دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مهدی اخوان ثالث

No image
مهدی اخوان ثالث

كلمات كليدي : اخوان ثالث، ارغنون، زمستان، آخر شاهنامه، از اين اوستا، مهدي اخوان، راديو و تلويزيون، انقلاب ادبي نيما.

نویسنده : داریوش سعادتی لیلان و اعظم بابائی

مهدی اخوان در سال 1307هـ . ش. در مشهد متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر گذراند و در سال 1326هـ . ش. دوره هنرستان را در رشته آهنگری در مشهد به پایان برد و همانجا در همین رشته آغاز به کار کرد؛ سپس به تهران آمد آموزگار شد و در تهران و اطراف آن به تدریس پرداخت.

در سال 1329 ازدواج کرد و در سال 1333 برای بار چندم به اتهام سیاسی زندانی شد. پس از آزادی‌ از زندان در سال 1336 به کار در رادیو پرداخت و مدتی بعد به تلویزیون خوزستان منتقل شد.

وی در سال 1353 از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو و تلویزیون ملی ایران به کار پرداخت. در سال 1356 در دانشگاه‌های تهران ملی و تربیت معلم به تدریس شعر سامانی و معاصر روی آورد؛ در سال 1360بازنشسته شد.

در سال 1369 به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ 4 تا 7 آوریل برای نخستین‌بار به خارج رفت و سرانجام چند ماهی پس از بازگشت از سفر در شهریور ماه جان سپرد و در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد. از وی 4 فرزند به یادگار مانده است.

شیوه‌ی شعری اخوان:

اخوان ابتدا شعرهایی در قالب‌های سنتی، مثل قصیده، رباعی و... می‌سرود و از نظر زبانی احیاگر سبک فخیم و استوار خراسانی بود؛ کم‌کم در اثر آشنایی با نیما یوشیج، به سرودن شعر نو روی آورده و با درک انقلاب ادبی نیما، به تشریح تئوری افکار نیما در قالب مقالاتی پرداخت و خود یکی از وفادارترین شاگردان نیما محسوب می‌شود.

زبان شعر اخوان، بسیار غنی و فخیم و تقریباً بی‌نقص است. تسلط او بر زبان فارسی باعث شد که از عهد‌ه‌ی پیچ و خم‌ها و احیاناً سکت‌های زبانی که بعضاً در شعرا اتفاق می‌افتد، به موفقیت برآید.

اخوان، تعلق خاطر بسیاری به گذشته‌ی ایران- ایران باستان- دارد. او طرز فکر خاص خودش را دارد ولی در مجموع آنچه او را به گفتن شعر برمی‌انگیزد، مثل هر شاعر متعهد دیگر، دردها و رنج‌های مردم است. شعر اخوان انعکاس دهنده تحولات سیاسی و اجتماعی عصر اوست، به عنوان مثال، شعر معروف او «زمستان»، فضای استبدادی و خفه‌کننده‌ی بعد از کودتای 28 مرداد 1332 را به تصویر می‌کشد.

اخوان برخلاف نیما شاعری ناامید است. نیما وقتی از شب حرف می‌زند از سیاهی حاکم بر جامعه نگران است، به دمیدن صبحی – اگر چه دور – امیدوار است و همواره پی دریچه‌ای می‌‌‌گردد؛ اما، اخوان به دلیل علاقه زیاد به فرهنگ ایران باستان با تمام چشم‌اندازهای با شکوه آن، از وضعیت نابسامان ایران آن روز، ناراضی و یکسره از بهبود اوضاع ناامید است و در شعر او روحیه‌ی یاس اجتماعی به چشم می‌خورد.

در مجموع و در این مجال کم می‌توان گفت: اخوان ثالث در حیطه‌ی ساخت شعری، آنچه به عنوان علم شعر از آن یاد می‌شود، شاعری است موفق. سبک او، زبانش و فضای شعریش متعلق به خود اوست، بر ساخته با دستان او؛ و از نظر معنا، و محتوای شعری، شاعری است به شدت اجتماعی و پر تب و تاب.

از جمله آثار او عبارتند از:

ارغنون، زمستان، آخر شاهنامه، از این اوستا و... .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS