دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نماز؛ وقت زيارت خدا

No image
نماز؛ وقت زيارت خدا

نماز ستون دين است. هر چه درباره نماز گفته شود کم است؛ زيرا اوج عبوديت و بندگي و معراج مؤمن و مايه تقرب هر متقي است. اگر هر عمل صالح عبادي موجب تقرب به خدا است، نماز به دليل اذکار و اعمال قلبي و جوانحي و جوارحي، حضور کامل و مطلق بنده در پيشگاه خداي مالک غني حميد است.

هر سخن و عملي که در نماز به جا مي آوريم، مفاهيم و معارف بسياري را با خود دارا است. پيامبر(ص) و پيشوايان معصوم دين اسلام(ع) به عنوان تبيين کنندگان علمي و عملي، هم به توضيح و شرح قرآن و آموزه هاي وحياني آن پرداخته اند و هم در عمل نشان داده اند که چگونه با پيروي و اسوه حسنه قراردادن آنان به اين حقايق و معارف دست يابيم و به شکل علم حضوري و شهودي آن را درک کنيم.

اگر خداوند درباره پيامبرش مي فرمايد: وَاَنزَلْنَا إِلَيْکَ الذِّکْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ؛ ما قرآن را به عنوان ذکر به سوي تو يکباره فروفرستاديم تا براي مردم اندک اندک آنچه نازل شده را تبيين کني(نحل، آيه 44) آن حضرت(ص) و نفس ايشان(آل عمران، آيه 31) و ديگر معصومان(احزاب، آيه 33) به عنوان راسخون در علم (آل عمران، آيه 7) و اهل ذکر و مانند آن به تبيين علمي و عملي آن پرداختند و اين گونه حقايق و معارف قرآني براي ما آشکار شد.

ما مسلمانان بر اساس دستور خداوند (حشر، آيه7) بايد به هر آنچه پيامبر(ص) و امامان در چارچوب تبيين علمي و عملي قرآن مي گويند، عمل کنيم و اطاعت نماييم و آن را به عنوان علم و عمل مورد توجه قرار دهيم. پس اگر تفسيري در عمل داشتند و گفتند: «صلّوا کما رايتموني اُصلّي؛ چنانکه من نماز مي خوانم و شما مي بينيد، نماز بخوانيد»، يا گفتند:«خذوا عنّي مناسککم؛ مناسک حج را از من بياموزيد و بگيريد»، بايد تفسير علمي آنان را بپذيريم و بر اساس آن، فکر و عمل خودمان را سامان دهيم.

امام صادق(ع) در مقام تفسير اصطلاحات نماز از جمله اذان و اقامه، مطالب بسيار والا و عميق و بلندي گفته اند که بايد مورد توجه قرار گيرد: ان الصادق(ع) سئل عن معني «حي علي خيرالعمل» فقال خير العمل الولاية، وفي خبر آخر خيرالعمل بر فاطمة وولدها (ع)؛ از امام صادق(ع) در مورد معني حي علي خير العمل، به سوي بهترين کارها بشتابيد، پرسيده شد، حضرت فرمود: بهترين کار همان ولايت است و در خبر ديگري مي فرمايد: بهترين عمل، نيکي به فاطمه و فرزندان معصومش است. (بحارالانوار، ج84، ص 134)

آن حضرت(ع) درباره معنا و مفهوم قد قامت الصلاة نيز مي فرمايد: و معني «قد قامت الصلاة» في الاقامة اي حان وقت الزيارة و المناجاة، و قضاء الحوائج، و درک المني و الوصول إلي الله عزوجل و إلي کرامته و غفرانه وعفوه و رضوانه؛ معناي قد قامت الصلاة، به تحقيق نماز برپا شد؛ يعني زمان زيارت و مناجات و برآورده شدن حوائج و درک آرزوها و وصول به سوي خداي عزو جل و کرامت و آمرزش و گذشت و رضوان الهي فرا رسيد. (بحارالانوار، ج 84، ص134)

پس زمان نماز، همان زمان زيارت خداي عزوجل است که بايد انسان خود را به بهترين ها به ويژه آرايه هاي اخلاقي در کنار آرايه هاي ظاهري بيارايد و با سيرت و صورت نيک در پيشگاه خداوند حضور يابد. (اعراف، آيه 31)

   روزنامه كيهان، شماره 21666 به تاريخ 18/4/96، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS