دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نسبت جنسی

نسبت جنسی
نسبت جنسی

كلمات كليدي : نسبت جنسي، ضريب تأنيث، دخترزايي، پسرزايي، جهان سوم، بهداشت، وراثت

نویسنده : انسيه ملكيان

نسبت (Proportion) در لغت به‌معنای سهم است و در اصطلاح کمیت نسبی یک عدد را به عدد دیگر نشان می‌دهد.[1] نسبت جنسی (Sex Ratio)، نیز یک اصطلاح جمعیت‌شناسی است که، عبارت است از تعداد مرد در برابر هر صد نفر زن، که برحسب سن و گروه‌های سنّی محاسبه می‌شود:

نسبت جنسی در بدو تولد

نسبت موالید پسر به موالید دختر نسبت جنسی در بدو تولد نامیده می‌شود:[2]

جمعیت از افراد جنس مرد و جنس زن تشکیل می‌شود. معمولا در هنگام تولد، نسبت موالید پسر به دختر مساوی 05/1 است. به این عبارت که در مقابل 100 تولد دختر، 105 تولد پسر وقوع می‌یابد. لیکن نسبت موالید دو جنس همیشه مساوی 05/1 نیست و تفاوت‌هایی در زمان و مکان از این لحاظ به چشم می‌خورد.

ضریب تأنیث یا نسبت دخترزایی

این شاخص از تقسیم موالید دختر بر تعداد کل موالید (دختر و پسر) به‌دست می‌آید؛ به‌بیان دیگر:

به‌جهت اینکه در بدو تولد، در مقابل هر 100 نفر نوزاد دختر، 105 نفر نوزاد پسر به‌دنیا می‌آید؛ بنابراین می‌توانیم احتمال دخترزایی یا ضریب تأنیث را این‌چنین محاسبه نماییم:‌[3]

از نسبت دخترزایی که یک ضریب ثابت است در محاسبات مربوط به باروری و به‌ویژه در محاسبه نرخ خالص و ناخالص تجدید نسل استفاده می‌نماییم.[4]

نسبت پسرزایی

نسبت پسرزایی برابر خواهد بود با:

جمع این دو نسبت با توجه به قانون آمار (جمع دو احتمال متضاد برابر واحد می‌باشد) مساوی یک خواهد بود یعنی:[5]

نسبت جنسی ویژه

نسبت جنسی را می‌توان جداگانه برای سنین و یا گروه‌های سنی مختلف محاسبه نمود که در این حالت موسوم به نسبت‌های جنسی ویژه می‌شوند.[6]

به این ترتیب که تعداد افراد مرد هر سن را به تعداد زنان همان سن یا گروه سنی تقسیم می‌نمایند. به این ترتیب نسبت جنسی کل جمعیّت مساوی حاصل تقسیم کل مردان به کل زنان جمعیت است.‌[7]

علل تغییر نسبت جنسی

بسیار جالب توجه است که تغییرات نسبت جنسی از هنگام تولد تا سنین آخر بررسی و عوامل مؤثر بر آن شناسایی شود. چون آگاهی بر این عوامل جمعیت‌شناس را یاری می‌کند که در تحلیل و بررسی کاهش یا افزایش نسبت جنسی یک منطقه و یا حتی در سنین مختلف، نگرشی جامع و دقیق داشته باشند.

با توجه به آنکه هنگام تولد، تعداد معینی پسر در مقابل 100 دختر به‌دنیا می‌آید (105) لذا تأثیر باروری زنان تا حدود زیادی در این مورد منتفی است. یعنی نمی‌توان گفت که در یک منطقه، نسبت جنسی به هنگام تولد به ۱۰۰ یا 110 می‌رسد چراکه گفتیم این نسبت در مناطق مختلف و حتی کشورهای گوناگون به حدود 105 بالغ می‌شود. پس عوامل مهم دیگر را باید در این خصوص دخیل دانست.[8]

بیش از هر عامل دیگری معمولا مرگ‌ومیر تأثیرات تعیین‌کننده‌ای بر روی شاخص نسبت جنسی دارد. مطالعات مختلف نشان داده است که در شرایط مساوی بنا به علل زیست‌شناختی و ... مقاومت زنان در مقابل بیماری‌ها و شداید زندگی بیشتر از مردان است. به‌همین دلیل طول عمر آن‌ها نیز به‌طور متوسط بیشتر از مردان است. در تحلیل این وضعیت می‌توان گفت که سطح بهداشت، نوع اشتغال و چگونگی باروری زنان از عوامل مهم در تغییرات مربوط به نسبت جنسی در جمعیت‌های بسته (جمعیّت‌های برکنار از مهاجرت) است. در سطوح بهداشت و طول عمر بالاتر، که معمولا با سطح باروری پایین‌تری نیز همراه است، احتمال بقای زنان و درنتیجه نسبت جنسی با بالا رفتن سن رو به کاهش می‌گذارد. در مقابل، در جمعیت‌هایی که باروری آن‌ها قوی‌تر و سطح بهداشت و طول عمر پایین‌تر باشد مرگ‌ومیرهای شدید دوران زایمان باعث کاهش تعداد زنان و درنتیجه افزایش نسبت جنسی می‌شوند.[9]

جنگ‌های بزرگ معمولا نسبت جنسی را به‌علت مرگ‌ومیر بیشتر و قابل ملاحظه مردان، پایین می‌آورد. همین‌طور جمعیت‌هایی که مردان سهم بیشتری از مهاجرین را به‌خود اختصاص می‌دهند از نسبت جنسی بالاتری برخوردارند.[10] تأثیر جنگ‌های بزرگ، بر نسبت جنسی نسل صدمه‌خورده را می‌توان طی دهه‌های بعد مشاهده نمود. به‌عنوان مثال، در آلمان غربی بر مبنای سرشماری سال ۱۹۴۶ نسبت جنسی در گروه سنی 39-20 ساله معادل 63 مرد در مقابل 100 زن بوده است.[11]

نسبت جنسی در کشورهای جهان سوم

بنا به‌گفته صمد کلانتری، نسبت جنسی در برخی از کشورهای جهان سوم حکایت از برتری عددی مردان در برابر زنان می‌نمایند. از نظر او، هرچند علل فزونی شمار مردان بر تعداد زنان را به‌طور قطعی و علمی نمی‌توان تفسیر نمود، ولی با این وجود، نکات زیر را در این زمینه می‌توان لحاظ کرد:

1) اولین موضوعی که به‌طور طبیعی به‌نظر می‌آید، این است که صحت و درستی ارقام و آمارهای موجود این قبیل کشورها را مورد شک و تردید قرار دهیم. زیرا در ممالکی که تعداد بی‌سوادان، رقم قابل ملاحظه‌ای را نشان می‌دهد و میزان روستانشینی نیز در سطحی بالاست، آمارهای مربوط به پدیده‌های جمعیتی، کنترل‌ناپذیر بوده و در پاره‌ای موارد مقرون به حقیقت نمی‌باشد.

2) در کشورهای فقیر که با مسئله گرسنگی مزمن، بی‌سوادی، بهداشت نامناسب و بسیاری از مشکلات دیگر مواجه‌اند، میزان مرگ‌ومیر زنان مخصوصاً در هنگام زایمان قابل ملاحظه است.

3) برخی عقیده دارند، تولد دختر یا پسر، جنبه موروثی دارد. بعضی نیز بر این باورند که اختلاف سنّی زیاد بین زن و شوهر، موجب بالا رفتن تعداد نوزادان پسر می‌گردد. یعنی هراندازه اختلاف سنی زن و شوهر زیاد باشد، نسبت پسرزایی به‌میزان قابل ملاحظه‌ای بالا خواهد رفت.[12]

 

مقاله

نویسنده انسيه ملكيان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS