دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نادیده گرفتن ارزش های اخلاقی

از دیدگاه اسلام، استفاده از زینت و زیبایی اگر در حد اعتدال باشد نه تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه توصیه و سفارش نیز شده است،
نادیده گرفتن ارزش های اخلاقی
نادیده گرفتن ارزش های اخلاقی

در بیان پیامدهای تجمل‌گرایی

از دیدگاه اسلام، استفاده از زینت و زیبایی اگر در حد اعتدال باشد نه تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه توصیه و سفارش نیز شده است، ولی بسیاری از مردم در جریان زندگی، راه افراط را درپیش می‌گیرند، و به بهانه‌های گوناگون روبه تجمل گرایی می‌آورند، به همین خاطر قرآن کریم مسلمانان را از زیاده روی و اسراف و تجاوز از حد برحذر داشته و می‌فرماید:

«یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد وکلوا و اشربوا و لاتسرفوا انه لایحب المسرفین»

«ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد». ‌

تجمل گرایی آثار منفی و مخربی برای خود فرد و نیز جامعه به همراه دارد همچون «طغیان و سرکشی» و «انحطاط اجتماعی» که در نوشتار قبل بدان اشاره شد. از دیگر آثار ویرانگر تجمل گرایی می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:‌

‌1- وابستگی اقتصادی

در دنیای امروز، اقتصاد و سرمایه، جایگاه خاص و ویژه‌ای را در عرصه‌های مختلف زندگی و معادلات بین المللی به خود اختصاص داده است؛ به گونه‌ای که اگر کشوری از لحاظ اقتصادی، استقلال داشته باشد، می‌تواند در عرصه‌های جهانی و بین المللی، با قوت و قدرت، وارد شود اگر هم طرح و برنامه‌ای داشته باشد، از سوی دیگران با احترام خاص مورد استقبال قرار می‌گیرد؛ ولی اگر از لحاظ اقتصادی ضعیف و وابسته باشد، طرح‌ها و برنامه‌هایش نیز خریدار نخواهد داشت. امام علی(ع) خطاب به فرزندش می‌فرماید:

«انسانی را که طالب معیشت خود است ملامت مکن؛ زیرا در فقر و تنگدستی، خطاهای او زیاد می‌شود. ای فرزندم! فقیر، حقیر است، سخن او شنیده نمی شود و مقام او شناخته نمی گردد. فقیر اگر راستگو باشد، دروغگویش خوانند و اگر زاهد باشد و پرهیزگار، او را نادان گویند...».

از جمله پیامدهای تلخ و ناگوار تجمل‌گرایی، ضعف و وابستگی اقتصادی است. کشوری که مردم آن به تجمل‌گرایی روی آورده و بازار مصرفشان را بویژه لوازم گران قیمت خارجی، اشغال کرده، در واقع وابستگی اقتصادی شان را عملابا دست خود امضا کرده‌اند و باید بخش کلان سرمایه ملی‌شان، صرف واردات کالاها و لوازم مدل جدید کشورهای خارج شود و کارخانه‌های داخلی به خاطر نبود بازار مصرف، چاره ای جز تعطیلی نخواهند داشت. ‌

‌2- گسترش فحشا و منکرات

ورود در بازار رقابت تجمل گرایی، گناهانی چون: غرور، حسد، کینه توزی، شهوت پرستی و بی عفتی را به دنبال خواهد داشت. یک دسته به خاطر سرمایه و امکانات فراوان به شهوترانی پرداخته و به قول خودشان از هر چمنی گلی را بر می‌دارند و عده‌ای کثیر از انسانهای فقیر و بی‌بضاعت، به خاطر اینکه در بازار تجمل گرایی و رقابت از قافله رفاه طلب، عقب نمانند، شرف و حیثیت خویش را حراج نموده و به گناه و بی اخلاقی دچار می‌گردند. قرآن کریم می‌فرماید:

«اعلموا انما الحیاه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد... و ما الحیاه الدنیا الامتاع الغرور»

«بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و تجمل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است... و دنیا جز متاع فریب نیست.»

کم نیستند انسان‌هایی که در این بازار غرور و نیرنگ در دام وسوسه‌های شیطانی افتاده، ارزش و هویت انسانی خویش را از دست می‌دهند؛ لذا حکیمان گفته‌اند:

«فساد با تجمل مقرون است و اغلب، دنبال آن می‌آید و تجمل هم دنبال فساد می‌آید»

3- پشت کردن به ارزش‌ها

از جمله آثار شوم تجمل‌گرایی، پشت کردن به ارزشها و امور معنوی و اخلاقی است. افراد و اشخاصی که شیفته و مجذوب ثروت و سرمایه می‌شوند، تمام توان و همت خود را صرف جمع آوری زرق و برق دنیا می‌کنند، در قاموس آنها، مفاهیم ارزشی مثل: زهد، تقوا، ساده زیستی، انفاق، ایثار و... هیچ جایگاهی نخواهد داشت. قرآن کریم می‌فرماید:

«الذین یستحبون الحیاه الدنیا علی الاخره و یصدون عن سبیل الله و یبغونها عوجا اولیک فی ضلال بعید»

«کسانی که زندگی دنیا را به آخرت، ترجیح می‌دهند و مردم را نیز از راه خدا منحرف می‌کنند و در پی آن هستند که برای سنت و دین خدا کجی ایجاد کنند، ضلالت برای آنان حتمی است»

وابستگی شدید به زرق و برق دنیا، انسان را برده و مطیع خود می‌سازد؛ زیرا انسان برای اینکه به زندگی خود، رونق و صفا بخشد، به تنعم و تجمل رو می‌آورد و به تدریج با امور و اشیایی که وسیله تنعم و تجمل و یا ابزار قوت و قدرت خویش قرار داده، خو گرفته و شیفته آن می‌شود و رشته‌هایی نامرئی او را خوار و ذلیل نموده و به زانو درمی آورد. در نتیجه خدا و آخرت را به کلی از یاد می‌برد:

«یعلمون ظاهرا من الحیاه الدنیا و هم عن الاخره هم غافلون»

«آنان تنها ظاهری از زندگی دنیا را می‌دانند و از آخرت بی خبرند»

پیامبر اکرم(ص) به ابن مسعود فرموده‌اند:

«ای ابن مسعود! پس از من، اقوامی می‌آیند که طعام‌های پاکیزه و رنگارنگ را می‌خورند... و خانه‌ها و کاخ هایی بنا می‌کنند و مساجد را به زیورآلات تزئین می‌کنند. تمام همت آنان برای دنیا است که به آن دل بسته و اعتماد کرده اند. شرف آنان به درهم‌ها و دینارهاست و تلاش شان برای شکم است. آنان بدترین بدها هستند که فتنه از آنان برمی خیزد و به خودشان بر می‌گردد».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS