های برنامه خندوانه برای خنداندن مردم هرگز نمی توانست موفق باشد اگر خود مردم مایل به خنده نبودند و بیشتر از انکه بتواند برنامه خندوانه را به ما معرفی کند، جامعه مخاطبان این برنامه و نحوه زیست و چالش های فکری آنها را معرفی می کند. جامعه ای که دوست دارد مانند یک نوجوان بخندد، بی بهانه شاد باشد و به چیزی فکر نکند. برای من بیش از انکه خود مجری برنامه و حرف ها و صحبت های رامبد جوان جالب باشد آدم هایی که در سکوی تماشاگران نشسته اند جالب است. آدمهایی از سنین مختلف از پیر و جوان و زن و مرد که همه برای خندیدن آمده اند و طبعاً دوست ندارند که دست خالی از این برنامه بیرون بروند.

اینجا خنده از حالت سرگرمی و شاد بودن خود دور شده وبه یک حالت فراموشی رسیده است- فراموشی و غفلت[1] یکی از موارد نفی شده در فرهنگ دینی است - این خنده اساسا متفاوت از مفهوم شادی و بهجتی است که نظام دینی در پی تاسیس  آن در نهاد بشر است. بهجت و سرور یک مومن به خاطر اطمینان او به جهان هستی و آفریننده  آن است. این مفهوم در عرفان اسلامی هم وجود دارد. خود واژه وجود در زبان فارسی دلالت بر وجد و سرور هستی دارد و همه این شادی برامده از تذکر و یاداوری است. شادی های ناگهانی و انفجاری مولانا را در دیوان غزلیات شمس به یادآورید که از درک شادی نهایی افرینش همان وجد و سرور خداوندی بوجود می امدند.

 اما خنده در برنامه خنداونه مبتنی بر فراموشی است. نمی توان در مورد استفاده بهینه از این خنده برای رساندن پیام های اخلاقی حساب ویژه ای باز کرد

گذشته از همه موارد بالا برنامه خندوانه از یک ایراد اصلی رنج می برد و  آن هم همین است که از این نیاز مخاطب به خنده برای خود یک دستاویز برای تداوم خود فراهم می اورد. به طولانی بودن و خسته کننده شدن خود فکر نمی کند. او می داند که مردم از سر ناچاری به آیتم های او خواهند خندید.

 

 

 



[1] . بسیاری از شیوه هایی که در دین حرام یا مذموم دانسته شده به جهت ایجاد غفلت و فراموشی انسان از حقایق خود و آخرت است مانند شراب، رقص های لهوی و حتی قمار. فراموشی حقیقت انسانی زمینه سلطه یابی بیش از حد آدمی بر طبیعت و حتی خود هم نوعانش می شود. غفلت همان چیزی است که ادمی را مستعد از خودبیگانگی و ماشینی شدن می کند.  این نوشته مدعی آن نیست که برنامه خندوانه در چنین مسیری گام بر می دارد اما همواره باید به یاد داشت که غفلت و فراموشی می تواند مستعد آسیب های بسیار باشد.









منبع:فیلم نوشتار

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS