دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نافله

No image
نافله

كلمات كليدي : نافله، نمازهاي يوميّه، مشروع، رواتب، فريضه

نویسنده : محمدحسين بيگدلو

نافله به کار مستحبی، کار نیکو، که بر انسان واجب نیست. اطلاق می شود. هم چنین به معنی نوه، غنیمت و عطاء نیز آمده است.[1]و در اصطلاح فقهاء: به نمازهای مستحبی در شرع مقدس اسلام نافله می گویند. بیشترین استعمال نافله در نمازهای مستحبّی است.[2]

معنای اصطلاحی نافله اخصّ است و فقط شامل نماز مستحبّی می شود. ولی معنای لغوی اعّم است. هم شامل نماز مستحبّی و هم شامل غنیمت و عطاء می شود. بین معنای لغوی و اصطلاحی عموم و خصوص من وجه است.

اهمیّت نافله

در دین اسلام تأکید فراوانی بر انجام نمازهای مستحبّی شده و ثوابهای فراوان برای آن منظور گردیده است. و در میان نمازهای مستحبّی نماز شب از فضیلت بیشتری برخوردار است. و در روایات رسیده از معصومین (ع) که نماز شب به خاطر عظمت شأن آن خداوند ثوابش را آشکار نکرده است.

روایات در مورد اهمیّت نافله فراوان از معصومین (ع) است که برای تبرّک چند نمونه ذکر می‌شود.

محمّد بن علی بن محبوب عن ابی عبدالله (ع):« إِیّاکم والکسل. إِنَّ رَبّکُم رحیمٌ یشکُر القلیل. إِنَّ الرَجُل لیصّلی رکعتین تطوّعاً یرید بِهما وجهُ اللهِ فیدخِله اللهُ بِهما الجَنّة»

امام صادق (ع) می‌فرمایند: بر شما باد دوری از تنبلی و کسلی! همانا پروردگار شما مهربان است. که چیز کم را سپاس و شکر می‌گوید. همانا مردی برای رضا و خشنودی خدا دو رکعت نماز مستحبّی بجا آورد خداوند به خاطر خواندن این دو رکعت مستحبّی او را داخل بهشت می‌کند.[3]

مشروعیت نافله

ادله متعدّدی بر مشروعیّت آن دلالت دارد. روایات موجود در مورد نمازهای نافله که در کتب حدیثی فراوان است که به چند نمونه از آن اشاره می‌شود.

1)بالاسناد عن فضیل بن یسار عن ابی عبدالله (ع) قال:

«الفریضةُ والنافلةُ احدی و خمسون رکعةً. منها رکعتان بعد العتدیةِ جالساً تعدّان برکعةٍ وهو قائمٌ الفریضةُ منها سبع عشرة رکعةً والنافلةُ اربعُ و ثلاثون رکعةً»[4]

«نمازهای واجب و نافله پنجاه و یک رکعت هستند. از نافله دو رکعت بعد از عشاء نشسته خوانده می‌شود و ایستاده بخواند یک رکعت محسوب می‌شود نمازهای واجب هفده رکعت می‌باشد. و نمازهای نافله سی و چهار رکعت می‌باشند».

2)خود پیامبر (ص) و معصومین (ع) که در تاریخ نقل شده است. نمازهای مستحبّی فراوان می‌خواندند و قول و فعل آنان برای ما حجّت است و این نافله خواندن آنان دلیل بر مشروعیّت نافله است.

محمد بن حسن از امام صادق (ع) نقل کرده‌اند. که امام فرمودند:

«حضرت علی (ع) در آخر عمرش در هر روز و شب هزار رکعت نماز می‌خواندند» [5]

نافله در باب صلاة دارای دو قسم می‌باشد. 1- نافله رواتب روزانه 2- نافله غیر رواتب. نافله رواتب روزانه: نافله‌های شبانه، در غیر روز جمعه سی‌وچهار رکعت می‌باشند؛ که هشت رکعت از آنها نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشاء و یازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح می‌باشد و چون دو رکعت نافله عشاء نشسته خوانده می‌شود یک رکعت حساب می‌شود. و در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر چهار رکعت اضافه می‌شود[6].

وقت نافله‌های شبانه روزی:

وقت نافله ظهر همان وقت نماز واجب ظهر است و پیش از نماز واجب ظهر خوانده می‌شود. وقت نافله عصر همان وقت نماز واجب عصر است. و پیش از نماز واجب عصر خوانده می‌شود. وقت نافله مغرب همان وقت نماز واجب مغرب است و بعد از نماز مغرب خوانده می‌شود. وقت نافله عشاء همان وقت نماز واجب عشاء است و بعد از نماز عشاء خوانده می‌شود. و نافله صبح پیش از نماز صبح خوانده می‌شود. وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح[7].

طریقه خواندن نافله:

نمازهای نافله مثل نماز صبح به صورت دو رکعتی خوانده می‌شوند همراه با تشهد و سلام.[8] و می‌توان آن را هم نشسته و هم ایستاده خواند. ولی بهتر است نماز گزار دو رکعت نافله نشسته را یک رکعت حساب کند. مثلاً کسی که می‌خواهد نافله ظهر را که هشت رکعت است نشسته بخواند شانزده رکعت بخواند.[9]

نافله غیر رواتب: که شمار آنها در کتابهای حدیثی و دعاء زیاد است. مثل نماز باران، نماز شکر، نماز زیارت، که مختص به وقت معینی نیستند.[10]نماز نافله: در مسافرتی که موجب قصر نماز می‌شود. مثل نافله نمازهای ظهر و عصر، ساقط می‌شود.[11]

مقاله

نویسنده محمدحسين بيگدلو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS