دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقد و ارزیابی وظیفه گروی قاعده نگر

در نوشتار قبل بیان شد که وظیفه گروی قاعده نگر، بر آن است که انسان همواره می‌تواند از راهنمایی یک یا چند قاعده کلی بهره گیرد و عمل اخلاقی انجام دهد؛
نقد و ارزیابی وظیفه گروی قاعده نگر
نقد و ارزیابی وظیفه گروی قاعده نگر
نویسنده: حسین راضی

در نوشتار قبل بیان شد که وظیفه گروی قاعده نگر، بر آن است که انسان همواره می‌تواند از راهنمایی یک یا چند قاعده کلی بهره گیرد و عمل اخلاقی انجام دهد؛ قواعدی مانند خوبی و درستی‌، فداکاری‌، راستگویی‌، امانتداری و سخاوتمندی که هر یک از آنها عمل خاصی را دریک موقعیت خاص لازم می‌شمارد و همیشه باید بدان پایبند بود(اصل کلیت ). به بیان دبلیو. دی. راس‌، باید مقام نظر را از مقام عمل جدا کرد. در مقام نظر و در نگاه نخست‌، ما قواعدی کلی و صحیح می‌یابیم‌. راستگویی در مقام نظر و در نگاه نخست‌، از آن جهت که راستگویی است‌، خوب است و هیچ استثنایی ندارد؛ ولی درمقام عمل‌، از آنجا که ممکن است یک عمل عنوان‌های گوناگون پذیرد، وظیفه فعلی تابع برآیند قواعدی است که بر آن موقعیت تطبیق می‌شود. وظیفه گروی قاعده نگر، بر وجود قواعد کلی در مقام نظر و درنگاه نخست تاکید می‌ورزد نه استثنا ناپذیربودن آنها. مقصود از وظیفه در نگاه نخست‌، چیزی است که‌، صرف نظر از سایر ملاحظات اخلاقی‌، وظیفه است‌. در مقام نقد و ارزیابی وظیفه گروی قاعده نگر باید گفت:‌

‌1. باور داشتن به وجود و اعتبار قواعد اخلاقی کلی‌، که راهنمای عمل اخلاقی قرار می‌گیرند، از نقاط قوت وظیفه گروی قاعده نگراست.

2. وثر دانستن ملاحظات دیگر، جز نتیجه یک کار، درارزیابی اخلاقی آن‌، از دیگر ویژگی‌های مثبت این نظریه به شمارمی رود.

3. بدیهی بودن همه یا اصول اساسی قواعد اخلاقی نزد بسیاری از متکلمان شیعه پذیرفته شده است‌. البته این به معنای بی نیازبودن عقل از وحی در بازشناسی وظایف اخلاقی نیست‌. دربسیاری موارد، عقل به تنهایی نمی تواند دریابد که یک عمل خاص مصداق کدام یک از عنوان‌های خوب یا بد است.

4. وظیفه گرایان قاعده نگر در مقام عمل هنگام تزاحم اصول اخلاقی تکلیف فرد را روشن نمی کنند و انسان را به حال خود رها می‌سازند. به نظر ما، به یاری وحی الهی می‌توان بر این مشکل فائق آمد. شریعت الهی‌، که برنامه زندگی است‌، در واقع دستورالعملی برای تشخیص وظیفه در مقام عمل است‌. بنابراین‌، می‌توان نوعی از وظیفه گروی قاعده نگر را، که برای بازیافت وظیفه اخلاقی فرد در همه موقعیت‌ها از دو منبع عقل و وحی یاری می‌جوید و آن دو را مکمل یکدیگر می‌شمارد، پذیرفت.
5. در شریعت اسلامی دو قاعده وجود دارد که سخن اخیر راتایید می‌کند و آن اینکه «هرچه عقل بدان حکم کند، شرع نیز بدان حکم می‌کند» و «هر چه شرع بدان حکم کند، عقل نیز به آن حکم می‌کند.»علامه حلی دراین باره می‌نویسد: برخی از کارها نیک و برخی ناپسندند. عقل تنها می‌تواند بخشی از کارهای نیک را بازشناسد وتوان شناخت همه را ندارد. درباره افعال ناپسند نیز همین گونه است‌. عقل برخی را می‌شناسد و برخی را نمی‌شناسد. با آمدن پیامبران الهی شناسایی خوب و بدهایی که عقل به تنهایی از آنها آگاهی ندارد، حاصل می‌گردد». 

مقاله

نویسنده حسین راضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS