دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

موج نو

No image
موج نو

كلمات كليدي : موج نو، حجم، احمدرضا احمدي، نيما يوشيج، شعر فارسي، شعر سنتي، حجم گرايي.

موج نو، طرح ‌نویی بود که در شعر فارسی دهه چهل در انداخته شد و چیزی نگذشته بود که فوجی از شاعران جوان بدان پیوستند و آن را به جریان غالب دهه چهل تبدیل کردند. (حسین‌پور؛ 1384: 330)

در کنار حرکت حساب شده نیما یوشیج برای تحول شعر فارسی، حرکت تندروانه و نسنجیده‌ای از طرف بعضی از شاعران صورت می‌گرفت که ویژگی همه آنان گسست کامل از میراث و موازین شعر سنتی و تقلید خام و بدون تفکر از شعر مدرن غرب بود؛ از جمله این افراد «تندرکیا» بود با انتشار بیانیه‌ای با عنوان «جنبش ادبی شاهین» به تصور خود به حیات شعر سنتی فارسی خاتمه دارد. او اشعار منثور خود را «شاهین» نام نهاد و خود را مبدع شیوه تازه‌ای در شعر فارسی معرفی کرد. علی شیراز (شین. پرتو) نیز پس از بازگشت از فرانسه مجموعه‌هایی نظیر سمندر، دختر دریا و... را تحت تأثیر اشعار سپید فرانسوی سرود. تلاش جدی‌تر را در این راه هوشنگ ایرانی از خود نشان داد. او که با شعر منثور اروپا آشنا بود، مجموعه‌هایی چون (بنفش تند بر خاکستری) «شعله‌ای پرده را گرفت و ابلیس به درون آمد» و ... را چاپ کرد. از جمله شعری از او با عنوان «کبود» تعجب و تمسخر شاعران را برانگیخت و با اصطلاح «جیغ بنفش» در بین مردم رایج شد. (همان:‌297)

در سال 41 کتاب «طرح» احمدرضا احمدی منتشر شد و جریانی که از دیرباز با هوشنگ ایرانی و... آغاز شده بود، با نام «موج نو» در شعر فارسی تثبیت شد و جریان چشمگیری را به دنبال آورد. (محمدی؛ 1381: 18) این اشعار را ظاهراً «فریدون رهنما» با وام‌گرفتن از نام سینمای نو فرانسه - که آن روز‌ها در ایران طرفدارانی داشت – «موج نو» نام نهاد. «حسین‌پور؛ 1384: 300) این نوع شعر که نه به سنت‌های شعر کهن توجه داشت و نه به مبانی شعر نیمایی اعتنایی می‌کرد، راهی افراطی در پیش گرفته بود.

برخی مشخصات عمده شعر موج نو عبارتند از:

1- جدا بودن وظیفه روزمره زبان و کلمات از خود کلمات در شعر نو؛ بدین معنا که این نوع شعر رسالتی ندارد و کلمات لازم نیست بار معنایی خود را داشته باشند بلکه می‌توانند در شعر معنایی دیگر داشته باشند؛

2- ایجاد مناسبت جدید بین کلمات و اشیاء؛

3- ایجاد فضای ذهنی در کل شعر. (مهدی 1381: 18)

این نوع شعر هوادار نظریه «هنر برای هنر» بود و در جستجوی شعر ناب، اجتماع‌گرایی را کنار گذاشته، فردگرایی را جانشین آن ساخته بود و فرمالیسم (شکل‌گرایی) را بر محتواگرایی ترجیح می‌داد. در این جریان شعر سنت ستیز، شکل‌گرا، فردگرایانه و فارغ از هر قید و بند فکری و لفظ بود. شاعران موج نو از مکاتب اروپایی چون دادائیسم و سووفالیسم تقلید می‌کردند. (حسین‌پور؛ 1384: 292)

علاوه بر بی‌توجهی به مسائل اجتماعی و اخلاقی و به طور کل معنا، شیوه بیان و زبان شعر این گروه نیز مورد انتقاد است. «در شعر این گروه به جز حرف‌های عجیب و غریب و پیچیده و جز به معما، به فضایی نمی‌توان برخورد. گویی آغاز هر سطر، در بسته‌ای است که باز نشدنی است و اگر هم بازشدنی باشد به چنان کوره‌-راه جنگلی سردرگم و تودرتویی می‌رسد که مطلقاً پایان ندارد و اگر هم داشته باشد نفس را بند می‌آورد و تازه وقتی به پایان آن نیز می‌رسیم، جز مشتی اشباح و اشیاء نامشخص و بی‌شکل چیزی در ذهن ما نمی‌ماند. این شاعران که بی‌هیچ تنفسی در فضای شعر فارسی ناگهان سربرآوردند و در عرض یکی دو سال به خیال خود بر مرحله‌ کمال رسیدند، شعری عرضه کردند که تا آن روز در این آب و خاک سابقه نداشت. اینان تصور کردند که هر چه کلام به سوی پیچیدگی رود و هر چه تعقیدات لفظی و معنوی با استعمال انواع اضافه‌ها زیادتر شود و حرف‌ها عجیب‌تر و غریب‌تر باشد، کمال و پختگی شعر بیشتر جلوه خواهد کرد.» (حقوقی؛ 1353: 35 – 34)

با این همه به نظر می‌رسد شاعران موج‌نویی از نمادهای تکراری و تقلیدی دهه سی خسته بودند (شاعران این دهه به دلیل حاکمیت جو سرکوب و سانسور مجبور بودند به لمبولیسم جامعه‌گرا روی آورند) و دنبال راه‌گشایشی بودند و شتابزده و بدون تفکر موج‌نو را برگزیدند و به تخریب شالوده‌های ظاهری و ساختاری و معنایی شعر سنتی پرداختند و البته تقلید از ادبیات غرب به ویژه فرانسه را در این میان نمی‌توان نادیده گرفت. (حسین‌پور؛ 1384: 294) از میان نمایندگان این نوع شعر می‌توان احمدرضا احمدی، بیژن الهی، اسماعیل نوری علا، یدا... رویایی و... اشاره کرد که از بین آنان احمدرضا احمدی تا حدود زیادی راه خود را از دیگران جدا کرده و نسبتاً به سبک شخصی دست یافته است.

جریان حجم‌گرایی

امروزه در محافل ادبی و کتب ادبیات از شعر حجم سخن گفته می‌شود، باید دانست که حجم‌گرایی جریانی جدید و جدا در شعر معاصر نیست بلکه شق و شکلی دیگر از موج نو و ادامه منطقی آن است. یدا... رویایی که مشهورترین چهره شعر حجم است، بر شاعران موج نو اعتراض می‌کند که چرا از اصول و فرم مشخصی پیروی نمی‌کنند؟ بنابراین در سال 1248 نخستین بیانیه شعر حجم گرا بر سر آن است که واقعیتی خلق کند ناب‌تر و شدیدتر از واقعیت روزانه و معمول؛ همچنین شعر حجم از دروغ ایدئولوژی و از چهره‌ی تعهد می‌گریزد و اگر مسئول است مسئول کار خویش و درون خویش است و به دنبال تعهدهای جهت داده شده نمی‌رود. حجم نیز چون موج، زبانی پیچیده و مبهم دارد و شاعران آن در ایجاد ابهام تعمد دارند؛ زیرا معتقدند شعر را برای خواص باید گفت، نه عوام. آنان از هنجارهای زبان می‌گریزند و به زبان نثر گرایش دارند. از چهره‌های برجسته حجم، یدا... رویایی، هوشنگ آزادی، احمدرضا چکه ‌نه‌ای، فریدون رهنما و... را می‌توان نام برد. (همان: 9 30 – 304 – 303 – 301)

نمونه‌هایی از شعر موج نو:

ناگهان پنجره‌ها با جعبه کبریت‌ها باز شدند

زمین‌چینی شکسته گردید

پرنده فلزی مرا بشکست و در کنارم بنشست

پرنده بر کنارم بر چهار چوب

سوسن روشنایی که در اتاق می‌گریخت، پرپر زد

شب در شیشه‌ها و لیوان‌ها به خواب رفت.

انتظار سکوت پرسه (احمد رضا احمدی)

دانستی که گل حقیقت آفتاب است

نه درخت

در آفتاب بنشستیم

تا گل کنیم. (احمدی)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS