دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نسبیت گرایی توصیفی

یکی از مهمترین مباحث فلسفه اخلاق که پیامدهای عملی فوق العاده مهمی برای افراد و جوامع دارد، این است که آیا احکام و ارزشهای اخلاقی مطلقند یا نسبی.
نسبیت گرایی توصیفی
نسبیت گرایی توصیفی
نویسنده: حسین راضی

یکی از مهمترین مباحث فلسفه اخلاق که پیامدهای عملی فوق العاده مهمی برای افراد و جوامع دارد، این است که آیا احکام و ارزشهای اخلاقی مطلقند یا نسبی. به عبارت دیگر، آیا ارزشها، احکام و اصول اخلاقی، محصول عوامل اجتماعی، روانشناختی، فرهنگی و امثال آن هستند که با تفاوت و دگرگونی آن عوامل، آنها نیز متفاوت و دگرگون شوند؟ یا آنکه ارزشهای اخلاقی اموری ثابت و همیشگی بوده و تغییرات و مقتضیات زمانی و مکانی هیچ تاثیری در آنها ندارد؟ دلایل نسبیت گرایان اخلاقی چیست؟ خطای آنها در کجاست؟ از چه طریقی می توان مطلق بودن اصول و ارزشهای اخلاقی را اثبات کرد؟ و آیا همه احکام و ارزشهای اخلاقی مطلق اند و ثابت یا آنکه ارزشهای نسبی و متغیر نیز وجود دارد؟ ‌

به طور کلی می توان مهمترین انواع نسبیت گرایی اخلاقی را بدین شرح بیان کرد: نسبیت گرایی توصیفی، نسبیت گرایی فرا اخلاقی و نسبیت گرایی هنجاری.‌

نسبیت گرایی توصیفی:

تنوع اخلاقی ملل و جوامع گوناگون، پیوسته اذهان و افکار فیلسوفان را به خود مشغول داشته است. از زمان یونان باستان دائماً در اطراف این موضوع و لوازم آن بحث های فراوانی صورت گرفته است. برخورد یونانیان، با ملل و جوامع دیگر و آشنایی با اندیشه ها و ارزشهای اخلاقی آنان موجب شد که برخی از فیلسوفان آن عصر مانند پروتاگوراس انسان را میزان همه چیز دانسته و «زشت و زیبا» و «عدل و ظلم» را مبتنی بر آداب و رسوم انسانها بدانند. در قرن بیستم با گسترش روابط اجتماعی و بین المللی و توسعه دانشهای جامعه شناسی و مردم شناسی، شواهد روشنتر و جدی تری از تفاوت ارزشهای اخلاقی گروهها و جوامع مختلف به دست آمد. اسکیموها افراد سالخورده را در برف ها رها می کنند تا از گرسنگی جان دهند. برخی از قبایل دزدی را از لحاظ اخلاقی مجاز می شمارند. مردم یکی از قبایل جزایر مالانزی دوستی و همکاری با دیگران را زشت می دانند و ... این در حالی است که همه این کارها در جامعه ما از لحاظ اخلاقی محکوم و مذمومند. حتی وقتی رفتارهای اخلاقی یک جامعه را در طول زمان مطالعه می کنیم به وضوح اختلاف ارزشهای اخلاقی آنان را می بینیم. تا چند دهه پیش در برخی از کشورهای غربی اگر کسی با پیراهن آستین کوتاه در انظار عمومی ظاهر می شد، پلیس با او برخورد می کرد و این رفتار را خلاف اخلاق و امری زشت می شمردند. اما امروزه معیار ارزشی همان جامعه عوض شده و شخص می تواند به هر گونه ای که دوست داشته باشد در انظار ظاهر شود و هیچ کس عمل او را خلاف اخلاق نمی داند. بنابراین دانسته می شود که ارزشهای اخلاقی، علاوه بر اینکه نسبت به جوامع، گروه ها و افراد مختلف اند، در یک جامعه نیز نسبت به زمانهای مختلف، متفاوت و نسبی هستند. مدعای نسبیت گرایی توصیفی صرفا این نیست که «احکام اخلاقی افراد و جوامع مختلف، متفاوتند» بلکه مدعی است که احکام اخلاقی اصلی (و نه فقط فرعی) آنها متفاوت و حتی متعارضند. به عبارت دیگر مدعای نسبیت گرایی توصیفی آن است که ارزشها و اصول اخلاقی افراد به نحوی بنیادین با یکدیگر تعارض دارند.‌

مقاله

نویسنده حسین راضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS