دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظم و انضباط

No image
نظم و انضباط

نظم و انضباط

تمام کارهاى آیت الله فلسفى، با نظم و انضباط انجام مى شد. فرزندش مى گوید:

«یکى از صفات برجسته، نظم ایشان در انجام کارها بود. هیچ گاه بدون برنامه زندگى نکردند. مطالعه، خواب، عبادت و... هر کدام سر ساعت معین خود بود و ما را هم همیشه به خصوص در ایام تحصیل، به منظم بودن در کارها توصیه مى کردند. هر گاه ما با ایشان کارى داشتیم، مى دانستیم در این ساعت، مشغول چه کارى هستند. فقط پاسخ به مراجعان و تلفن ها بود که هیچ زمانى نداشت. من هیچ گاه به یاد ندارم کسى را هر چند بدون وقت قبلى مراجعه نموده بود، نپذیرند، حتى اگر زمان اوج کار یا زمان استراحت ایشان بود. حتى ساعت قبل از مراجعه ایشان به بیمارستان (روز قبل از فوت) با این که سکته کرده بودند و درد شدیدى داشتند و منتظر آمبولانس بودند، باز هم به یک مسئله شرعى پاسخ دادند.»[27]

برنامه روزانه

فرزند ایشان درباره برنامه روزانه ایشان مى گوید:

«برنامه روزانه ایشان این گونه بود که معمولاً دو ساعت قبل از اذان صبح بیدار مى شدند و مشغول عبادت و نماز بودند. پس از اذان صبح، به مسجدى که در کنار منزل بود مى رفتند. بعد از نماز، مشغول خواندن تعقیبات مى شدند تا آفتاب طلوع مى کرد. حتماً هر روز یک سیب ناشتا مى خوردند و بعد مشغول خواندن زیارت عاشورا مى شدند. موقع گفتن بعضى اذکار حدود سه ربع تا یک ساعت طول مى کشید. تابستان ها در حیاط و زمستان ها در زیر زمین خانه، پیاده روى مى کردند. بعد از یک نرمش مختصر و خوردن صبحانه، دقایقى قرآن مى خواندند و بعد از آن تا زمان درس حوزه، مشغول مطالعه مى شدند، سپس جهت تدریس از منزل خارج شده، اندکى قبل از ظهر، براى تجدید وضو و آماده شدن براى نماز ظهر به منزل باز مى گشتند. نماز را در مسجد شهدااقامه نموده، سپس ناهار را با خانواده میل مى کردند. پس از صرف ناهار، معمولاً حدود بیست تا سى دقیقه، افراد خانواده دور هم مى نشستیم و راجع به مسائل مختلف، صحبت مى کردیم. بعد از آن ایشان حدود یک ساعت استراحت نموده، مجدداً مشغول مطالعه یا رسیدگى به امور مراجعان مى شدند. بعد از نماز و شام هم معمولاً تا ساعت 11 مطالعه مى کردند. گاهى مى شد که شب ها بیشتر از سه ساعت، نمى خوابیدند. همیشه قبل از خواب وضو گرفته، رو به قبله مى خوابیدند.»[28]

رفتار در منزل

بى شک مردان خدا، انسانهاى بى ادعایى اند که رفتارشان در جامعه و خانواده الگویى براى همه است. فرزند ایشان در این باره مى گوید:

کمک به اهل منزل

«تا آن جا که امکان داشت، تمام کارهایشان را خودشان انجام مى دادند. بارها دیدم که ایشان جوراب یا دکمه لباس خود را مى دوختند، حتى گاهى اگر کسى نبود و میهمان داشتند، خودشان به آشپزخانه مى آمدند و چاى یا میوه آماده مى کردند و براى میهمان مى بردند.

مراقب بودند که مبادا زحمتشان بر دوش کسى بیفتد، از هیچ کس حتى فرزندان خود، توقع هیچ نوع کارى را نداشتند و اگر کوچک ترین کارى برایشان انجام مى دادیم، خیلى تشکر مى کردند و مى گفتند: ما همیشه مزاحمت براى دیگران ایجاد مى کنیم.

در بعضى از کارهاى خانه کمک مى کردند و این غیر از خریدى بود که براى خانه انجام مى دادند. مادرم مى گفتند وقتى بچه ها کوچک بودند، ایشان خیلى به من کمک مى کردند، مثلاً شیر بچه را آماده مى کردند یا او را آرام مى کردند، تا قدرى استراحت کنم.»[29]

احترام به همسر

به مادرم خیلى احترام مى گذاشتند. هیچ گاه ایشان را به اسم صدا نمى کردند. گاهى مى نشستند و به درد دل هاى ایشان گوش مى دادند. همیشه مى گفتند: این قدر خودتان را با کار خانه خسته نکنید. چه لزومى دارد این قدر زحمت بکشید.

هرگاه مریض مى شدند، کنار رختخوابشان مى نشستند و خود، برایشان آب لیمو مى گرفتند و یا حتى سوپ درست مى کردند. مى گفتند: اگر فداکارى و از خود گذشتگى ایشان نبود، من نمى توانستم در بعضى از کارها موفق باشم.»[30]

مهربانى با اهل منزل

فرزند ایشان در این باره مى گوید:

بسیار مهربان بودند. یادم است وقتى تازه به تکلیف رسیده بودم، مصادف با ایامى بود که نفت نبود و همه خانه ها سرد و به تبع آن آب هم سرد بود. صبح که ایشان مرا براى نماز بیدار مى کردند،یک قورى آب ولرم شده براى من مى آوردند تا با آن وضو بگیرم. یا صبح ها همیشه برایم لقمه درست مى کردند و در سفره مى چیدند و وقتى بزرگ تر شده بودیم، قبل از رفتن به مدرسه، با این که صبحانه شان را میل کرده بودند، اما کنار ما مى نشستند و برایمان چاى مى ریختند.»[31]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS