دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

منازعه

No image
منازعه

منازعه، منازعه دسته جمعي، شركت در نزاع.

نویسنده : زکریا جهانگیری

گاه وقوع جنایت در شرایط خاص، علاوه بر مجازات معیّن، موجب کیفر تعزیری هم می‌گردد. منازعه با یکدیگر، شرایط و موقعیت خاصی است که وقوع جنایت در آن وضعیت، موجب تعزیر می‌باشد.[1]

منازعه در اصل نَزَعَ که مصدر باب مفاعله و برای تقابل و بین الاثنین مطرح می‌باشد یعنی همه شرکت کنندگان مرتکب زد و خورد بشوند حال اگر گروهی صرفاً مضروب واقع بشوند و عکس العملی از خودشان ندهند مشمول شرکت در نزاع دسته جمعی نخواهند بود. پس منازعه، زد و خورد عده‌ای [که حداقل باید 3 نفر باشند] با عده‌ای دیگر است که ممکن است فامیل یکدیگر باشند.

عنصر قانونی جرم منازعه

برابر ماده 615 قانون مجازات اسلامی: هرگاه عده‌ای با یکدیگر منازعه نمایند هر یک از شرکت کنندگان در نزاع، حسب مورد به مجازات زیر محکوم می‌شوند و...

عنصر مادی جرم منازعه

عنصر مادی منازعه، شرکت در نزاع دسته جمعی است یعنی اینکه عمل هر یک از شرکاء‌تأثیر در وقوع جرم داشته باشد و جزئی از جرم انجام گرفته باشد.

1- منازعه، درگیری جسمی است و نزاع لفظی را شامل نمی‌شود، و برای تحقق این جرم حضور بیش از 3 نفر ضروری است.

2- شرط تحقق شرکت در نزاع دسته جمعی، نامعلوم بودن نحوه و کیفیت فعل مجرمانه افراد حاضر در منازعه است؛ زیرا اگر بتوان مرتکب اصلی را شناخت با او در حدود مواد راجع به ضرب و جرح عمدی رفتار خواهد شد .

3- احراز رابطه علیت بین صدمه و منازعه، ضرورت دارد بطوری که اگر منازعه نبود صدمه‌ای هم وارد نمی‌شد.

لذا شامل صدمات حادث شده در حین فرار و بواسطه تصادف نمودن یا خوردن بر زمین نمی‌گردد.

4- تحقق جرم منازعه، به مداخله در واقعه درگیری و منازعه است هر چند خود مرتکب مبادرت به ایراد صدمه ننموده باشد. لذا صرف شرکت در نزاع و تحقق نتایجی مثل قتل، نقص عضو یا ضرب و جرح، موجب محکومیت هر یک از مرتکبان به کیفرهای مطروحه قانونی می‌باشد و ضرورتی ندارد که شرکت کننده در نزاع، خود نیز ضرب و جرحی وارد نموده باشد.

5- شخصیت مجنی علیه در نزاع دسته جمعی مهم نیست یعنی تفاوتی ندارد که مجنی علیه از جملۀ طرفهای درگیر باشد یا میانجی یا شخص ثالثی باشد. لذا لازم نیست مجنی علیه حتماً خودش از شرکت کنندگان در منازعه باشد.

6- چنانچه شرکت سه نفر یا بیشتر در منازعه منتهی به فوت یا ضرب و جرح، محرز ولی نوع ضرب و جرح وارده از ناحیه هر کدام شخصاً معلوم نباشد طبق مستفاد از ملاک مواد 212 و 215 و 265 قانون مجازات اسلامی، حکم به پرداخت دیه به نحو تساوی صادر می‌گردد.

عنصر معنوی منازعه

عنصر معنوی این جرم، سوء نیت عام است و تعمد در شرکت در منازعه لازم است.

مجازات جرم منازعه

برابر ماده 615 قانون مجازات اسلامی که مقرر می‌دارد؛ هر یک از شرکت کنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات زیر محکوم می‌شوند؛ 1- در صورتی که نزاع منتهی به قتل بشود به حبس از یک سال تا سه سال

2- در صورتی که منتهی به نقص عضو شود به حبس از 6 ماه تا سه سال.

3- در صورتی که منتهی به ضرب و جرح شود به حبس از سه ماه تا یک سال.

تبصره 2- مجازاتهای فوق مانع اجرای مقررات قصاص یا دیه حسب مورد نخواهد شد.

مقاله

نویسنده زکریا جهانگیری
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS