دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مهندسی فرهنگی

No image
مهندسی فرهنگی

فرهنگ، مهندسي فرهنگي، هويت، غرب، فرهنگ اسلامي، علوم سياسي

نویسنده : مرتضي اشرافي

با گسترش وسایل ارتباط جمعی و تبدیل شدن جهان به دهکده‌ای جهانی که اطلاعات و ارتباطات افراد جوامع مختلف در کوتاه‌ترین زمان ممکن امکان‌پذیر می‌شود، فرهنگ‌های جوامع نیز به‌همراه این تغییرات منتقل می‌گردند، در این میان برخی از فرهنگ‌ها، به‌واسطه‌ی قدرت قوی اقتصادی جوامع خود بر دیگر فرهنگ‌ها سلطه پیدا می‌کند، در بعد از انقلاب اسلامی، به فرهنگ مهاجم غربی‌، تهاجم فرهنگی و یا ناتوی فرهنگی غرب گفته شد.[1]

فرهنگ در واقع یک سیستم است که دارای اجزایی است. این اجزا در تعامل با یک‌دیگر می‌باشند. مهندسی فرهنگی یک کشور به‌معنی نظم‌دهی، جهت‌دهی، جهت‌یابی و انسجام مجموعه‌ دستگاه‌های کشور در جهت حفظ و حراست از فرهنگ آن کشور است. در فرآیند تحقق مهندسی فرهنگی، ابتدا باید فرهنگ هر جامعه‌ای را مورد باز‌خوانی و شناخت قرار داد. با مهندسی فرهنگی، آن فرهنگی که مطلوب است و باید مبنای شکل‌گیری محیط‌ زیست فرهنگی قرار گیرد، مشخص می‌شود.[2]

اهداف مهندسی فرهنگی

در مهندسی فرهنگی کشور این زمینه فراهم می‌شود که اولا مجموعه دستگاه‌های کشور در جهت تحقق اهداف فرهنگی منسجم باشد و در‌ ثانی اگر نیاز به تحول، پویایی و تغییر اهداف فرهنگی منسجم شوند، این کار نیز انجام شود تا مهندسی فرهنگی کشور شکل گرفته و کشور برای رسیدن به اهداف متعالی فرهنگی خود موفق گردد. مهندسی فرهنگی به بیان دیگر مهندسی سیستم فرهنگ است. سیستم‌ها را معمولا از ساده به پیچیده طبقه‌بندی می‌کنند. بنابراین در موضوع مهندسی فرهنگی باید:

1. فرهنگ آرمانی را مشخص کرد؛

2. فرهنگ موجود و ضعف‌های آن‌را شناخت. [3]

چهارچوب مهندسی فرهنگی

آیت الله خامنه‌ای برای روشن‌شدن مفهوم مهندسی فرهنگ و فرآیند آن می‌فرمایند: "یکی از مهم‌ترین تکالیف ما در درجه‌ی اول مهندسی فرهنگ کشور است. یعنی مشخص کنیم که فرهنگ ملی، فرهنگ عمومی در جامعه به‌وجود می‌آید، چگونه باید باشد، اشکالات و نواقص‌اش چیست؟ کندی‌ها و معارضاتش کجاست."[4]

بنابراین در یک سیستم مهندسی‌شده، نقش و وظیفه‌ی هر یک از اجزاء به خوبی مشخص شده و تعامل هر یک از عناصر و اجزاء با یک‌دیگر مشخص می‌باشد، به‌گونه‌ای که این سیستم، کارکرد لازم را داشته و به هدف خود دست‌یابد.[5]

ضرورت مهندسی فرهنگی

حیات هر جامعه‌ای به فرهنگ آن بستگی دارد. پس ملت‌ها وظیفه دارند که برای ادامه‌ی حیات انسانی و تکامل معنوی خویش‌، محیط زیست فرهنگی خود را مهندسی و مدیریت کرده و آن‌را از ضعف‌ها پاک سازند، هم‌چنین عناصر و مؤلفه‌های حیات‌بخش آن‌را تقویت نمایند و از نفوذ و ورود عناصر آلاینده و خسارت‌بخش فرهنگ دیگر، جلوگیری نمایند. بنابراین می‌توان گفت که مهندسی فرهنگی در هر کشوری، برای تحقق فرهنگ آرمانی و فرهنگ هدف می‌باشد. [6]

امکان‌پذیری مهندسی فرهنگی

ملت‌های مصرف‌کننده‌ی فرهنگ، به‌طور طبیعی تابع ملت‌های تولید‌کننده‌ی فرهنگ و الگوهای رفتاری آن‌ها هستند. اما وقتی به امکان مهندسی فرهنگی یک جامعه اشاره می‌کنیم، به‌یک‌معنا قبول کردیم که علاوه‌بر تصورات فردی، چیزی هم به نام تصورات اجتماعی وجود دارد، امکان مهندسی فرهنگی مبتنی‌ بر‌ آن است که بپذیریم شعورهای فردی ما وقتی به‌هم اتصال پیدا می‌کنند، در نتیجه‌ی تعامل و تقابل آن‌ها چیزی به‌نام شبکه‌ی شعور جمعی و یا وجدان ملی و هویت اجتماعی متولد می‌شد.[7]

مهندسی فرهنگی (راه‌کار‌ی برای مقابله با ناتوی فرهنگی)

با توجه به توضحاتی که در خصوص مهندسی فرهنگی بیان شد، در ادامه‌ی مباحث به ارائه‌ی راه‌کارهای مناسب برای مقابله با ناتوی فرهنگی غرب می‌پردازیم:

تهاجم متقابل فرهنگی:

همان‌گونه که آنها برای ترویج ارزش‌های خود از شیوه‌های تهاجمی استفاده می‌کنند، ما نیز بایستی اندیشمندانی داشته‌باشیم که بتوانند ارزش‌های اسلامی را در آثار هنری، علمی، ترویج کنند تا بتوانیم با استفاده از این وسایل‌، دیگران را تحت تأثیر قرار دهیم.[8]

برنامه‌ریزی فرهنگی:

برای مقابله با ناتوی فرهنگی شایسته است برنامه‌ریزی فرهنگی اصولی و اساسی با ویژگی‌های ذیل صورت گیرد، آینده‌نگری‌، جامعیت، تنوع‌پذیری‌، مصون‌سازی‌، دشمن‌ستیزی‌، شور‌آفرینی و نشاط‌انگیزی، هماهنگ‌سازی و اولویت پیشگیری بر درمان.[9]

احیای جلسات مذهبی و آموزش دینی:

در ناتوی فرهنگی تمامی مردم هدف هستند، از همین‌رو است که باید همه احساس مسؤلیت کنند و در یک آماده‌باش، سلاح به‌‌دست بگیرند، که در مقابل هجوم فرهنگی، بهترین و کاربردی‌ترین سلاح‌، سلاح علم است، در تهاجمات فرهنگی همگان بایستی آموزش دینی ببینند و خودشان را مجهز کنند.[10]

ولایت فقیه محوریت وحدت:

در نظام اسلامی ما که بر محور ولایت فقیه شکل گرفته و کلیه‌ی فعالیت‌ها در چهارچوب این نظام، مشروعیت خود را از ولی امر مسلمین کسب می‌کنند، مقابله با ناتوی فرهنگی و ایجاد اتحاد و وفاق اجتماعی نیز از این چشمه‌ی جوشان سیراب می‌گردد. و بالندگی و شکوه امت اسلامی که در پرتو هدایت‌های والای ولایت دین به انسجام و وفاق همه‌جانبه دست می‌یابد از برکت‌های این محوریت است و سخن ولی فقیه در این نظام "فصل‌الخطاب " و کلامش"جوامع‌الکلام" است.

آگاه‌کردن مردم از اهداف فرهنگ‌سازان غربی:

آن‌چه می‌توان در این مورد بیان داشت این است که هدف از ناتوی فرهنگی، سلطه‌ی ارزش‌های غربی بر فرهنگ و روح ارزشی کشورهاست و در کشور ما به منزله‌ی سلطه‌ی بی‌دینی و سایر ارزش‌های مخرب غربی به‌جای ارزش‌های والای شیعی است.[11]

ضرورت تقویت حرکت فرهنگی همراه با توسعه‌ی اقتصادی:

با ورود به عرصه‌ی جهانی‌شدن و نیازهای مبرم کشورها به ایجاد روابط اقتصادی، آزاد‌سازی ورود کالاهای خارجی و برداشتن محدودیت‌هایی که شاید در‌ طی مدتی بوده، دیگر نمی‌توان همانند قبل، نسبت به کالاهای وارداتی محدودیت‌هایی قائل بود، اما با این حال باز هم امکان ورود اجناسی به صورت قاچاق‌، آن‌هم اجناسی که با فرهنگ و هویت ملی‌شیعی ما ناسازگار هستند وجود دارد، چرا که در جامعه شاهد افزایش روز‌افزون این‌گونه کالاها هستیم‌. آنچه می‌توان در این‌جا جهت راه‌کاری برای مقابله مطرح نمود، محدود کردن نیست بلکه ایجاد راه‌هایی جهت تقویت روحیه‌ی مقاومت در مردم و هم‌چنین تقویت حرکت‌های فرهنگی به‌همراه سعی و تلاش مسؤلین در جهت توسعه‌ی اقتصادی می‌باشد.

بنابراین امروزه دیگر محدودیت‌هایی گذشته را نمی‌توان اعمال و اجرا نمود، چرا‌که اکنون دنیا بسان دهکده‌ای کوچک تلقی می‌شود و ارتباطات آن‌چنان گسترده شده، که به‌هر سو و به‌هر طریقی، مردم تحت تأثیر توسعه و عوامل مربوط به آن قرار می‌گیرند، آن‌چه اهمیت دارد، بالا‌بردن باورهای مردم و ظرفیت ایشان در این مقولات است.[12]

تکیه بر هویت شیعی و ملی:

کسانی که بیشتر تحت تأثیر ناتوی فرهنگی قرار می‌گیرند، معمولا یا مبنای اعتقادی‌شان نسبت به آرمان‌های مذهبی سست و لرزان است یا مذهب آنها اقناع‌کننده‌ نیست، در این راستا، امام خمینی(ره) می‌فرمایند: "ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست‌ها و آمریکا و شوروی در تعقیب‌مان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مکتبی‌مان را لکه‌دار نمایند".[13]

بنابراین برای این‌که یک ملت هویت دینی‌، مذهبی و ملی خود را حفظ نماید، باید از رسوخ آثار مخرب فرهنگ غربی به هر طریق ممکن جلوگیری کرده و راه را برای اغنای هرچه بیشتر فرهنگ بومی هموار نمود.

آگاهی از تحولات سیاسی کشور و جهان:

شاید این مبحث و راه‌کار، بیشترین مخا‌طب را در میان جامعه داشته باشد‌، چر‌ا که افراد جامعه به‌واسطه‌ی خصوصیات این دوره‌ی زمانی، بیشتر از گذشته در معرض حوادث، توطئه‌ها و انحرافات ناشی از ناتوی فرهنگی قرار دارند. به‌همین خاطر، آگاهی سیاسی و داشتن قدرت تحلیل و شناخت از اوضاع و مسایل سیاسی برای همه ضرورت دارد.[14] آیت‌الله‌ خامنه‌ای در این راستا می‌فرمایند: آگاهی سیاسی کسب کنید و نسبت به آن‌چه که می‌گذرد‌، هوشیار باشید."[15]

جمع‌بندی

اولین قدم اساسی برای مقابله با ناتوی فرهنگی این است که فرهنگ دینی به زبان امروزی و متناسب با نیازهای اساسی امروزی‌، هم برای افراد جامعه درونی شود و هم در قالب مقررات و قوانین و هنجارهای اجتماعی، جزء ارزش‌های مسلط جامعه گردد، به عبارت دیگر ظرف فرد و جامعه را خالی نگذاریم که این امر با توجه به قدرت فرهنگی غرب، بسیار مشکل می‌باشد. قدم دوم این است که اگر گروهی اجتماعی یا فرهنگی‌، به مبارزه با مظروف ارائه شده برخاست، با آن به‌درستی مقابله کنیم، اما مادامی که قدم اول را بر نداشته‌ایم‌، قدم دوم مصداق پیدا نمی‌کند. پس نه ناتوی فرهنگی یک امر بسیط است و نه مقابله‌ی با آن؛ مهاجمان فرهنگی با تکیه بر زمینه‌های موجود اقدام می‌کنند، و برای مقابله با آن نیز‌، باید به اصلاح زمینه‌ها پرداخت، ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم از هجوم دشمن ممانعت به‌عمل آوریم، اما می‌توانیم تدابیری اندیشیده و اقداماتی انجام دهیم که تأثیر این هجوم کمتر شود.

به‌هر‌حال بحث از مهندسی کشور یکی از وظایف درجه‌ی اول نظام اسلامی است که می‌بایست بلافاصله پس از تأسیس نظام جمهوری اسلامی به آن اقدام می‌کردند و عملیاتی‌کردن آن‌را وجه‌ی همت خودشان قرار می‌دادند، اگر‌چه عمل‌نشدن این امر مهم، می‌تواند عوامل مختلفی داشته باشد، و تنها یکی از مقصران را می‌توان کوتاهی متصدیان امور فرهنگی نام برد، که البته این امر فقط به متصدیان فرهنگ مربوط نشده بلکه تمام اقشار جامعه را شامل می‌شود، بحث مهندسی فرهنگی کشور در سطح پائین‌تر آن، مهندسی فرهنگی سازمان‌هاست به عبارت دیگر تمامی ارگان‌ها چه دولتی و چه غیر دولتی مورد هدف نانوی فرهنگی هستند و در مقابل نیز این نهادها هستند که در کنار اقشار مختلف جامعه بایستی به پاسداری از روش‌های اصیل شیعی ایرانی خود همت گمارند.

مقاله

نویسنده مرتضي اشرافي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب هویت دینی و آموزه های چالش  برانگیز معاصر

کتاب هویت دینی و آموزه های چالش برانگیز معاصر

این کتاب به مفهوم شناسی هویت و هویت دینی می پردازد و راهکارهای بیان شده با چگونگی اجرای رسالت مهم نظام تعلیم و تربیت در حوزه پرورش و تقویت روندهای هویت‌پذیری دینی جوانان هماهنگ هستند.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS