دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقض

No image
نقض

كلمات كليدي : نقض موضوع، نقض محمول، نقض طرفين، كم، كيف

نویسنده : مهدي افضلي

یکی دیگر از راه‌هایی که برای اثبات صدق یک قضیه نزد منطق‌دانان معتبر است و از اقسام استدلال‌های مباشر به حساب می‌آید نقض یک قضیه است. منطق‌دانان نقض را چنین تعریف کرده‌اند: تبدیل یک قضیه به قضیه‌ای دیگر که در صدق با قضیه اصلی ملازمه دارد، ولی دو طرف قضیه در جای‌گاه اصلی خود باقی بماند. تبدیل یک قضیه به نقض خود اقسام مختلفی دارد که در زیر بیان می‌شود:

1. نقض موضوع

در نقض موضوع کاری که صورت می‌گیرد این است که نقیض موضوع قضیه اصلی در قضیه دوم موضوع قرار می‌گیرد، ولی محمول در هر دو قضیه یکی است و کم و کیف قضیه هر دو تغییر می‌کند. خود تبدیل و جابجایی را نقض موضوع و قضیه تبدیل‌شده را منقوض الموضوع می‌نامند. از باب نمونه اگر قضیه ای داشته باشیم به این شکل که "هر انسانی جاندار است" در فرایند تبدیل منقوض الموضوع آن چنین می‌شود: "بعضی غیر انسان‌ها جاندار نیستند."

2. نقض محمول

کاری‌که در نقض محمول صورت می‌گیرد این است که موضوع در قضیه اول، در قضیه دوم نیز موضوع قرار داده می‌شود، ولی نقیض محمول قضیه اصلی را محمول قرار می‌دهند. اصل تبدیل را نقض محمول و قضیه تبدیل شده را منقوض المحمول می‌نامند. کمیت در این نوع تبدیل بدون تغییر باقی می‌ماند، ولی کیفیت تبدیل می‌شود. از باب نمونه اگر در قضیه اصل، یک قضیه موجبه کلیه به این صورت داشته باشیم: هر مسلمانی موحد است، در صورت تبدیل، قضیه سالبه کلیه‌‌ای بدین شکل پدید می‌آید: هیچ مسلمانی غیر موحد نیست. بدین رو در نقض محمول، محمول قضیه به نقیض بدل می‌شود و کیف آن نیز تغییر می‌کند، سلب و ایجاب به جای یکدیگر قرار می‌گیرند.

3. نقض تام

در نقض تام، نقیض موضوع و محمول قضیه اصلی به عنوان موضوع و محمول در قضیه تبدیل شده قرار می‌گیرد. در این نوع تبدیل، کم قضیه تغییر می‌کند، یعنی کلی به جزئی تبدیل می‌شود،‌ ولی کیف آن یعنی سلب و ایجاب سرجای خود باقی است. منطق‌دانان عمل تبدیل را نقض تام و قضیه تبدیل شده را منقوضه الطرفین می‌نامند. از باب نمونه اگر قضیه بدین شکل داشته باشیم که هر انسانی عاطفی است،‌ پس از تبدیل چنین قضیه‌ای خواهیم داشت: بعضی از غیر انسان‌ها غیر عاطفی هستند. در سالبه‌ها نیز مانند موجبه عمل می‌شود.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS