دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ممنوعیت شکنجه

No image
ممنوعیت شکنجه

آزار و اذیت بدنی، اقرار، ادای شهادت، اتیان سوگند.

نویسنده : محسن نجف‌پور

هر نوع عملی که باعث درد یا رنج شدید گردد خواه به صورت فیزیکی یا ذهنی که به طور عمدی و به دستور یا به تحریک یکی از مقامات عمومی یا شخص خاصی، به منظور کسب اطلاعات یا اعتراف از فرد شکنجه شده یا دیگری را شکنجه گویند.

عناصر جرم شکنجه

عنصر مادی:

مرتکب: هر شخص حقیقی اعم از اینکه مأمور دولتی یا قضایی یا شخص عادی باشد البته قاضی که اجازه شکنجه می‌دهد مشمول این عنوان نیست.

موضوع مجرمانه: هر گونه آزار و اذیت بدنی و روحی که فرد را مجبور به اقرار یا شهادت طبق خواسته مرتکب نماید البته تحقق این جرم منوط به اقرار متهم نیست.

فعل مرتکب: عمل مثبت مادی فیزیکی است بنابراین با ترک فعل، شکنجه صورت نمی‌گیرد.

شکنجه موضوع ماده 578 قانون مجازات اسلامی شامل موردی هم که گرفتن اقرار در امور مدنی است هم می‌شود و اقرار اخذ شده توسط نیروی انتظامی فاقد ارزش و اعتبار است چون اولاً اقرار باید در نزد شخص قاضی و در محکمه باشد و ثانیاً شخص اقرارکننده باید دارای شرایطی باشد؛ همچون بلوغ – عقل – قصد- اختیار. پس اقرار و اتیان سوگند و ادای شهادت که تحت شکنجه و آزار و اذیت باشد فاقد ارزش و اعتبار قانونی خواهد بود.

عنصر معنوی

سوء نیت عام یا همان قصد فعل که مرتکب، قصد شکنجه و آزار و اذیت دارد با علم و اطلاع از جرم بودن این عمل.

عنصر قانونی:

طبق اصل 38 قانون اساسی: هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاعات ممنوع است اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است و متخلف از این اصل طبق قانون، مجازات می‌شود و طبق ماده 578 قانون مجازات آمده؛ هر یک از مستخدمین و مأمورین قضایی یا غیر قضایی دولتی برای اینکه متهمی را مجبور به اقرار کند و او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می‌گردد.

کنوانسیون‌های حقوق بشر در راستای ممنوعیت شکنجه مصوب 1975 و 1987. مجمع عمومی در نشست 30 خویش در تاریخ 9 دسامبر 1975 با قطعنامه شماره 3452، اعلامیه حمایت از تمام اشخاص در مقابل شکنجه... را صادر کرد این اعلامیه شامل 12 ماده می‌باشد. ماده 1- شکنجه را تعریف می‌کند و دیگر مفاد اعلامیه عبارتند از:

1- مخالف کرامت انسانی بودن شکنجه و محکومیت آن به سبب انکار اهداف منشور ملل متحد به عنوان نقض حقوق بشر و آزادی‌های اساسی ذکر شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر.

2- مجاز نبودن دولت‌ها در روا داشتن یا تحمیل شکنجه در کشورهایشان و اینکه اوضاع و احوال استثنایی حاکم بر کشور از قبیل حالت جنگ یا تهدید به جنگ، عدم ثبات سیاسی داخلی یا هر نوع وضعیت اضطراری عمومی نمی‌تواند توجیه‌گر شکنجه و سایر رفتارهای ظالمانه غیرانسانی یا تحقیر کننده باشد.

3- درخواست از دولت‌ها برای اتخاذ تدابیر مؤثر برای جلوگیری از شکنجه درخواست از دولت‌ها برای جرم شمردن شکنجه در قوانین داخلی خویش.

4- حق شکایت برای افراد شکنجه شده، و لزوم رسیدگی بی‌طرفانه از سوی مقامات صلاحیتدار دولتی.

5- عدم اعتبار اظهارات مبتنی بر شکنجه و غیر قابل استناد بودن به آنها در دادرسی‌ها.

دو سال پس از صدور اعلامیه شکنجه یعنی در سال 1977 مجمع عمومی طی قطعنامه‌ای از کمسیون حقوق بشر درخواست کرد تا پیش‌نویس قرار دادی با عطف به مواد مندرج در اعلامیه شکنجه را فراهم آورد که خلاصه در سال 1987 این قطعنامه قوت قانونی گرفت که در قالب یک مقدمه و 33 ماده به تصویب رسید این کنوانسیون 1984 دارای دو نکته بارز از کنوانسیون قبلی می‌باشد:

نکته اول:

این کنوانسیون شکنجه را جرمی بین‌المللی اعلام کرد که چه در زمان صلح یا جنگ ارتکاب یابد.

نکته دوم:

به عنوان قاعده‌ای دارای صلاحیت جهانی در رابطه با هر شخصی مظنون به عمل شکنجه، قابل اعمال است به این صورت که او را می‌توان به کشور دیگر مسترد نمود یا مجازات نمود.

قانون احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی مصوب 15/2/1382، هر گونه شکنجه متهم، به منظور اخذ اقرار یا اجبار او به امور دیگری ممنوع بوده و اقرارهای اخذ شده بدین وسیله حجیت شرعی و قانونی نخواهد داشت.

مقاله

نویسنده محسن نجف‌پور
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS