دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

میلاد و زندگی جدید

آگاه باشید، که فاصله نگاههای مرگ بر شما کوتاه، و گویا چنگالهایش را در جان شما فرو برده است… (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
میلاد و زندگی جدید
میلاد و زندگی جدید

قال امیرالمؤمنین علیه السلام :

…واعلموا أنَّ ملاحظ المنیّة نحوکم دانیَة وکأنّکم بمخالبها وقد نشبت فیکم…

(نهج‌البلاغه، خطبه 204)

ترجمه :

آگاه باشید، که فاصله نگاههای مرگ بر شما کوتاه، و گویا چنگالهایش را در جان شما فرو برده است…

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

میلاد و زندگی جدید

ما دو مشکل داریم: اول این که واقعاً مرگ را فراموش کرده‌ایم. گویا اصلاً مخاطَب به رحلت نیستیم و بلندگوی مرگ با ما سخن نمی‌گوید! با این که مرتّب می‌بینیم روزانه عدّه‌ای به گورستان می‌روند، اصلاً خیال نمی‌کنیم که ما هم باید برویم. دوم این که خیال می‌کنیم مرگ رهایی از دنیاست؛ در حالی که مرگ، تنها رهایی از دنیا نیست، بلکه میلادی جدید و هجرتی نو است. انسان در جهان آخرت، زنده است و زنده نیاز به غذا و لباس دارد و غذا و لباس آن جا را باید در دنیا فراهم کرد و گرنه در آن جا لباس و غذایی کسب نمی‌شود. مشکل این است که در آن جا این نیازها هست، بازاری هم نیست و کالایی را به کسی عرضه نمی‌کنند. بنابراین، انسان باید همه چیز را به همراه خود ببرد. اگر مسافرت به سرزمینی باشد که چیزی در آن جا نیست، انسان عاقل با دست خالی به آن جا نمی‌رود. به هر تقدیر، اگر این دو مطلب را باور داشته باشیم، آنگاه می‌فهمیم امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) چرا موضوع مرگ و هجرت به آخرت و لزوم تجهیز برای رفتن را هر شب تکرار می‌کردند.

برخی می‌پندارند یاد مرگ عامل رکود است؛ در حالی که یاد مرگ عامل حرکت است و آن کس که به یاد مرگ است، تلاش و کوشش دارد؛ چون کارِ نافع برای جامعه انسانی عبادت است. در بعضی از نصوص آمده که ساعت بیکاری انسان از حالاتی است که مورد عنایت فرشته‌ها نیست. پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) فرمودند: در قیامت، اعمال انسان را به صورت بیست و چهار مخزن برای او می‌گشایند و او این مخازن را می‌بیند که بعضی خالی، بعضی پر از نور و سرور و بعضی تاریک و بدبو است: «انّه یفتح للعبد یوم القیامة علی کّل یوم من أیّام عمره أربعة وعشرون خزانة ‌عدد ساعات اللیل والنّهار‌ فخرانة یجدها مملوءة نوراً وسروراً... وهی الساعة الّتی أطاع فیها ربّه ثمّ یُفتح له خزانة أخری فیراها مظلمة منتنة مفزعة... وهی الساعة الّتی عصی فیها ربّه. ثمّ یفتح له خزانة أخری فیراها فارغة لیس فیها ما یسره ولا ما یسوؤه وهی الساعة الّتی نام فیها أو اشتغل فیها بشی‌ء من مباحات الدّنیا... »[1]. این بیست و چهار خزانه همان بیست و چهار ساعت شبانه‌روز است. در آن ساعتی که ما به عبادت و کار حلال، خدمت به نظام اسلامی و مردم و حلّ مشکلات آنان مشغولیم، مخزن پر از غذاهای شیرین، و ساعتی که به بطالت یا به گناه می‌گذرانیم پر از غذاهای سمّی است.

یاد مرگ، عامل حرکت است. چون توجّه به آن، احساس آدمی را بر تهیه زاد وتوشه برمی‌انگیزد. انسانی که به یاد معاد خود باشد، با کسب حلال، مشکل مردم را حلّ و مال پاکی فراهم و مقداری از آن را صرف خود و عایله می کند، و بقیّه را نیز در راه خدا، صرف می کند. در مقابل کسی که از جامعه منزوی و از خدمت به امّت شانه تهی کرده و پیوسته در کناری مشغول عبادت است، به یاد مرگ نیست و گرنه کار می‌کرد. انزوای از خلق و اشتغال به عبادت ظاهری در مراکز عبادی و بیکار بودن و روزی خود را از دست مردم گرفتن، فراموش کردن مرگ است.

اگر مرگ، خوب تفسیر شود ما از آن نمی‌ترسیم، ولی چون بُعد منفی مرگ برای ما معنا شده، می‌پنداریم که باید از مرگ ترسید؛ در حالی که چه ما بترسیم و چه نترسیم مرگ قطعی است. نه ترس ما از مرگ، آن را از ما دور و نه اشتیاق ما به آن، آن را به ما نزدیک می‌کند: ﴿هُوَ الَّذی خلقکُم من طینٍ ثمّ قضی أجَلاً وَأجلٌ مَسمًّی عنده﴾[2]، ﴿وما تَدری نفسٌ بِأی ارض تَموت﴾[3]؛ کسی نمی‌داند در چه زمین و یا در چه زمینه‌ای می‌میرد. پس چه بهتر که مشتاق مرگ باشیم و از آن نترسیم؛ زیرا امری یقینی است. امیرالمؤمنین )علیه‌السّلام) می‌فرماید: «واعلموا أنَّ ملاحظ المنیّة نحوکم دانیَة وکأنّکم بمخالبها وقد نشبت فیکم»[4]؛ گوشه چشم مرگ همیشه به طرف شما و چنگالهای آن بر شما اشراف دارد.

در تشییع جنازه فکر تشییع‌کنندگان فقط به «دنبال» جنازه است که چه افرادی در تشییع او، شرکت کرده‌اند؛ امّا میّت به فکر «جلو» جنازه است که چه تعداد فرشته به استقبال او می‌آیند. این هم از خیالاتِ دامنگیر بشر است که شخصیّتها و افراد مُعَنْوَن، برای تشییع جنازه بیایند و همین اوهام انسانها را گرفتار کرده است.

علی (علیه السّلام) می‌فرماید: هنگامی که کسی می‌میرد، مردم درباره او می‌گویند: چه بر جای گذاشته؟ ولی ملائکه می‌گویند: چه پیش فرستاده است. مقداری از مال خود را پیش خدا فرستید تا در پیشگاه خدا برایتان باقی بماند و همه را وامگذارید که پاسخ‌گویی قیامت را برای شما خواهد داشت: «إن المرء اذا هلک قال الناس: ما ترک؟ وقالت الملائکة ما قدّم؟ لله آباؤکم! فقدّموا بعضاً یکن لکم قرضاً، ولا تخلفوا کلاًّ فیکون فرضاً علیکم»[5].

مشکل ما این است که نمی‌دانیم بعد از مرگ، ارتباط ما از همه امور دنیا قطع می‌شود جز با عملی که پیش فرستادیم یا «باقیات الصالحات» که به یادگار گذاشتیم. باقیات صالحات عبارت است از فرزند صالحی که به فکر ما باشد، صدقات جاریه مانند «وقف» که خیر مالی آن به دیگران برگردد، کتاب خوبی که نفعش به همه برسد یا سنّت خوبی که در جایی از خود به یادگار بگذاریم که مردم به آن سنّت حسنه عمل کنند و خودشان فیض ببرند و ما هم مستفیض شویم، و بالاخره اثری سودمند، مادی یا معنوی که از ما به جا مانده باشد تا بر اساس آیه کریمه: ﴿وَنکتبُ ما قدّموا وآثارهم﴾[6] ثمره جاودانه آن عاید ما گردد.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 129-130-131
    پی نوشت:
  • [1] ـ بحار، ج 7، ص 262.
  • [2] ـ سوره انعام، آیه 2.
  • [3] ـ سوره لقمان، آیه 34.
  • [4]ـ نهج‌البلاغه، خطبه 204.
  • [5] ـ نهج‌البلاغه، خطبه 203.
  • [6] ـ سوره یس، آیه 12.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS