دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظریه های هنجاری اخلاق محورند

No image
نظریه های هنجاری اخلاق محورند
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به جایگاه متفاوت اخلاق در نظریه‌های روابط بین‌الملل گفت: نظریه‌های هنجاری ارزشها و اصول اخلاقی را به صورت عناصر ضروری و مقوم خود به کار می‌برند و به بایدها و نبایدهای پدیده‌های بین المللی می‌پردازند.
به گزارش خبرنگار مهر، همایش علمی اخلاق و روابط بین‌الملل از دیروز دوشنبه 18 آبان ماه در دانشگاه تهران آغاز به کار کرد و در روز اول موضوعات اخلاق و مباحث نظری و مفهومی در روابط بین الملل، اخلاق و مباحث علمی و کاربردی در روابط بین الملل و ایران و اسلام را مورد بررسی قرار داد.
 دکتر دهقانی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در این همایش با اشاره به روابط گوناگون میان اخلاق و نظریه در روابط بین‌الملل، افزود: سه نوع رابطه بین نظریه های روابط بین الملل و اخلاق قابل تصور است: عدم توجه به ارزشها و موازین اخلاقی، توصیف ارزشهای اخلاقی بدون هرگونه تجویز رفتاری و عملی،  و به کارگیری ارزش ها و قواعد  اخلاقی به عنوان یک جزء مقوم نظریه.
وی افزود: بر این اساس، سه دسته نظریه در روابط بین الملل قابل شناسایی است. نخست، نظریه‌هایی که عاری از هرگونه ذکر ارزشهای اخلاقی هستند و تنها به توضیح عناصر و شرایط قابل مشاهده و رابطه بین آنها می پردازند. دوم، نظریه هایی که تنها نظام و ارزش های اخلاقی فردی و اجتماعی به عنوان واقعیتهای روابط بین الملل توصیف می کنند. این نظریه ها به داوری در مورد درستی و نادرستی ارزشها و اصول اخلاقی نمی پردازند.
وی خاطر نشان کرد: مورد سوم، نظریه هایی هستند که ارزش ها و اصول اخلاقی را به صورت عناصر ضروری و مقوم خود به کار می برند. نظریه های هنجاری یا ارزشی روابط بین الملل در این گروه قرار می گیرند. این نظریه ها به بایدها و نبایدهای پدیده‌های بین‌المللی می‌پردازند و روابط بین المللی را آن گونه که باید باشد، مورد توجه قرار می دهند.
"نقش اخلاق در نظریه‌پردازی سیاست خارجی" موضوع سخنرانی دکتر اسدالله اطهری عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تاکستان بود.
اطهری گفت: با بررسی تحول نظریه‌پردازی سیاست خارجی و نظریه پردازی در مورد رفتار خارجی دولتها، می‌توان دریافت که این نظریه پردازی ها با تکیه بر ذات انسان و ماهیت دولت، بیشتر حول محور عوامل خارجی کشورها، گفتمان های مسلط سیاسی، قدرت، ساختارها، نهادهای بین المللی، بین المللی گرایی و ... صورت می گیرد.
وی افزود:  گاهی اوقات پارادایم مسلط این است که دولت ها غیر از منافع ملی خود، هیچ تعهد اخلاقی و هنجاری دیگری ندارد. در برخی دیگر از این نظریه پردازی ها ممکن است حتی مسایل اخلاقی رد شود، اما دولت ها را مجبور به توجه به قدرت، ساختارها و ... می کند. لذا باید با توجه به ذات انسان و ماهیت دولت، اولویت اصول اخلاقی و اولویت نهادها بر منافع به عنوان نیروهای شکل دهنده روابط میان دولت ها تاکید کرد.
"بررسی مقایسه‌ای مفهوم صلح در دو وضعیت هژمونیک و پلورالیسم گفتمانهای ارزشی" عنوان سخنرانی دکتر جواد امام جمعه زاده بود.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان گفت: اخلاق در روابط بین‌الملل جز با مفهوم صلح وامنیت معنا پیدا نمی کند. تلاش جامعه جهانی در جهت تدوین میثاق ها، منشورها و اعلامیه هایی که بر اندیشه های اخلاق گرا استوار بوده نیز با هدف حفظ صلح بوده است.اما درتدوین اهداف دقیق و یا اجرای این میثاقها، منشورها  و اندیشه‌های اخلاق‌گرا وحدت نظر وجود ندارد.
وی خاطر نشان کرد: بزرگترین تفاوت دیدگاه در زمینه مفهوم صلح این است که نظریه‌های هژمون گرا نظم و صلح را در وجود یک یا چند ناظم و صالح برتر می دانند؛ در حالی که نظریه های قائل به پلورالیسم ارزشی، صلح و ثبات را در نهادینه شدن اصل تکثر و خودمختاری جستجو می کنند. نظم حاصل از برتری قدرت هژمون، سلطه ای را منجر می شود که ذاتاً غیراخلاقی است چرا که متضمن برتری طلبی یک یا چند هویت، فرهنگ و ارزشهای مربوط به آنها بر هویتها و فرهنگهای دیگر است.
وی افزود: این برتری طلبی منطقاً به مداخله جویی می‌انجامد که خود به عنوان یکی از مهمترین عوامل تزلزل صلح در بین کشورها مطرح می باشد. اما در پلورالیسم گفتمان های ارزشی، جایی که ارزش های ملی و قومی در متکثرترین حالت خود هستند، در یک نقطه به وحدت می گرایند و آن عبارت است از «به رسمیت شناختن ارزش های ناهمگون».
دکتر سید محمد کاظم سجادپور در این همایش موضوع اخلاق در نظریه‌های روابط بین‌الملل و نظریه‌های اخلاقی روابط بین‌الملل را مورد بررسی قرار داد.
وی با اشاره به تفاوت دیدگاه‌ها در مورد رابطه اخلاق و سیاست، گفت: در مورد رابطه اخلاق و سیاست، انگاره‌ها، برداشت‌ها و پیش فرضهای گوناگون و بعضا متضادی وجود دارد. برخی این دو پدیده را بدون ارتباط و برخی با ارتباط جدی و گروهی حدی میانه را دنبال می‌کنند.
وی تأکید کرد: یکی از زمینه‌هایی که می‌توان روشن کننده ماهیت رابطه اخلاق و سیاست باشد، سنجش نظریه‌های روابط بین‌الملل از زاویه دید مباحث اخلاقی است.
منبع:

 

Powered by TayaCMS

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS