دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مهم‌ترین زیربناهای موفقیت

No image
مهم‌ترین زیربناهای موفقیت

اگر می‌خواهید با پیمودن مسیری به موفقیت دست پیدا کنید سعی کنید در ابتدا علایق شخصی خود را در نظر بگیرید. فردی را در نظر بگیرید که از نظر اکثر اطرافیان فردی موفق است اما خود فرد به کاری که می‌کند هیچ گونه علاقه‌ای نداشته باشد در این صورت میل به خوشبختی و احساس موفق بودن در آن فرد به صورت کامل ارضا نمی‌شود . هر فردی در زندگی شخصی و اجتماعی خود خواهان به دست آوردن موفقیت در تمامی‌مراحل زندگی است. اگر چه خیلی از افراد ممکن است روش‌هایی را برگزینند که میزان موفقیت شان کاهش یابد ولی آنچه برای هر انسان مهم می‌باشد پیمودن راه‌های کسب موفقیت و افزایش کارایی در شغل ، تحصیل ، درآمد و ... است. حال اگر راه‌های به دست آوردن موفقیت از زبان فرد آگاه بیان شود ، درصد خطایش به صفر می‌رسد و موفقیت با آن حتمی‌ می‌شود. موارد زیر از جمله مواردی است که امیرالمومنین در برخی از فرمایشات خود برای افزایش بهره وری و موفقیت در تمام امور به آن تأکید داشتند.

علاقه‌مندی شخصی

اگر می‌خواهید با پیمودن مسیری به موفقیت دست پیدا کنید سعی کنید در ابتدا علایق شخصی خود را در نظر بگیرید. فردی را در نظر بگیرید که از نظر اکثر اطرافیان فردی موفق می‌باشد اما خود فرد به کاری که می‌کند هیچ گونه علاقه ای نداشته باشد در این صورت میل به خوشبختی و احساس موفق بودن در آن فرد به صورت کامل ارضا نمی‌شود و همیشه آن فرد احساس می‌کند که گم شده ای در زندگی اش دارد و جای خالی چیزی را در زندگی احساس می‌کند . هم چنین اگرکسی به کاری علاقه نداشته باشد فهم و درک او هم در آن کار پایین می‌آید و انگیزه او برای موفقیت کامل در آن کار نیز به حد مطلوب خود نمی‌رسد.حضرت امیر دراین باره می‌فرمایند :« ان القلوب شهوه و اقبالا وادبارا فاتو‌ها من قبل شهوت‌ها و اقبالها فان القلوب اذ اکره عمی‌»[1]«بی گمان قلب‌ها دارای میل‌ها و روی کردن‌ها و پشت کردن‌هاست پس دل‌ها را به کار بگیرید از روی میل آنها و روی کردن آنها زیرا قلب اگر وادار شود به کاری که نمی‌خواهد کور گردد »بنابراین حضرت امیر مبتنی بر این عقیده بودند و هیچگاه کسی را مجبور به انجام کاری که خلاف میل و علاقه آنهاست نمی‌کردند «لیس لی ان احملکم علی ما تکرهون »[2]« من حق ندارم ( یا وظیفه ندارم یا نمی‌توانم ) شما را به کاری که میل ندارید وادار سازم »

اراده

طبعاً هرکسی در زندگی خود با مشکلات و گرفتاری‌هایی روبه‌رو می‌شود که موقعیت کاری و زندگی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد . هر انسانی باید مدیریت برخورد با مشکلات را آموخته باشد و این میسر نشود مگر با پشتوانه‌ای به نام اراده قوی در انجام امور. کسانی که عزم و اراده ای سست دارند از سختی‌ها فرار می‌کنند و کسانی که عزمشان محکم است مشکلات از آنها فرارمی‌کنند .حضرت امیر (ع) درباره رسول اکرم می‌فرمایند : «غیر ناکل عن قدم و لا راه فی عزم» [3]«حتی یک قدم به عقب برنگشت و اراده او سست نشد». کسانی که اراده قوی در انجام امور دارند گرفتاری‌ها و مشکلات زندگی را به فرصت تبدیل می‌کنند و از آن پلکانی می‌سازند تا برای پیشرفت خود از آن بالا بروند.هرگاه فرد خود را به خوبی بشناسد و با استعدادها و علاقه‌مندی‌های شخصی خود آشنا باشد ،زمینه ای را فراهم می‌کند تا این استعداد‌ها و علایق رشد کنند و از آنها در به دست آوردن موفقیت استفاده کند.حضرت امیر در سخنی ما را به شناخت از خود دعوت می‌کند «العالم من عرف قدره »[4] ؛ دانا کسی است که قدر و اندازه خود را بشناسد.

رعایت نظم و انضباط

نظم معنای روشنی دارد و نقطه مقابل هرج و مرج است. یکی از اصول مهم برای اجرای عدالت در امور رعایت نظم درکارهاست. اگر نظم را از زندگی افراد موفق و با استعداد حذف کنیم به رغم داشتن انواع توانایی‌ها و مهارت‌ها موفقیت و کارایی‌شان به طور چشمگیری کاهش پیدا می‌کند.حضرت امیر دراین‌باره می‌فرمایند : «وامض لکل یوم عمله فانه لکل یوم ما فیه»[5]«کار هر روز را در همان روز انجام بده زیرا هر روز کار مخصوص به خود دارد.» از دو کار باید پرهیز داشت؛ یکی پرهیز از عجله در امور قبل از فرارسیدن زمان انجام آن و دیگری پرهیز از سستی در انجام دادن اموری که وقت انجام آن فرارسیده است. « و ایاک و العجله بالاامور قبل اوانها او التسقیط فیها عند امکانها اواللجاجه فیها اذا تنکرت او الوهن عنها اذا استوضحت فضع کل امر موضعه وا وقع کل امر موقعه »[6]«پرهیز از شتاب کردن در کار پیش از رسیدن زمانش و سهل انگاری در آن وقتی که انجامش ممکن شده است و لجاجت و اصرار در آن هنگامی‌که ابهام انگیز باشد و سستی آن زمانی که اشکار شده است هر چیز را در جای خویش بنه و هر کار را در جایگاه مناسب خویش قرار بده »هم چنین حضرت امیر می‌فرمایند: «و لا تتکل امورک علی کسان»[7] «در کارهایت بر اشخاص سست و تنبل تکیه نکن »داشتن برنامه ریزی صحیح و دقیق نیز از نظم در امور ناشی می‌شود. اگر برنامه ریزی صحیحی برای تمام کارهایمان داشته باشیم از روی هم انبار شدن کارها جلوگیری می‌شود وگام موثری در رسیدن به موفقیت می‌باشد.

پندپذیری

هرانسانی عمری محدود دارد و برای بدست آوردن مهارت‌های لازم زندگی فرصت زیادی برای لمس کردن و آشنا شدن مستقیم با تمام موارد مورد نیاز و ضروری زندگی را ندارد بنابراین باید فرصت‌ها را غنیمت بشمارد و حتی‌المقدور از تجربه‌های دیگران استفاده کند و با به کاربستن تجربه‌های دیگران گام‌های سریع تری برای رسیدن به هدف و موفقیت درکارها بردارد .حضرت امیر در این باره می‌فرمایند:«و توخ منهم اهل التجربه »[8]؛ و برگزین از آنان کسانی که دارای تجربه اند.برای اهل تجربه دو احتمال وجود دارد یکی آنکه فرد تجربه لازم برای انجام امور را داشته باشد (مهارت‌های ابتدایی برای هرکاری را یاد بگیرد) و دوم آنکه روحیه کسب و تجربه داشته باشد وا ز تجربه‌های دیگران استفاده کند هم چنین استفاده از تجربه‌های دیگران و جلوگیری از نیرنگ و فریب خوردن را فراهم می‌کند :«من لم یجوب الامور خدع »[9] ؛ «آن کس که کارها را تجربه نکند نیرنگ می‌خورد ».

امید داشتن به خدا

اگر هر انسانی برای رسیدن به موفقیت نهایت تلاش خودرا به کارگیرد بازهم باید به خدا توکل کند و به او امید داشته باشد زیر ا تنها اوست که خیر بنده اش را می‌داند. در صورت توکل و امید به خدا با وجود تلاش بسیار اگر موفقیت حاصل نشد باید آن را مصلحت الهی بدانیم و مطمئن باشیم که در ان خیری بوده است و بازهم از تلاش خود کم نکنیم زیرا ممکن است در پس این موفقیت ظاهری موفقیتی بزرگ و پیروزمندانه در انتظارمان باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS